پدوفیلی (Pedophilia) یک اختلال روانی است که با احساس جاذبه و میل جنسی پایدار به کودکان پیش از بلوغ مشخص میشود. این جاذبه میتواند منجر به مشکلات روانی، اجتماعی و ارتباطی جدی برای فرد مبتلا شود و با انگ اجتماعی شدیدی همراه باشد. با این حال، مهم است بدانیم که داشتن این تمایلات به معنای عمل کردن به آنها نیست. بسیاری از افراد مبتلا به پدویلی هرگز به کودکان آسیبی نمیرسانند و ممکن است به شدت از این تمایلات رنج ببرند.
تفاوت بین پدوفیل و آزارگر کودک:
آزارگر کودک: فردی است که به طور غیرقانونی به کودکان آسیب جنسی میرساند.
پدوفیل: فردی است که جاذبه جنسی به کودکان دارد.
تحقیقات گستردهای در حال انجام است تا ریشههای پدوفیلی، ماهیت دقیق این اختلال (از جمله اینکه آیا به عنوان یک گرایش جنسی خاص تلقی میشود یا خیر) و روشهای موثر برای درمان افراد مبتلا به آن را بهتر درک کنیم.

پدوفیلی یک اختلال پارافیلیک است که با خیالپردازیها، تمایلات یا رفتارهای جنسی مکرر و شدید نسبت به کودکان پیش از بلوغ (معمولاً زیر ۱۳ سال) مشخص میشود. برای تشخیص این اختلال، فرد باید حداقل ۱۶ سال سن داشته باشد و سن او حداقل ۵ سال از کودکی که به آن جذب میشود بیشتر باشد. این افکار و تمایلات باید باعث ناراحتی قابل توجه یا اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینههای مهم زندگی فرد شود.
تحقیقات نشان میدهد که علل پدوفیلی پیچیده و چندعاملی است و ترکیبی از عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی در ایجاد آن نقش دارند. افراد مبتلا به پدوفیلی ممکن است مرتکب جرم جنسی علیه کودکان شوند یا نشوند. بسیاری از آنها به دنبال کمک حرفهای هستند تا یاد بگیرند چگونه با این تمایلات کنار بیایند و از آسیب رساندن به دیگران جلوگیری کنند.
علت دقیق پدوفیلی هنوز به طور کامل مشخص نیست. با این حال، محققان معتقدند که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی در ایجاد این اختلال نقش دارند. مطالعات نشان میدهند که مکانیسمهای ایجاد پدوفیلی ممکن است در مراحل اولیه رشد، حتی قبل از تولد، شکل بگیرند. یکی از نظریههای مطرح در این زمینه، مدل نورودولوپمنتال است که بیان میکند عوامل درونرحمی مانند سطح هورمونهای آندروژن ممکن است در ایجاد تمایلات پدوفیلی مؤثر باشند. کریستوفر راهم، روانپزشک و محقق برجسته، بر این باور است که پدوفیلی یک اختلال پیچیده است که نیازمند مطالعات گستردهتر برای درک کامل آن میباشد.
برخی تحقیقات نشان میدهد که پدوفیلی ممکن است به عنوان یک گرایش جنسی خاص مرتبط با سن در نظر گرفته شود. مشابه گرایشهای جنسی مبتنی بر جنسیت (مانند دگرجنسگرایی)، آگاهی از این تمایلات اغلب در اوایل نوجوانی آغاز میشود. بسیاری از افراد مبتلا به پدوفیلی به دلیل ترس از قضاوت و انگ اجتماعی، این موضوع را مخفی نگه میدارند که میتواند منجر به ناراحتی روانی و عاطفی قابل توجهی شود.
اگرچه برخی معتقدند که جاذبه جنسی به کودکان قابل تغییر است، اما اکثر تحقیقات نشان میدهد که این تمایلات در طول زمان نسبتاً پایدار میمانند. این یافته با پایداری گرایشهای جنسی مبتنی بر جنسیت در طول زمان سازگار است.
