نمیخواهم همین اول کار بگویم من از قبل این اتفاقات را حدس میزدم اگر صادقانه اش را بخواهید زمانی که دولت در دست جبهه اصلاح طلبان افتاد با خود گفتم دیگر اعتراضاتی رخ نخواهد داد چون دولت دست خودشان است و بیشترین الیگارشی در این مملکت از اصلاح طلبان هستند اما خب تحلیلم اشتباه بود اعتراضاتی رخ داد که دلیل اصلی آن اقتصاد بود.
حالا مشکلات ریز و درشت اقتصادی دارد خودش را نشان میدهد و جامعه را ملتهب کرده است. اقلام مهم و اساسی حسابی گران شده است و کالابرگ یک میلیونی هم خیلی نمیتواند کمک حال مردم باشد.
ابتدا بازاریان به دلیل التهاب در بازار ارز اعتراضاتی را شروع کردند من واقعیتش کمی خوشحال شدم چون احساس میکردم دولت کاملا اوضاع را رها کرده است و کشور را روی دکمه ی اتو پایلوت گذاشته است و این اعتراضات نیاز بود حتی دوست داشتم که مقصد اعتراضات اتاق بازرگانی باشد اما خب اوضاع طور دیگری جلو رفت.
قوم لری که هر روز آنها را در توییتر و اینستاگرام مسخره میکردند و با آجر برایشان جوک درست میکردند حالا به آدمهای خوب در این فضا ها تبدیل شده بودند چون اوضاع را از اعتراض صرف به اعتراض مسلحانه تبدیل کردند.
چندین روز گذشت که فراخوان رضا پهلوی به طور کامل اعتراض درست و اساسی را تغییر داد. پنجشنبه شب یک نیمچه جنگ داخلی رخ داد و در بعضی از مناطق تبادل آتش سنگین گزارش شد. حجم خشونت بسیار بالا رفت و خیلی از اموال منقول و غیرمنقول دولتی و شخصی آتش گرفته بود و متاسفانه تعداد کشته های دو طرف نیز بالا رفت به این وضعیت جنگ داخلی میگویند وقتی ایرانی روبروی ایرانی قرار میگیرد و تفنگ های خود را در برابر هم قرار میدهند تا زورآزمایی کنند. همین الان که متن را مینویسم هنوز اوضاع به اتمام نرسیده است و ممکن است اوضاع خرابتر هم بشود اما برای پیدا کردن راهکار باید ابتدا منشا آن را پیدا کنیم.
اینکه تمام معترضین را عوامل اسرائیل و آمریکا بدانیم یعنی خودمان را داریم گول میزنیم منصفانه اوضاع اقتصادی خوب نیست و معلوم است که همه ی افراد ساکت نمینشینند با توجه به اینکه در محله هایپایین شهر دامنه ی اعتراضات روزهای اخیر(نه روز اول که قشر بازاریان اعتراض کردند) بیشتر بوده است میتوان منشا اعتراضات قشر کارگر جامعه دانست بر خلاف اعتراضات ۱۴۰۱ که منشا آن قشر متوسط بود. با توجه به اینکه سلبریتی ها بر خلاف اعتراضات ۱۴۰۱ خیلی از اعتراضات امسال حمایت نکردند میتوان به طور کامل و دقیق به منشا اعتراضات پی برد. دلیل حمایت سلبریتی ها از اعتراضات ۱۴۰۱ سمپاتی این افراد با قشر متوسط جامعه بوده است چون طبقه ی متوسط موتور محرک محصولات فرهنگی و تصویری ایران هستند.
راهکار جدی گرفتن این قشر یعنی قشر کم درآمد و کارگر است. وقتی که بودجه ی عمرانی کاهش پیدا کرده است یعنی کارگرهای بیشتری بیکار شده اند. بیکاری آدم ها را بی حوصله میکند آستانه ی تحملشان را کاهش میدهد. بودجه ی عمرانی کاهش پیدا کرد و شهرهای کارگر نشین آبدانان و مرودشت و ...به اعتراض روی آوردند چون وقتی ساخت و ساز کم شود نیاز به کارگر هم کمتر میشود و به تبع بیکاری این قشر افزایش پیدا میکند.
وقتی کارگر میبیند بازاری با یک روز اعتراض از دولت امتیاز میگیرد و مالیاتش کمتر میشود ولی وقتی خودش در پالایشگاه پارس جنوبی جم ۶ ماه اعتراض میکند و حتی خبرش در سایت های دسته چندمی هم پخش نمیشود معلوم است که صدایش بلند میشود.
حکومت کارگر و کم درآمد را جدی نگرفته است و حالا صدای این قشر درآمده است مطمئنا کسی که به طور حرفه ای چراغ راهنمایی را از بین برده است را نمیتوان فرد عادی دانست که فقط اعتراض دارد اما اینکه تمام معترضین را عوامل آمریکا و اسرائیل بدانیم بی انصافی است.
اعتراضاتی رخ داد و بعضی ها برای اهداف خودشان از آن سو استفاده کردند اینکه حکومت منتظر باشد که کسی سو استفاده نکند ساده لوحی است راهکار این است از عوامل پیشامد اعتراض جلوگیری کنیم کاری نکنیم که قشر کارگر عاصی بشوند و این عاصی نشدن هم راهکار دارد و راهکارش این است که:
آن ها را جدی بگیریم.
در سپهر سیاسی ایران نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان هیچکدام نماینده ی قشر کارگر نیستند برای همین اولین قدم جدی گرفتن این قشر، یک زلزله ی سیاسی است یک راه سوم راهی که به طور واقعی نماینده اقشار کم درآمد جامعه باشد حتی اگر آن نماینده در انتخابات رای نیاورد این جدی گرفتن باعث میشود از نارضایتی جلوگیری شود.
همین که رضا پهلوی جدی گرفته میشود و فراخوانش کشور را به هم میزند یعنی این قشر نماینده میخواهد. میخواهد که جدی گرفته شود و با اهمیت دادن به فراخوان پسر آخرین شاه ایران به حکومت میگوید که در درون حکومت نماینده میخواهد و گرنه برای سرنگونی حکومت شورش میکند.
تا دیر نشده است باید این قشر جدی گرفته شود که اگر جدی گرفته نشود در این مرز و بوم تر و خشک با هم میسوزند...
با آرزوی سرافرازی برای ایران و ایرانی