سیستم حسابداری ادواری مال یه دنیای آروم تر بود برای زمانی که موجودی انبار رو آخر ماه شمارش می کردن و تازه می فهمیدن اوضاع از چه قراره.
امروز اگه یه سازمان ندونه همین الان موجودیش چقدره، بهای تمام شده واقعی هر فروش چنده، حاشیه سود هر کالا چقدره و گردش موجودیش تو چه وضعیه، عملاً داره تو مه تصمیم میگیره.
حسابداری دائمی فقط عوض کردن نرم افزار نیست بلکه یه تغییر جدی تو نگاه مدیریتیه.
تو سیستم دائمی چی داریم؟
- هر خرید همون لحظه موجودی رو اصلاح میکنه.
- هر فروش همون لحظه بهای تمام شده رو شناسایی میکنه.
- سود ناخالص تقریبی نیست بلکه واقعی و قابل اتکاست.
- تحلیل موجودی، نقدینگی و سودآوری به صورت زنده انجام میشه.
وقتی موجودی پایان دوره رو دستی اصلاح میکنی، وقتی بهای تمام شده با تأخیر ثبت میشه، وقتی گزارش سود بر اساس «تخمین» بسته میشه،
کل تحلیل های بعدی از قیمت گذاری تا برنامه تولید روی زمین لق ساخته شدن.
تحلیل درست، روی داده دیرهنگام و ناصحیح شکل نمیگیره. پیش بینی دقیق، از ثبت غیرواقعی بیرون نمیاد.
نتیجه سیستم حسابداری دائمی چه خواهد بود؟
- شفافیت لحظهای
- کنترل واقعی موجودی
- کاهش خطای انسانی
- امکان تحلیل حاشیه سود به تفکیک کالا
و مهم تر از همه: تصمیمگیری بدون حدس
به نظرم قبل از اینکه به یک تحلیلگر مالی پیشنهاد همکاری بدید، ببینید که سازمانتون آیا داده محوره یا فقط گزارش تولید میکنه.
تحلیل مالی از جایی شروع میشه که ثبت مالی بروز، دقیق و پیوسته باشه.
بقیه ش فقط نمودار خوشگله یا اصطلاحا نقاشی دیجیتاله.