به جای تلاش برای تغییر گرایش جنسی افراد مبتلا به پدوفیلی، درمان باید بر کمک به آنها برای مدیریت این تمایلات، مقابله با انگهای درونی شده و دستیابی به پذیرش خود متمرکز باشد. هدف درمان، کمک به افراد مبتلا است تا بتوانند زندگی سالم و سازگار با جامعه داشته باشند و از آسیب رساندن به دیگران جلوگیری کنند.
افراد مبتلا به پدوفیلی با چالش بزرگی به نام انگ اجتماعی روبرو هستند. این انگ، بر پایه باورهای نادرست و کلیشههای منفی شکل گرفته و این افراد را در انزوا قرار میدهد. رسانهها با بزرگنمایی خطر این افراد و تعمیم رفتارهای مجرمانه به همه آنها، به تقویت این انگ کمک میکنند. در نتیجه، این افراد نه تنها با مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکنند، بلکه دسترسی آنها به خدمات درمانی نیز با محدودیت مواجه میشود. برای تغییر این وضعیت، نیازمند تغییر نگرش جامعه و ایجاد فضای امن برای گفتوگو و درمان هستیم.
انگ اجتماعی شدید علیه پدوفیلی باعث میشود افرادی که به کودکان جذب میشوند، بدون توجه به قصدشان، به عنوان تهدیدی برای کودکان دیده شوند. در حالی که بسیاری از این افراد تلاش میکنند تا از آسیب رساندن به کودکان جلوگیری کنند، ترس از قضاوت و طرد اجتماعی باعث میشود که آنها از جستجوی کمک منصرف شوند.
انگ شدیدی که جامعه نسبت به پدوفیلیا دارد، هم میتواند مفید و هم مضر باشد. از یک سو، این انگ به طور مؤثری به جامعه میآموزد که هرگونه تماس جنسی بین بزرگسال و کودک، اقدامی غلط و مجرمانه است. اما از سوی دیگر، همین انگ قوی باعث میشود افرادی که احساس جذب به کودکان را دارند، به دلیل ترس از واکنشهای منفی جامعه، از طلب کمک و درمان خودداری کنند. این سکوت و انزوا میتواند خطر آسیب رساندن به کودکان را افزایش دهد.
در اینجا چند آمار مرتبط با پدوفیلی آمده است:
تحقیقات نشان میدهد که تقریباً ۳ تا ۵ درصد از جمعیت، جاذبه پدوفیلی را تجربه میکنند.
اکثریت قریب به اتفاق افرادی که پدوفیلی را تجربه میکنند مرد هستند، و تنها ۳ درصد از زنان علایق جنسی به کودکان را نشان میدهند.
مطالعات نشان دادهاند که اکثر افرادی که مرتکب جرایم جنسی علیه کودکان میشوند، لزوماً جاذبه عاشقانه یا جنسی به آنها ندارند.
تقریباً ۴۶ درصد از افرادی که دارای علایق پدوفیلی هستند، به خودکشی فکر میکنند: ۳۲ درصد گزارش میدهند که برنامهای دارند و ۱۳ درصد اقدام به خودکشی میکنند.
حدود ۴۱ درصد از افراد جذبشده به افراد خردسال که به خودکشی فکر میکنند، این کار را قبل از ۱۸ سالگی انجام میدهند.
تقریباً ۸۵ درصد از افراد دارای علایق پدوفیلی انتظار دارند که توسط ارائه دهندگان خدمات درمانی مورد سوء تفاهم شوند؛ ۸۹ درصد انتظار قضاوت دارند و ۷۶ درصد نگران هستند که محرمانهبودن اطلاعاتشان به خطر بیفتد.
علل جاذبه پدوفیلی هنوز به طور گسترده توسط عموم مردم و جامعه علمی درک نشده است. در حالی که نمیتوان رابطه علت و معلولی مستقیمی را تعیین کرد، محققان توسعه علایق پدوفیلی را به تعدادی از عوامل محیطی و نوروبیولوژیکی مرتبط کردهاند. به عنوان مثال، برخی از تحقیقات اولیه شیوع بالاتر سوءاستفاده جنسی دوران کودکی را در میان افرادی با علایق پدوفیلی مستند میکنند.
