رامین نصیری فعال رسانه و کارشناس مسائل سیاسی در کانال شخصی خود با نام در مسیر خرد و اندیشه در ایتا و تلگرام نوشت:
زلزله، تست بمب اتم یا جنگ روانی؟
خوانشی منطقگرا از سناریوهای رسانهای و آماده باش ذهنی برای مقابله با جنگ شناختی دشمن
چند شب پیش زمین لرزید؛ حوالی اصفهان تکانی خورد، پسلرزههایی آمد و مثل هر رخداد طبیعی دیگری، مردم با اضطراب و کنجکاوی به اخبار و پیامکها چشم دوختند. اما این بار، همانطور که انتظار میرفت، دستگاهِ تولید روایتِ دشمن و بوقهای تبلیغاتی خارجنشین فوراً دست به کار شدند: «آزمایش بمب هستهای در ایران!»؛ «نشانهی دستیابی ایران به توان هستهای عملیاتی!»؛ و دهها تیتری از این دست که بیش از آنکه تحلیل علمی باشند، صدای تحریف و عملیات روانی را بلند کردند.
بیایید منطق را در اولویت بگذاریم. زلزله رخداد طبیعی است و اکثر زلزلهها پسلرزه دارند. این یک الگوی شناختهشدهٔ زمینشناسی است. هرگاه گسلها تنش آزاد کنند، امواجی در پوسته زمین منتشر میشود که شبکههای ملی و بینالمللی لرزهنگاری آنها را ثبت میکنند. اگرچه هر پدیدهٔ عجیبوغریبی میتواند موضوع گمانهزنی شود، اما در حوزهٔ تحلیل رخدادهای زمینی دو نکتهٔ مهم را نباید فراموش کرد.
اول اینکه امواج زمینلرزه و امواج ناشی از انفجارهای مصنوعی تفاوتهای محسوس و اندازهگیریشدهای دارند. نهادهای تخصصی و شبکههای لرزهنگاری قادرند با تحلیل نوع موج، عمق و الگوی انتشار انرژی، تفاوت میان یک رویداد طبیعی و یک انفجار سطحی یا زیرزمینی را تشخیص دهند. این تشخیص علمی به ابزار و مقیاسسنجی نیاز دارد که در اختیار مراکز تخصصی داخلی و بینالمللی است.
نکته دوم اینکه خبررسانیِ حرفهای بر مبنای داده و گزارش کارشناسانه شکل میگیرد؛ نه بر پایهٔ پیامکها، کلیپهای دستبهدستشده یا مواضع سیاسی-تبلیغاتی رسانههای معاند. هنگامی که یک ادعای بزرگ مطرح میشود مانند ادعای آزمایش هستهای توسط ایران، معیار سنجش ما باید دادههای علمی قابل راستیآزمایی و اظهارنظرهای موسسات معتبر باشد، نه هیجانِ زودگذری که دشمنان از آن نانِ رسانهای میسازند.
پس چرا این روایتهای دروغین و جنجالآفرین تکرار میشوند؟ پاسخ ساده است: عملیات روانی. هدفِ کارزارِ رسانهای دشمن در شرایط بحرانی دو چیز است: اول، افزایش تزلزل روانی و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای داخلی؛ دوم، ایجاد توجیه سیاسی و دیپلماتیک برای تحریک کشورها و متحدانِ آنها علیه ایران. وقتی روایت «آزمایش بمب» بر سر زبانها میافتد، بلافاصله فشار دیپلماتیک، تقویتکنندههای خبری دروغین و فیک نیوزها و درخواستهای «اقدام فوری» و مقابلهای، اضطراب عمومی و تنش اذهان عمومی تشدید میشود. و همه اینها میتوانند پوشش و دستاویزی برای فشارهای بعدی هم گردند.
در داخل کشور هم متأسفانه کسانی هستند که بیدقتی و شتابزدگی را با «هوشمندیِ سیاسی» اشتباه میگیرند؛ عدهای با بازنشرِ شایعات یا تصاویر و ویدئوهای بدون منبع، شعلهٔ شایعه را برافروختهتر میکنند. این عمل نه تنها به تشویش اذهان عمومی دامن میزند، بلکه به تقویت همان عملیات روانی منجر میشود که دشمن آن را طراحی کرده است.
چه باید کرد؟ چند راهکار ساده و عقلانی:
۱. به دادههای علمی اعتماد کنیم: مطالعات و گزارشهای مراکز لرزهنگاری داخلی و نهادهای بینالمللی را ملاک قرار دهید. این مراکز با ابزارهای فنی میتوانند منشأ و ماهیتِ رویداد را بیان کنند.
۲. از بازنشر شایعات خودداری کنیم: هیچ پیامی واجبتر از آرامش جامعه نیست. بازنشرِ هر سخنِ بدون منبع، سوختِ بیشتر به موتور شایعه و دشمن میرساند.
۳. رسانههای مستقل و مسئول فعال شوند: رسانههای ملی و رسانههای مردمی باید به صورت شفاف و سریع اطلاعات موثق را منتشر کنند تا جایی برای خبرهای جعلی و فیک نیوزها نماند.
۴. سواد رسانهای را تقویت کنیم: هر شهروند باید بداند چگونه منبع خبر را بررسی کند، از کجا اطلاعات موثق بگیرد و چه چیزهایی را نباید گسترش دهد.
۵. نگذاریم عملیات روانی، تصمیمساز شود: در سطوح دیپلماتیک و امنیتی، واکنشها باید مبتنی بر دادههای راهبردی و کارشناسانه باشد نه تحت تأثیر موجهای رسانهای و فشارهای روانی.
در پایان باید تکرار کرد: اغلبِ این داستانها مسبوق به سابقهاند. رسانهها و بوقهای دشمن پیش از این نیز در بزنگاههای مختلف تلاش کردهاند با تولید روایتهای دروغین، جامعه را مشوش کنند و در مسیر سیاستگذاریهای بینالمللی نفوذ ایجاد کنند. آنچه امروز لازم است، نه انکار واقعیتهای طبیعی و علمی است و نه ترسو شدن در برابر تهدیدهای تخیلی؛ بلکه واکنشِ عقلانی، مبتنی بر دانش و حفظ آرامش و انسجام ملی است. دشمن از تفرقه و هراسِ ما نفع میبرد؛ ما اما با منطق، علم و وحدت میتوانیم آشکارا این بازی را خنثی کنیم.