ایرانی آباد و آزاد؛ تلاش کنیم از هوش و خلاقیت کسانی که ماندهاند استفاده شود
در سالهای اخیر، نام «آپا» و مراکز «CERT» در دانشگاههای ایران زیاد شنیده میشود؛ مجموعههایی که در ظاهر باید خط مقدم دفاع سایبری، آموزش، هشدار امنیتی و هماهنگی بین دانشگاه و جامعهی تخصصی باشند. نگاهی به سایتهای مختلف این مراکز از جمله:
https://cert.ir/security-alerts
https://cert.yazd.ac.ir/
https://cert.um.ac.ir/
https://apa.aut.ac.ir/
https://cert.razi.ac.ir/
نشان میدهد که ساختار این مراکز در عمل یکسان نیست و بسیاری از آنها نهتنها خروجی جدی و مستمری ندارند، بلکه در سطح اثرگذاری نیز فاصلهی زیادی با یک نهاد فعال امنیتی دارند. در این میان، آنطور که از وضعیت موجود برمیآید، فقط آپای رازی واقعاً فعال است و همین موضوع خودش یک سؤال مهم ایجاد میکند: اگر قرار است دفاع سایبری دانشگاهها جدی باشد، چرا فقط معدودی از این مراکز واقعاً کار میکنند؟
مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از این مراکز، بهجای اینکه به تیمسازی، شبکهسازی، تربیت نیروی متخصص و ایجاد مسیر رشد برای جوانان مستعد فکر کنند، صرفاً در حد یک نام، یک وبسایت، یا چند اطلاعیه باقی ماندهاند. دفاع سایبری یعنی ساختن اکوسیستم؛ یعنی شناسایی استعدادها، حمایت از افراد فعال، ایجاد فرصت برای هانتینگ، پژوهش، پاسخگویی به رخدادها و اتصال دانشگاه به صنعت. اما در عمل، آنچه دیده میشود بیشتر یک فعالیت اداری و نمایشی است تا یک حرکت تخصصی و زنده.
ایران نیروی انسانی بااستعداد، خلاق و توانمند کم ندارد. اتفاقاً مشکل دقیقاً برعکس است: نیروی خوب وجود دارد، اما از آن استفاده نمیشود. بسیاری از جوانان فعال این حوزه یا دیده نمیشوند، یا جایگاه مناسبی ندارند، یا اساساً وارد چرخهی تصمیمسازی نمیشوند. نتیجه روشن است: کسانی که میتوانند امنیت واقعی بسازند، بیرون میمانند؛ و افرادی در موقعیتهای کاری قرار میگیرند که نه تجربه کافی دارند، نه انگیزه، و نه حتی شناخت درست از امنیت.
این روند فقط یک بیعدالتی شغلی نیست؛ یک خسارت ملی است. وقتی جوان متخصص احساس کند مسیر رشدش بسته است و ارزش کارش دیده نمیشود، طبیعی است که به مهاجرت فکر کند. یکی از علتهای مهم مهاجرت در حوزه کامپیوتر و امنیت، همین بیتوجهی به شایستگی است. در فضایی که رانت، رابطه، و سهمیه جای شایستگی را میگیرد، طبیعی است که افراد توانمند احساس کنند در جای درست خودشان نیستند.
باید صریح گفت: بعضی از کسانی که در این ساختارها حضور دارند، نه تخصص کافی دارند و نه خروجی قابلسنجش؛ با این حال موقعیت، حقوق و اعتبار میگیرند، در حالی که افراد باسواد و فعال یا کنار گذاشته شدهاند یا در حاشیه ماندهاند. این مدل، نه به نفع دانشگاه است، نه به نفع امنیت کشور، و نه به نفع آیندهی فناوری ایران.
اگر واقعاً قرار است «ایرانی آباد و آزاد» داشته باشیم، باید از هوش، تجربه و خلاقیت کسانی که ماندهاند استفاده شود؛ نه اینکه نیروهای مؤثر نادیده گرفته شوند و میدان در اختیار افراد ناکارآمد قرار بگیرد. آپا و CERT دانشگاهی باید محل تربیت نیرو، رشد استعداد، و اتصال نسل جوان به پروژههای واقعی باشند؛ نه فقط ویترینی برای گزارشهای کماثر و فعالیتهای کمعمق.
زمان آن رسیده که این مراکز از حالت نمایشی خارج شوند. دفاع سایبری دانشگاهها باید به سمت استانداردسازی، شفافیت، جذب استعداد، و استفاده واقعی از جوانان توانمند برود. اگر چنین نشود، نهتنها سرمایه انسانی کشور از دست میرود، بلکه شکاف میان توان واقعی و مدیریت موجود هر روز عمیقتر میشود.