عوامل مرتبط با پدوفیلی عبارتند از:
سیستمهای خانوادگی آسیبشناختی یا ناکارآمد
فقدان حمایت اجتماعی در دوران کودکی
اختلالات رشدی
برخی عوامل نوروبیولوژیکی
برخی عوامل بیولوژیکی
پیشرفتهای اخیر در نوروبیولوژی به طور فزایندهای به گسترش دانش علمی در مورد علل احتمالی پدوفیلی منجر میشود، اما هنوز پاسخ قطعی در مورد آنچه که دقیقاً باعث این شرایط میشود وجود ندارد.
در اینجا برخی از یافتههای برجسته از تحقیقات در مورد عوامل عصبی و بیولوژیکی مرتبط با توسعه میل جنسی به کودکان آمده است:
طبق تحقیقات، به نظر میرسد توسعه اولیه مغز نقش مهمی در توسعه علایق پدوفیلی دارد.
ناهنجاریهای لوب تمپورال و قشر پیشانی در افراد پدوفیل مشاهده شده است. این مناطق مغز برای تنظیم جنسی و رفتاری، کنترل تکانه و عملکردهای اجرایی حیاتی هستند.
کاهش ماده خاکستری در آمیگدال و هیپوتالاموس در جمعیتهای پدوفیل یافت شده است. این مناطق مغز مسئول توسعه جنسی هستند.
توسعه فیزیولوژیکی غیرمعمول قبل از تولد در نمونههای بزرگ مردانی که جاذبه به کودکان را نشان میدهند، یافت شده است.
تفاوتهای آناتومیکی مانند چپدستی و سایر انحرافات سطحی از توسعه فیزیولوژیکی معمولی در توسعه علایق پدوفیلی دخیل بودهاند.
تحقیقات نشان داده است که ارتباطی بین هوش و پدوفیلی وجود دارد. به طور خاص، سطوح پایینتر IQ در نمونههای افراد پدوفیل یافت شده است.
تغییرات ژنتیکی مرتبط با آندروژن، استروژن، پرولاکتین، اکسیتوسین، کورتی کوتروپین و سروتونین در توسعه مشکلات رفتار جنسی در افراد پدوفیل دخیل بودهاند.
تشخیص پدوفیلی باید مشخص کند که آیا فرد فقط به کودکان جذب میشود یا اینکه به افراد همسن نیز جذب میشود. مشخصات اضافی باید جنسیت کودکان و اینکه آیا علاقه یا رفتار جنسی فرد محدود به خویشاوندی جنسی (جاذبه جنسی یا رفتار نسبت به یک عضو جوان خانواده) است را در نظر بگیرند.
سه علامت رسمی پدوفیلی عبارتند از:
خیالپردازیها، تمایلات یا رفتارهای برانگیخته جنسی مداوم و مکرر شامل یک کودک پیش از بلوغ که حداقل شش ماه تجربه شده است.
ناراحتی قابل توجه یا چالشهای بین فردی ناشی از خیالپردازیها و تمایلات جنسی شامل یک کودک پیش از بلوغ.
ارتکاب یک جرم جنسی واقعی علیه یک کودک.
گام اولیه برای تشخیص، ارزیابی با یک متخصص کمک حرفهای واجد شرایط مانند یک کارگر اجتماعی بالینی، مشاور حرفهای، روانشناس یا روانپزشک است. ترجیحاً، این متخصص همچنین آموزش رسمی در زمینه جنسیت انسانی دریافت کرده باشد و دارای گواهینامه تخصصی در درمان جنسی باشد.
توجه داشته باشید که تشخیص پدوفیلی نباید به کسی که ۱۶ سال یا کمتر سن دارد داده شود. همچنین باید از تشخیص خودداری شود زمانی که فردی در اواخر نوجوانی (۱۶ یا ۱۷ ساله) در یک رابطه جنسی مداوم با همتایی حدود چهار سال کوچکتر درگیر است.
برخی از پزشکان برای درمان مراجعان خود به تشخیص متکی هستند، اما برخی دیگر ممکن است بر هدف قرار دادن علائم خاص بدون استفاده از برچسبگذاری تمرکز کنند. این ممکن است یک روش مهم برای مشارکت مراجع باشد با توجه به اینکه پدوفیلی با وزن انگ اجتماعی همراه است.
