ویرگول
ورودثبت نام
راستین
راستینراستین، بستر آموزشی نوین کسب مهارت در حوزه ارتقا فردی و توسعه کسب‌وکار است که به کمک دانش، تجربیات و راهکارهای اثربخش مدرسین عملگرا، مسیر رشد، موفقیت و ثروت‌سازی
راستین
راستین
خواندن ۵ دقیقه·۳ سال پیش

هوش هیجانی یا هوش عاطفی چیست؟

یک واقعیت علمی را نباید انکار کنیم و آن این است که در بسیاری از شرایط احساسات مهم تر و قوی تر از تفکر عمل می کنند. با افزایش احساسات، نحوه عملکرد مغز تغییر می کند و توانایی هایی نظیر قدرت تصمیم گیری، مهارت های بین فردی و حتی شناختی کاهش پیدا می کنند.

پس درک و مدیریت احساسات خود و دیگران کمک می کند تا در زندگی شخصی و حرفه ای خود بهتر و موفق تر عمل کنیم. بهبود روابط فردی با دیگران، داشتن اعتماد بنفس بالا و واقع بینی از ثمره های اصلی پی بردن به اهمیت هوش هیجانی و مدیریت آن است.

به عنوان مثال، در یک جلسه اداری، وقتی یک نفر صحبت می کند، دیگران گوش می دهند. این امر خود به خود اتفاق می افتد و چنین رفتارهایی نمونه هایی از هوش هیجانی در محل کار است.

البته، همیشه افرادی خواهند بود که حرف دیگران را قطع می کنند، اما در اینجا ما تنها بر نمونه هایی از هوش عاطفی که برای تقویت تعاملات اجتماعی استفاده می شود تمرکز می کنیم.

می توانید این هوش را یاد بگیرید، توسعه دهید تا در کارهای خود بهتر عمل کنید. شرایط فشار قوی، شرایط فیزیولوژی ما را نیز تغییر می دهند، در این مواقع باید هوش مصنوعی خود را عملی به کار بگیریم، اما چگونه؟

در این آموزش شما خلاصه وار در ۵ گام یاد می گیرید که چگونه احساسات خود و دیگران را بشناسید و بهتر درک کنید، با همتایان خود در تماس باشید و بر احساسات و در نتیجه رفتار آنها تأثیر بگذارید و شرایط دشوار را مثبت تر و مطمئن تر ارزیابی و تجربه کنید. برای آموزش تکمیلی باید در دوره های آنلاین یا حضوری شرکت کنید.

فردی که آموزش هوش هیجانی دیده است، قادر است به خود و دیگران انگیزه بدهد، فرهنگ همکاری را رواج دهد و حتی یک تیم را مربیگری و یا مدیریت کند. باهوش ترین افراد در یک سازمان، اغلب موثرترین نیستند، چیزی که کارکنان تاثیرگذار را از دیگران متمایز می کند هوش عاطفی است.

کسانی که خود را به شکل متفاوتی درک می کنند، آنچه را که انجام می دهند را مشاهده می کنند و در تعاملات از یک فرا دیدگاه استفاده می کنند، اینگونه گزینه های بیشتری برای اقدام دارند.

مثلا موقعیت رانندگی را برای خود مجسم کنید و عملکرد احساسات خود را در سرعت های مختلف، ترمزگیری، سبقت دیگران و… را بسنجید.

اساس خود مدیریتی و همدلی، درک خوب از خود است. ذهن آگاهی کلید تغییرات مهمی است، به ویژه برای افرادی که از نظر ذهنی هدفمند برخوردار هستند.

ایجاد رابطه ی مبتنی بر شناخت خوب از طبیعت انسان است. با تفکر بیشتر در زمینه رفتار دیگران، می توان به راحتی از تعاملات مخرب جلوگیری کرد و بتوان با افراد مختلف انعطاف پذیری بیشتری داشت و با آنها بطور موثر و با اعتماد بیشتر همکاری کرد.

