خیز بزرگ ترامپ برای ممانعت از افول قدرت آمریکا با توسل کردن به قدرت نظامی کلید خورده است. در همین راستا ترامپ چندین و چند سیاست کلی را از زمان به قدرت رسیدن در سال 2024 آغاز کرده است. اولین اقدام اساسی ترامپ را شاید بتوانیم حمایت بی حد و حصر از جنایات رژیم صهیونیستی بشماریم؛ جایی که هم پیشرفتهترین تجهیزات و سامانههای راداری و جنگی را در اختیار رژیم قرار داد و هم در مواردی به صورت مستقیم اقدام به انجام عملیات های اطلاعاتی و گاها نظامی در میدان کرد.
اما در ادامه پا را فراتر نهاده و به نیابت از رژیم، ایالات متحده در منطقه اقدام به آتش افروزی و شروع جنگ مشخصاً با ملت یمن کرد و سپس در اقدامی غیر عقلایی، به سه سایت هستهای ایران نیز حمله کرد. دومین اقدام ترامپ حرکتی نمایشی و تبلیغاتی بود جایی که نام وزارت دفاع ایالات متحده را به وزارت جنگ تغییر داد. و نهایتاً سومین اقدام اساسی ترامپ در بستن بودجه 1.5 تریلیون دلاری نظامی برای سال جدید است. بزرگی این عدد زمانی مشخص میشود که بدانیم بودجه نظامی آمریکا در سال 2000 تنها 38 میلیارد دلار بوده است و سپس در سال 2004 که همزمان به دو کشور افغانستان و عراق حمله نظامی کرده بود، به عدد حدود 250 میلیارد دلار رسیده بود.
خود ترامپ در همین باره گفته است که این بودجه بزرگ به آمریکا اجازه میدهد ارتش رویایی را که مدتها منتظرش بوده است را بسازد و با توسل به آن در برابر هر دشمنی محفوظ و ایمن باشد. ترامپ در همین زمینه ادعا کرده است که این افزایش بودجه نظامی به دلیل منابع و درآمدهای سرشار حاصل از تعرفهها بوده است اما واقعیت این است که این افزایش بودجه به دلیل آن است که ایالات متحده اتفاقاً قدرتش کم شده است و دیگر نمیتواند با توانمندی و قدرت 1 تریلیون دلاری از پس پروندههای مختلفی که الان دارد بر بیاید. به بیان بهتر ایالات متحده زمانی بودجه یک بخش را زیاد میکند که کارآمدی آن بخش با بودجه پیشین پایین باشد فلذا به دنبال تقویت آن با پول پاشی و بستن بودجه سنگین بر میآید.
از سوی دیگر این افزایش بودجه نظامی چندین پیام برای بازیگران نظام بینالملل نیز دارد. اولین پیام آن این است که بودجه بیشتر به معنای بحران بیشتر، جنگ بیشتر، خونریزی بیشتر است. ایالات متحده با این بودجه هنگفت نظامی قطعاً به دنبال صلح نخواهد بود بلکه به دنبال آن است که تعداد عملیاتهای نظامی بیشتری را در اقصی نقاط جهان برگزار کند. همچنین این بودجه هنگفت به معنای آن است که قدرت نرم ایالات متحده دیگر کارساز نیست و توان اجماع کنندگی ایالات متحده در سطح بینالملل هم به محاق رفته است. فلذا ایالات متحده نه از روی قدرت و نه از روی اقتدار بلکه از روی استیصال و از روی شکست و ضعف در حل کردن مسائل و مشکلات خود، به دنبال تقویت توان نظامی رفته است. حال آن که حل شدن نظامی مسائل، بسیار شکننده، کوتاه مدت و در عین حال مقدمهای برای موفقیتها و کامیابیهای ملتهای آزاده جهان در مقابل ایالات متحده خواهد بود. انشاالله