ایرانی آباد و آزاد، با میدان دادن به شایستهها ساخته میشود؛ نه با کنار زدن آنها.
در سالهای اخیر، مراکز آپا و CERT دانشگاهی در ایران زیاد شدهاند، اما سؤال اصلی این است که این مراکز واقعاً چقدر در امنیت سایبری، تربیت نیروی متخصص و اتصال دانشگاه به صنعت نقش دارند؟ نگاهی به سایتهایی مثل cert.ir/security-alerts، cert.yazd.ac.ir، cert.um.ac.ir، apa.aut.ac.ir و cert.razi.ac.ir نشان میدهد که فقط آپای رازی واقعاً فعال و اثرگذار به نظر میرسد و بقیه، یا کماثرند یا خروجی قابلتوجهی برای جامعهی تخصصی ندارند. این خودش یک نشانه است از اینکه ساختار دفاع سایبری دانشگاهی در ایران هنوز به بلوغ نرسیده است.
مشکل مهمتر، فاصلهی عمیق میان دانشگاه و صنعت است؛ فاصلهای که هر روز بیشتر میشود. دانشگاه باید جایی باشد که دانشجو را برای ورود به بازار کار آماده کند، اما در عمل بسیاری از دانشجوها چیزی که واقعاً به دردشان بخورد در دانشگاه یاد نمیگیرند. آنچه هم یاد میگیرند، معمولاً از مسیرهای بیرونی است: خودشان دوره ثبتنام میکنند، خودشان مطالعه میکنند، خودشان سرچ میکنند، و با تلاش شخصی جلو میروند. یعنی دانشگاه بیشتر نقش پسزمینه دارد تا نقش اصلی.
واقعیت تلخ این است که برای خیلیها، دانشگاه بیشتر برای اساتید خوب است تا برای دانشجو. بسیاری از درسها از نیاز بازار فاصله دارند و محتوای آموزشی با واقعیت شغل، پروژه، امنیت، برنامهنویسی و کار عملی هماهنگ نیست. دانشجویی که امروز وارد دانشگاه میشود، اگر فقط به کلاس و جزوه اکتفا کند، بعد از چهار سال هم هنوز برای بازار کار آماده نیست. در نتیجه، کسی که دنبال علم و مهارت واقعی است، مجبور میشود خارج از دانشگاه مسیر خودش را پیدا کند؛ از یک فرد باتجربه مشورت بگیرد، ذهنش را برای بازار کار آماده کند، مسیر درست را بشناسد و خودش را بهروز نگه دارد.
این وضعیت فقط یک ضعف آموزشی نیست؛ یک بحران ملی است. ما نیروی انسانی خوب، باهوش و خلاق کم نداریم. مشکل اینجاست که از این نیروها استفاده نمیشود. خیلی از جوانان توانمند در حاشیه میمانند، در حالی که افراد بیاستعدادتر، کمتجربهتر یا وابستهتر، به موقعیتهای بهتر میرسند. این روند باعث سرخوردگی، بیاعتمادی و در نهایت مهاجرت نیروهای بااستعداد شده است. وقتی جوان بااستعداد میبیند که جای رشد ندارد، طبیعی است که آیندهاش را جای دیگری جستوجو کند.
از طرف دیگر، شرایط اقتصادی هم روزبهروز نگرانکنندهتر میشود. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، وضعیت اقتصادی در سال ۱۴۰۵ افتضاح پیشبینی میشود؛ بهخصوص با این حجم بیکاری، تعدیل نیرو و نبود امنیت شغلی. این یعنی فارغالتحصیل دانشگاهی نهتنها آمادگی کافی برای کار ندارد، بلکه حتی اگر مهارت هم داشته باشد، ممکن است اصلاً فرصت شغلی مناسبی پیدا نکند.
اگر قرار است آیندهای بهتر ساخته شود، باید فاصلهی دانشگاه و صنعت کمتر شود، آموزشها کاربردی شوند، و از جوانان توانمند واقعاً استفاده شود. دانشگاه باید ذهن دانشجو را برای بازار کار آماده کند، نه اینکه فقط مدرک بدهد. کسی که دنبال علم است، باید در کنار دانشگاه یک مسیر عملی، تجربهمحور و مشورتی هم داشته باشد. در غیر این صورت، دانشگاه تبدیل میشود به یک مسیر فرسایشی که بیشتر برای سیستم مفید است تا برای دانشجو.
ایرانی آباد و آزاد زمانی ساخته میشود که به جای شعار، به شایستگی، تجربه، مهارت و آیندهی جوانان اعتماد شود.