🔰 فشار حداکثری «اولترا»؛ بازی خطرناک آمریکا
🔹این روزها آنچه از مواضع جدید ترامپ و مقامات آمریکایی عیان شده، نشان میدهد که ایالات متحده در حال عبور از تقابل نظامی صرف به مرحلهای پیچیدهتر و خطرناکتر است؛ مرحلهای که میتوان آن را «فشار حداکثری اولترا» نامید. جایی که همراه با تحریم و فشار اقتصادی، تهدید به حمله، عملیات محدود، محاصره و جنگ روانی بهصورت همزمان مواجه هستیم. وقتی ترامپ از «نابودی زیرساختها در یک روز» سخن میگوید، از «حمله مجدد» حرف میزند و در عین حال یک ملت را با ادبیاتی توهینآمیز توصیف میکند، در واقع بخشی از یک پازل فشار ترکیبی مضاعف را علیه ملت ایران به کار می برد.
🔹البته در همین چارچوب، تناقضات رفتاری و گفتاری ترامپ بیش از هر چیز خودنمایی میکند. او تنها در فاصلهای کوتاه، از توصیف ایران بهعنوان «منطقی و قابل مذاکره» به ادبیاتی رسیده که سراسر توهین و تهدید است. از یکسو سخن از «حمله بزرگ» و «محاصره» به میان میآورد و از سوی دیگر صراحتاً اعلام میکند که برنامهای برای جنگ زمینی ندارد. این یعنی راهبرد اصلی آمریکا اعمال فشار چندلایه با هدف فرسایش، ارعاب و امتیازگیری است؛ مدلی که پیشتر هم آزموده شده اما نتایج قطعی و تعیینکنندهای برای واشنگتن به همراه نداشته است.
🔸نکته مهم دیگر این است که حتی در درون آمریکا نیز نسبت به این رویکرد اجماع وجود ندارد. از سناتورها تا تحلیلگران، بارها به بیثباتی در تصمیمگیری و تغییر مداوم اهداف اشاره کردهاند. وقتی مذاکره «اتلاف وقت» خوانده میشود و همزمان از «احتمال توافق» سخن گفته میشود، این خود نشانهای از نبود یک نقشه راه مشخص توسط ترامپ و آمریکاست. این وضعیت بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار باشد، بیانگر نوعی سردرگمی در سطح راهبردی و سیاست گذاری است. استیصال واژه ای است که مقام عظمی ولایت هم در پیام 28 خرداد خود بدان اشاره کردند و فرمودند که آمریکا بخاطر استیصال مجبور به پذیرش شرایط و شروط ایران و امضای تفاهم نامه شد.
🔹از سوی دیگر، اعتراف صریح به تأثیر حملات بر بازار انرژی نیز قابل تأمل است؛ جایی که ترامپ گفت با هر ضربه به ایران، قیمت نفت بالا خواهد رفت و این البته گریز ناپذیر است و ترامپ مدعی شد البته که این اشکالی ندارد. این گزاره بهخوبی نشان میدهد که این سطح از تنش و فشارحداکثری مضاعف، کل اقتصاد جهانی و بهویژه متحدان آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به عبارت دیگر، فشار حداکثری اولترا، اگرچه با هدف مهار ایران طراحی شده، اما میتواند به بیثباتی گستردهتری در نظام بینالملل منجر شود.
🔸در نهایت باید گفت آنچه امروز در حال وقوع است، یک «مدیریت بحران از مسیر فشار» است. مدلی که در آن تهدید، جایگزین راهبرد شده و نوسان در مواضع، جای ثبات تصمیمگیری را گرفته است. چنین مسیری اگرچه ممکن است در کوتاهمدت دستاوردهایی محدود ایجاد کند، اما در بلندمدت، ناگزیر آمریکا را در تنگنای بیشتری قرار خواهد داد. جایی که دیگر گفتار درمانی آمریکایی جواب نخواهد داد و اقتصاد جهانی تحت تاثیر این فشار اولترا با ناکارآمدی و کلپس رو به رو خواهد شد.
✍🏻 رامین نصیری