تصمیم بههنگام یا سهمخواهی دیرهنگام؟ تأملی بر نقدهای حسین مرعشی در میانه بحران
اظهارات اخیر حسین مرعشی درباره تأخیر در تصمیمگیری و ضرورت برکناری مدیران ناتوان، در ظاهر سخن تازهای نیست. بدیهیاتی است که هر شهروندی در شرایط فشار اقتصادی و تنگنای معیشتی با آن همنظر است. اما مسئله اصلی نه خود گزارهها، بلکه گوینده، زمان بیان و هدف پنهان پشت این نقدهاست؛ جایی که نقد مدیریتی بهتدریج شبیه به مطالبه سهم سیاسی میشود و دقیقاً در این نقطه کانونی است که باید تمیز بدهیم مطالبه گری به هنگام را با سهم خواهی دیر هنگام. حسین مرعشی کسی که ادعا داشت که به اندازه چندین نماینده مجلس و وزیر در زمان سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان قدرت و توان دارد الان مدعی است که نظام و دولت نیاز دارد تا به هنگام تصمیمات سخت را بگیرد و اجازه ندهد که گذشت زمان هزینه را برای نظام بالا ببرد.
اما خب حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، بهخوبی میداند که تصمیمگیری بههنگام صرفاً یک تکنیک مدیریتی نیست، بلکه بخشی از عقلانیت سیاسی در شرایط عادی است. پرسش اینجاست که آیا اکنون، در میانه یک جنگ ترکیبی تمامعیار، فشار اقتصادی ناشی از تحریمهای آمریکا و تهدیدات امنیتی رژیم صهیونیستی، اولویت کشور، بازآرایی قدرت به نفع یک جریان سیاسی خاص است یا تثبیت مدیریت کلان کشور؟
واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از نقدهای مرعشی، بیش از آنکه دغدغه کارآمدی باشد، بوی سهمخواهی پس از انتخابات میدهد که ظاهراً گفتمان وفاق دکتر پزشکیان مانع از رسیدن این جریان به این موضوع شده است. جریانی که در ایام رقابت انتخاباتی سال گذشته با فعالسازی پایگاه رأی خود به میدان آمد و باعث شد تا مشارکت انتخاباتی بالا برود و همچنین شاید باعث موفقیت و انتخاب رئیس جمهور پزشکیان شد، امروز انتظار دارد این سرمایه سیاسی را به صورت کامل نقد کند؛ نه در قالب اصلاح ساختارها، بلکه با نشاندن همجناحیها بر کرسیهای مدیریتی. این همان نقطهای است که نقد از مسیر اصلاح خارج میشود و به فشار سیاسی بدل میگردد تا کارآمدی و ثبات سیاسی هم در میان سهم خواهی یک جریان فکری و سیاسی به آوردگاه ذبح و قربانی شدن آورده شود.
سؤال بزرگتر اما شخص خود مرعشی است. سیاستمداری با دههها حضور در قدرت، با تجربه عبور از دولتها و بحرانها، آیا نباید بیش از همه به منطق زمانشناسی سیاسی پایبند باشد؟ آیا بهتر نیست کسی که سالها در متن قدرت بوده، بداند که گاه بزرگترین تصمیم بههنگام، کنار رفتن بهموقع از صحنه بازیهای سیاسی است و گاه تمرکز کردن بر دشمن و مشکلات بزرگتر و گاهی با گذر از تلاطم و تشدد آراء و وفاق و تثبیت شرایط؟ واقعاً در شرایطی که ملت ایران با آمریکا و متحدانش دستوپنجه نرم میکند، آیا تشدید اختلافات درونی دولت، کمکی به حل مسئله میکند یا صرفاً آب به آسیاب دشمن میریزد؟
مرعشی خود را دبیرکل حزبی میداند که سازندگی را یدک میکشد و مدعی اصلاحات است. اما پرسش اساسی این است که این اصلاحات چه نسبتی با سازندگی دارد؟ اصلاح، اگر قرار است معنای واقعی داشته باشد، باید معطوف به افزایش بهرهوری، کاهش ناکارآمدی و بهبود تصمیمسازی باشد؛ نه تبدیل شدن به اهرم فشار برای تغییر موازنه قدرت به نفع یک حلقه سیاسی خاص که همواره منتقد است و روحیهای سیری ناپذیر در کسب قدرت و اعتبار دارد. جریانی که نه پاسخ گو است و نه مسئولیت پذیر بلکه همواره نق میزند و غر میزند و مطالبه گری میکند و عملاً معرکه گیر سیاسی شده است.
اساساً انتقادات این طیف، اغلب هم به نوعی بازگویی بدیهیات است؛ اینکه مدیر ناتوان باید کنار برود، تصمیم نباید معطل بماند و مسئولیتپذیری ضروری است. اما همین بدیهیات، وقتی با مطالبه آشکار یا پنهان برای گوش به فرمان بودن دولت و چینش مدیران همسو با آقای مرعشی گره میخورد، دیگر اصلاحطلبی نیست؛ نوعی قیممآبی سیاسی است و گویی پدری جریان سیاسی در این برهه حساس تاریخی تبدیل شده است به پدری قدرت اجرایی دولت.
نکته مهمتر آن است که دولت پزشکیان، برخلاف ادعاها، خالی از نیروهای اصلاحطلب نیست. بخش مهمی از بدنه اجرایی دولت از همین جریان مطالبه گر برخاسته است. بنابراین، فرار به جلو و مقصر جلوه دادن تأخیر دولت بدون پذیرش سهم اصلاحطلبان در وضع موجود، نوعی شانه خالی کردن از مسئولیت تاریخی است که مام میهنمان ایران را هدف قرار داده است.
در نهایت، کشور بیش از هر چیز نیازمند ثبات در تصمیمسازی، انسجام در حکمرانی و پرهیز از منازعات فرسایشی سیاسی و دعواهای درون حزبی و داخلی است. نقد دلسوزانه، زمانی ارزشمند است که مرز روشنی با سهمخواهی داشته باشد. در غیر این صورت، حتی درستترین گزارهها هم میتوانند در بدترین زمان، به غلطترین نتیجه منجر شوند. بنابراین حتی شاید بهتر باشد بگوییم که شاید وقت آن رسیده است که برخی از سیاستمداران قدیمی، پیش از توصیه به تصمیمگیری بههنگام، این پرسش را با خود صادقانه مرور کنند که آیا زمان خداحافظی بههنگام این افراد از صحنه رسانهای و بازیها و سهم خواهیهای سیاسی فرا نرسیده است؟