🔰هماهنگی میدان و دیپلماسی
🔹در کشاکش تحولات پیچیده بینالمللی، ایران با اتکا به الگوی بیبدیل «هماهنگی میدان و دیپلماسی»، نقشه راهی نوین در عرصه سیاست خارجی ترسیم کرده است. این پارادایم که سالها پیش در گفتمان سیاسی کشور مطرح شد، امروز به بلوغی رسیده که نه تنها مرزهای سنتی بین نهادهای نظامی و دیپلماتیک را درنوردیده، بلکه الگویی یکپارچه برای تأمین حداکثری منافع ملی ارائه میدهد. قلب این استراتژی در همگرایی بیسابقه بین ابزارهای نرم و سخت قدرت نهفته است؛ ترکیبی که دشمنان را در محاسبات خود دچار خطای راهبردی میکند.
🔸نمونه عینی این هماهنگی را میتوان در همزمانی عملیات «وعده صادق ۱» با دیپلماسی فشرده شهید امیرعبداللهیان مشاهده کرد. در حالی که وزیر خارجه شهید ما با سفرهای پی در پی به پایتختهای منطقهای، شبکه امنیتی دشمن را در غرب آسیا به چالش میکشید، میدان با عملیاتی حساب شده، توازن قوا را به نفع ایران تغییر داد. این دوگانگی هوشمندانه، دشمن را در میانه انتخاب بین جنگ تمامعیار و پذیرش واقعیتهای جدید زمینی قرار داد.
🔹گفتنی است امروز نیز دیپلماسی مبارزهای ایران محدود به وزارت خارجه نیست؛ از رسانه ملی تا نهادهای علمی و اقتصادی، همه به سربازان این جبهه تبدیل شدهاند.
🔹زمانی که مجری شبکه خبر با انگشت اقتدار، حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی به ساختمان شیشهای این شبکه را محکوم میکند، در واقع سلاح رسانهای را به خدمت دیپلماسی عمومی درآورده است. مصاحبههای دکتر پزشکیان با رسانههای بینالمللی نیز روایتی استراتژیک از صلحطلبی همراه با اقتدار ایران ارائه میدهد؛ روایتی که مشروعیت اقدامات دفاعی کشور را در مجامع جهانی تقویت میکند.
🔸از سوی دیگر وقتی دشمن در بعد دیپلماتیک تحریم جدیدی اعمال میکند، میدان با مانورهای نظامی هدفمند پاسخ میدهد و همزمان، دیپلماسی اقتصادی با شرکای منطقهای برای خنثیسازی اثرات تحریم وارد عمل میشود. این مثلث قدرت، دشمن را در محاسبات خود سردرگم میکند.
🔹دستاورد این هماهنگی فراتر از موفقیتهای مقطعی است. تقویت اتحاد ملی، افزایش سرمایه اجتماعی نظام و تبدیل ایران به بازیگری غیرقابل پیشبینی در معادلات جهانی، از ثمرات بلندمدت این استراتژی است. هنگامی که رسانه ملی همگام با عملیات نظامی، جنگ روایتها را مدیریت میکند، در واقع پیوند ناگسستنی بین تمام ارکان نظام در راستای منافع ملی به نمایش گذاشته میشود.
🔸این الگو امروز به سنگری استراتژیک در برابر فشارهای حداکثری دشمن تبدیل شده است. همانگونه که هماهنگی بین موشکهای بالستیک و مذاکرهکنندگان هستهای، دست دشمن را از اهرم فشار خالی کرده، همگرایی بین دیپلماسی عمومی و عملیات روانی، کفه ترازوی موفقیت را به سمت ایران تغییر داده است. این استراتژی نه یک انتخاب که ضرورتی اجتنابناپذیر در جهان چندقطبی امروز است؛ جهانی که در آن قدرتهای نوظهور با ترکیب هوشمندانه ابزارهای سخت و نرم، قواعد بازی را بازنویسی میکنند.
✍🏼 رامین نصیری