رفتار را نمی توان به راحتی از طریق آموزش مبتدی یا تکمیلی “تغییر” داد. مراکز احساسی مغز از طریق تجربه، شدت و تکرار یاد می گیرند که چطور واکنش نشان دهند. توسعه و آموزش هوش هیجانی عموما به زمان بیشتری نسبت به سایر آموزش های رفتارشناسی دارد.

شما نیز احتمالا یک همکلاسی زرنگ در مدرسه داشتید که خیلی درگیر مطالب بود و همیشه نمره ۲۰ میگرفت، اما بعداً با وجود هوش فوق العاده اش در کار خود شکست خورد! از سوی دیگر، یکی از دوستان شما که نمرات نسبتاً متوسطی می گرفت، اکنون یک کارآفرین فوق العاده موفق با خانواده ای شاد است!

در مورد موفقیت در کار و زندگی شخصی، هوش به تنهایی ضروری نیست. این نوع هوش حداقل به این دلیل مهم است که بفهمید چقدر راه خود را در زندگی درست پیدا می کنید، آیا می توانید موقعیت ها را به درستی ارزیابی کنید، آیا برقراری روابط با دیگران برای شما آسان است؟ آیا می توانید خود را برای تسخیر احساسات و روحیات دیگران انگیزه دهید؟ مهارت های اجتماعی شما چطور هستند؟ هوش عاطفی همه این توانایی ها را اندازه گیری می کند.

از طریق سایت های مختلف نظیر سایت testotype ، esanj و خیلی سایت ها و تست های آنلاین دیگر می توانید تست هوش هیجانی خود را انجام داده و نتیجه را بسنجید و بفهمید که نقاط قوت و ضعف شما کجاست، در چه زمینه هایی و با کدام روش هایی می توانید پیشرفت کنید.

هوش هیجانی در کودکان برای رشد آنها بسیار مهم است، زیرا به کودکان کمک می کنند تا با دنیای پیچیده در آینده روبرو شوند. همه ما والدین ها می خواهیم کوچکترها در آینده بزرگسالان دلسوزی شوند که می توانند مشکلات را تشخیص داده و آنها را به طور مستقل حل کنند.

باید احساسات را به عنوان اطلاعات در نظر بگیریم. بهتر است به جای واکنش به عصبانیت کودک با جیغ زدن، یک لحظه مکث کرده و از خود بپرسید که چرا فرزند من اکنون اینگونه واکنش نشان می دهد؟!

کودکان باید یاد بگیرند که احساسات خود را بشناسند و آنها را نامگذاری کنند. بطور مثال با نگاه کردن به کتاب های تصویری می توانید با کودک خود در مورد اینکه چرا شخصیت اصلی کتاب غمگین (اسباب بازی های گم شده) یا عصبانی است (به خواسته اش نمی رسد) صحبت کنید. کودکان سه ساله این احساسات را درک کرده و با شما همدلی می کنند.

انتقاد یا حتی تنبیه کودک به دلیل احساسات منفی، فقط نتیجه معکوس دارد. با این حال، این بدان معنا نیست که ما والدین باید هر رفتاری را از سوی کودک خود بپذیریم: “من درک می کنم که شما عصبانی هستید، اما نمی توانید فشار بیاورید.” بهتر است به کودک فکر کنید که در موقعیت های مختلف چه کاری می تواند انجام دهد؟

شنیده شدن و درک شدن برای کودکان در هر سنی مهم است. حتی اگر ممکن است نتوانیم (یا نمی خواهیم) خواسته ای را بلافاصله برآورده کنیم، باید به صراحت اعلام کنیم که به آن گوش داده ایم.

“من شنیدم که شما بستنی می خواهید، اما فکر نمی کنم قبل از شام خوب باشد. ما می توانیم یک دسر بخوریم.” وقتی گوش می دهیم، به فرزندمان احترام می گذاریم. این به نوبه خود به کودکان احترام می آموزد، که یک عامل مهم در EQ است.

۱
۰
راستین
راستین
راستین، بستر آموزشی نوین کسب مهارت در حوزه ارتقا فردی و توسعه کسب‌وکار است که به کمک دانش، تجربیات و راهکارهای اثربخش مدرسین عملگرا، مسیر رشد، موفقیت و ثروت‌سازی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید