
توی خارجیها بازیگر مورد علاقهم قطعا کسی نیست جز جیم کری. اینکه اینهمه ادا و اطوار رو با ماهیچههای سیالِ صورتش ایجاد میکنه برای همه جذاب و خنده داره. ولی برای من فراتر از تفریح و سرگرمیه.
واقعیت اینه که من خودم رو در جیم کری میبینم. تمام مسخرهبازیهاش، کاراییه که توی زندگی شخصیم انجام میدم و دوست دارم انجام بدم. یه بار برای بچههای شرکت موز خریده بودم و جوری دستهی موز رو دستم گرفتم و ادای میمون در آوردم که زبانزد خاص و عام شدم.
هرچند برای خیلیها این موضوع به معنی مضحکه شدنه، ولی برای من یه شکلی از بودنه. دست انداختنِ خودم شاید یه مکانیزم دفاعیه در برابر خجالتی که تمام عمر روی وجودم سیطره داشته و حالا با مسخرهبازی به جنگش رفتهم... و اتفاقا نتیجهی خوبی هم داشته!
حالا در موقعیتی هستم که آرزو میکنم یک طنزنویس خوب پیدا بشه و یک متن بنویسه که من بتونم اون متن رو بهصورت استندآپ کمدی یا هر شکل دیگهای از طنز اجراش کنم. راستش رو بخوای یه کار احمقانه هم کردهم... طلا فروختم و رفتم میکروفون یقهای خریدم. میکروفون برای اینکه بتونم از خودم ویدیو بگیرم. دوربین گوشیم هم که هست، فقط میمونه یه طنزنویس... کسی رو سراغ دارید؟