چرا مجازات اعدام باید لغو گردد

شاید بتوان گفت که تا آغاز عصر روشنگری و آغاز تفکر انتقادی در باب فلسفه‌ی قانون و حقوق انسان ها، مفهوم عدالت و انتقام در هم تنیده شده بود، و اغلب این دو کانسپت کاملا مجزا با هم خلط می‌شد. آنچه که در این نوشتار در باب مخالفت با حکم اعدام ارائه خواهم کرد، بر مبنای باور به اخلاق غیر نسبی است. باید توجه کرد که مخالفت با حکم اعدام، هیچ ارتباطی با طرفداری از جرم و جنایات به ویژه عمل قتل ندارد بدیهی است که قتل و نابودی زندگی یک انسان، ضد اخلاقی ترین عملی است که می‌توان انجام داد و باید عدالت برای فردی که دست به جنایت زده است اجرا شود.


۱- مجازات اعدام برگشت پذیر نیست.

تعداد زیادی از پرونده های جنایی در سراسر جهان وجود دارند که بی‌گناهی فرد متهم به قتل پس از سال های بسیار ثابت شده است و یا اشتباه بودن این اتهام پس از اجرای حکم اعدام با تحقیقات جانبی و یا اعتراف قاتل واقعی مشخص گردیده است (در آمریکا پیش بینی می‌شود ۴ درصد افراد بی‌گناه بوده اند و این آمار نشان می‌دهد که در کشور هایی که سیستم قضایی آنها از منظر عدالت خواهی و استقلال حتی نزدیک به آمریکا هم نیست چه فاجعه‌ای در حال رخ دادن است.). گرچه جبران حتی حکم زندان برای یک بیگناه بسیار دشوار است اما اعدام به هیچ وجه برگشت پذیر نیست. از طرفی قوانین جزایی دائم در حال تغییر و دگرگونی هستند و ممکن است این قوانین درباره‌ی حکم اعدام نیز دچار تغییر شوند که در این صورت بدیهی است که دو فرد با جرم یکسان، دو مجازات غیر قابل قیاس را دریافت خواهند کرد که با توجه به بازگشت ناپذیری اعدام این مهم، در تناقض با روح عدالت خواهد بود.

۲- مجازات اعدام بازدارنده نیست.

استدلال بسیاری از طرفداران اجرای حکم اعدام بر این استوار است که اعدام بازدارنده است و سبب می‌شود تا هر فردی قبل از ارتکاب به قتل با اندیشیدن به اعدام، منصرف گردد. تحقیقات و داده های آماری نشان می‌دهد که مجازات اعدام، بازدارنده نیست. و همچنین در بسیاری از نمونه ها، نرخ جرم و جنایت پس لغو مجازات اعدام نه تنها افزایش نیافته است، بلکه کاهش نیز پیدا کرده. به وضوح در ایالاتی از آمریکا که مجازات اعدام هنوز لغو نشده است، میزان جرم و جنایت و قتل عمد بسیار بالاتر از ایالاتی است که این مجازات را لغو کرده اند. از طرفی امن ترین کشور های جهان با کمترین میزان جرم و جنایت علی الاغلب مجازات اعدام را لغو کرده و یا در صورت وجود در قانون، آن را اجرا نمی‌کنند. بنابراین مجازات اعدام بازدارنده نیست و با توجه به مضراتی که دارد باید لغو گردد.

۳- هیچ روش انسانی برای اعدام وجود ندارد.

گردن زدن، دار زدن، کشتن با گلوله، صندلی الکتریکی، تزریق دارو همگی روش های درنده خویانه و غیر انسانی است و بیشتر از آن که نماد عدالت باشد، نماد ایجاد ترس، وحشت، خونریزی، کینه و انتقام است که به وضوح با روح عدالت و کرامت انسانی در تضاد است، از طرفی زجر و ناراحتی خانواده‌ی قربانی اعدام را تشدید کرده و به وضوح افراد بی‌گناه را به شدت آزار می‌دهد. بنابراین به دلیل عدم وجود راهی انسانی برای اعدام، این روش مجازات باید سریعا لغو گردد.

۴- اعدام، قتل است.

اعدام مروج خشونت و کشتار در جامعه است و نه تنها بازدارندگی ندارد بلکه خود قتل را ترویج می‌دهد، نمی‌توان برای از بین بردن یک مشکل، آن مشکل را تشدید کرد، نمی‌توان برای کاهش قتل عمد خود مرتکب قتل شد. به ویژه اعدام در ملا عام، حرمت جان انسان ها را از بین می‌برد و جان دادن و کشته شدن یک انسان را در انظار، طبیعی جلوه می‌دهد. شاید یکی از دلایل این که اعدام خود جرم و جنایت را در جامعه تشدید می‌کند، همین موضوع باشد. از طرفی در بسیار از کشور ها، خانواده‌ی مقتول درباره‌ی اجرای حکم اعدام تصمیم می‌گیرند که اولا هیچ منطقی این اجازه را نباید به آن ها بدهد چرا که جنایت بر علیه فرد دیگری رخ داده است و ثانیا خود این پروسه تصمیم گیری سبب تشدید آلام و درد های آن خانواده می‌شود.

۵- عدم تناسب مجازات با جرم

مهمترین دلیل مخالفت با اعدام، عادلانه نبودن آن است، تقریبا همه قتل ها بدون اطلاع قبلی مقتول رخ می‌دهد و یا ممکن است حتی خود قاتل نیز برنامه‌ای از پیش نداشته باشد (این اتفاق به ویژه در درگیری های خیابانی و خانگی بسیار رخ می‌دهد.) اما محکوم به اعدام، مدت های نسبتا طولانی، در زندان می‌ماند و هر روز و شب منتظر اعدام خود خواهد بود، بدیهی است که هیچ فرد منصفی تناسبی بین این زجر عظیم و آن چه در اغلب قتل ها اتفاق می‌افتد، نمی‌یابد. از طرفی با مجازات اعدام، صرفا خود مجرم مجازات نمی‌شود و خانواده و عزیزان قربانی اعدام چه در زمان انتظار و چه در زمان اجرای حکم، مجازاتی بدون هیچ تقصیری را تجربه می‌کنند. باید توجه کرد که این که عزیزان و خانواده‌ی مقتول نیز آزار دیده اند به هیچ وجه نتیجه نمی‌دهد که خانواده‌ی قاتل نیز باید زجر بکشند چرا که مسئولیت جرم رخ داده صرفا با قاتل است و نه هیچ کس دیگر و باید تمام تلاش خود را کرد تا آزار رساندن به افراد بی‌گناه کمینه شود نه این که شدیدترین حالت ممکن برای آن ها رخ دهد. بنابراین مجازات اعدام به وضوح با روح عدالت و کرامت انسانی در تضاد و تناقض است.


در نهایت باید این آمار بسیار خوب را هم در نظر گرفت که مجازات اعدام تنها در ۲۲ کشور از ۱۹۳ کشور وجود دارد و بیش از ۹۰ درصد این اعدام ها در ۵ کشور انجام می‌شود. و همچنین ایران گام‌ های بسیار مهمی در کاهش آمار اعدام برداشته است. برای مشاهده‌ی آمار مربوطه می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید.

https://www.statista.com/statistics/267304/number-of-executions-worldwide/

در صورتی که از طرفداران مجازات اعدام هستید، لطفا استدلالات خود را در قسمت نظرات بفرمایید. همچنین برای اشکالات تایپی و نگراشی صمیمانه عذرخواهی میکنم.