رامین نصیری فعال رسانه و کارشناس مسائل سیاسی در کانال شخصی خود با نام در مسیر خرد و اندیشه در ایتا و تلگرام نوشت:
بازگشت زیرپوستی رامبد جوان؛ کارناوال و بازتولید عملیات نرم دشمن در عرصه فرهنگ
بازگشت رامبد جوان به صحنه رسانهای کشور با برنامهای تحت عنوان «کارناوال»، بیش از آنکه صرفاً بازگشتی هنری باشد، زنگ خطری برای ناظران فرهنگی و اجتماعی است. برنامهای که به ظاهر سرگرمی است اما در جزءجزء آن ردپای سناریوسازی هدفمند و جهتدار دیده میشود و میتواند فضای عمومی را در مسیر مورد نظر جریانهای برانداز شکل دهد. وقتی پدیدهای که پیشتر به دلیل رفتارها و مواضع مناقشهبرانگیز از صحنه رسمی کنار گذاشته شد، اینبار با حمایت مالی و پلتفرمهای داخلی و شبکهای از مشاوران حرفهای بازمیگردد، ضرورت واکنش هوشمند و آگاهانه بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود.
چهار سال پیش، رامبد جوان به دلیل رفتارها و مواضع غیر ملی و در تضاد با ارزشهای فرهنگی و هویتی کشور، از رسانه ملی و فضای رسمی کنار گذاشته شد. این کنار گذاشته شدم هم نه صرفا توسط نهاد های رسمی حاکمیتی بلکه اتفاقا توسط مردمی بود که انتظار داشتند تا افرادی که خود محصول دیده شدن و مطرح شدن در رسانه ملی هستند و به نوعی با نردبان رسانه ملی بالا آمده اند در بزنگاه های حساس جنگ شناختی در میان تله ها و مین های جنگ شناختی گیر نیافتند و با خطای شناختی خود مردم را نیز فریب ندهند. بهرحال اما این سپری شدن فاصلهٔ زمانی به معنی قطع نفوذ و تأثیرگذاری او نمی باشد و همچنان مردم با بیاد آوری برخی برنامه های او به مانند خندوانه در سال های پیش، علاقه مندی خاصی به او دارند. به ویژه اینکه این چند سال سکوت او به نوعی باعث شد تا موضع گیری نا صحیح و غیر اصولی سیاسی او نیز به فراموشی سپرده شود. اکنون، بازگشت او با پشتوانهٔ اسپانسرهای داخلی مانند بانکها و مجموعههای خصوصی، و بهرهگیری از پلتفرمهای به اصطلاح «حیاط خلوت قانونی» امکانپذیر شده است. فرصتی که بیشتر در راستای بهره برداری از ظرفیت همه هنرمندان و نخبگان با وجود تفاوت در سلایق سیاسی به او داده شده است. اما همین فرصت دادن باعث شده است که زمینه هدایت افکار عمومی و تغییر اولویت های جامعه و برخی تابو شکنی ها نیز به او داده شود. در ادامه بررسی می شود که آیا برنامه کارناوال رامبد جوان یک برنامه سرگرم کننده است یا به دنبال تغییر ذائقه و علقه ها و ارزش های جامعه می باشد؟
کارناوال در نگاه اول محصولی سرگرمکننده با تم غربی است، اما بررسی دقیق محتوا نشان میدهد که این برنامه اهدافی فراتر از سرگرمی دارد:
تاکید بر احساس و حذف مرجعیت تحلیل: پرداختن به موضوعات حساس با زبانی تحریکآمیز، بدون اشاره به عاملان اصلی بحران، مخاطب را به سمت احساس پوچ و سرخوردگی سوق میدهد. انگار مقصر کسی است که امکان بردن نام او ممکن نیست و در نتیجه در این حالت صرفا احساس خشم و ترس فضا را پر می کند و راه حل و راه کار برون رفت از مشکل نادیده گرفته می شود.
حذف نقش جنبشها و نهادهای داخلی: نادیده گرفتن نقش سیاسی و اجتماعی گروههای سیاسی و اجتماعی، پیام آشکاری از جهتدهی محتوا به سمت القای بیاعتمادی محسوب می شود.
پشتوانه مالی و شبکهٔ حمایتکننده: اسپانسرها و منابع مالی پشت پرده، امکان استمرار پروژه و تداوم اثرگذاری آن را فراهم میکنند.
فضاهای حیاط خلوت پلتفرمها: محیطهای قانونی اما غیرشفاف امکان نشر محتوای تهاجمی را فراهم میکنند و میتوانند به عادیسازی روایتهای ضد نظام منجر شوند.
بهرحال این برنامه با رعایت این نکته که ابتدا تلاش کند تا مخاطب را جذب کرده و همراه خود سازد شاید در نگاه اول نکته خاصی نداشته باشد اما با دقت در متن و محتوا و همچنین روند برنامه سازی او می توان به این نکته پی برد که باید قبل از آن که دیر شود طرح هایی برای مقابله با آن داشته باشیم. البته واکنش به چنین هجمهای نباید صرفاً به حذف یا سانسور محدود شود. بهترین پاسخ، واکنش هوشمند و مدنی است:
نقد و تحلیل دقیق برنامه و انتشار نتایج برای مخاطب عام.
تقویت سواد رسانهای و آموزش تفکیک روایت واقعی از عملیات روانی.
شفافسازی کامل منابع مالی و حمایتکنندگان برنامه توسط پلتفرمها.
تولید محتوای جایگزین توسط هنرمندان و روزنامهنگاران دغدغهمند، با تمرکز بر روایت صحیح و مستند.
سخن پایانی
بازگشت رامبد جوان و اجرای «کارناوال» بیش از آنکه یک پدیده هنری باشد، نمونهای از ترکیب سرمایه، شبکهٔ حمایتی و سناریوسازی محتواست که میتواند در شرایط حساس اجتماعی، بذر شکاف و بیاعتمادی بکارد. مقابله با این هجمه تنها از مسیر واکنش مدنی، تحلیل مستند، روایت جایگزین و ارتقای سواد رسانهای ممکن است و نه از مسیر حذف صرف یا پذیرش منفعلانه. حوزه فرهنگ امروز میدان نبرد افکار عمومی است و مقابله هوشمندانه با عملیات نرم دشمن، ضروریترین اقدام برای حفظ انسجام فرهنگی و اجتماعی کشور محسوب می شود.