شروع با تشخیص پدوفیلی بدون ارزیابی دقیق مراجعان به عنوان افراد کامل ممکن است منجر به شرمساری بیشتر آنها شود. همچنین ممکن است از ایجاد یک اتحاد درمانی قوی و ایجاد ارتباط موثر توسط درمانگران جلوگیری کند، که هر دو عنصر کلیدی درگیر شدن در درمان موفق هستند.
درمان اخلاقی، دلسوزانه و شایسته برای افراد جذبشده به افراد خردسال باید هم بر پیشگیری از سوءاستفاده جنسی و هم بر رفاه بیمار متمرکز باشد. اگرچه هیچ درمان واحدی وجود ندارد که درمانی برای پدوفیلی ارائه دهد، چندین مداخله در کاهش شدت تمایلات جنسی، بهبود عملکرد روان اجتماعی و کاهش خطر تجاوز جنسی امیدوارکننده بودهاند.
روزیکا میگوید: “درمان پدوفیلی یک فرآیند پیچیده است که به نیازهای فردی هر شخص بستگی دارد. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال به دنبال درمانهای گروهی یا فردی هستند تا بتوانند با احساسات خود کنار بیایند و از آسیب رساندن به دیگران جلوگیری کنند.
درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از روشهای درمانی شناخته شده و مورد مطالعه برای مدیریت الگوهای نامطلوب برانگیختگی جنسی است که نشان داده است در کاهش خطر رفتارهای جنسی آسیبزا موثر است. این درمان با شناسایی و اصلاح باورهای نادرست و تحریف شده مرتبط با علایق پدوفیلی، مانند باور به رضایت کودکان در روابط جنسی، به دنبال تغییر الگوهای فکری فرد است. CBT با جایگزینی این باورها با تفکرات منطقیتر و واقعبینانهتر، به فرد کمک میکند تا رفتارهای اجتماعی مسئولانهتری را از خود نشان دهد. تکنیکهای مختلفی مانند شرطیسازی، تقویت مثبت، آموزش مهارتهای اجتماعی و همدلی در این درمان به کار گرفته میشود تا فرد بتواند روابط بین فردی سالمتری برقرار کند.
درمان رواندینامیک ممکن است یک گزینه مناسبتر برای افرادی باشد که میخواهند ترومای کودکی، توسعه جنسی اولیه و ساختارهای شخصیتی خود را بررسی کنند. از این دیدگاه، میل جنسی به کودکان بازتاب دهنده تعارضات حلنشدهای است که از اختلالات در دوره توسعه روانی-جنسی (از نوزادی تا قبل از بلوغ) ناشی میشود.
مداخلات رواندینامیک با هدف قرار دادن اجزای ناخودآگاه فانتزیها و تمایلات جنسی فرد، به اختلالات زندگی اولیه میپردازد. درمان ممکن است شامل بررسی شخصیتهای والدین و الگوهای رفتاری خانوادگی باشد، زیرا اعتقاد بر این است که این موارد میتوانند نقش بالقوهای در پیدایش انحراف جنسی داشته باشند. با مواجهه با مشکلات دوران کودکی، تعارضات عاطفی حلنشده یا ترومای کودکی و اختلالات در توسعه روانی-جنسی، فرد میتواند بهتر مجهز شود تا علایق پدوفیلی خود را مدیریت کند و مکانیزمهای مقابله سالمتری ایجاد کند.
پیشگیری از عود به طور کلی در درمان افرادی که قبلاً مرتکب جرایم جنسی شدهاند استفاده میشود. این رویکرد بر حذف عوامل خطر مرتبط با سوءاستفاده جنسی از کودکان متمرکز است. افراد یاد میگیرند که عوامل محرک عاطفی و رفتاری و همچنین موقعیتهای خطرناک (مانند تماشای پورنوگرافی کودک) را که ممکن است باعث تجاوز جنسی شود، پیشبینی کنند.
چنین آگاهی به افراد اجازه میدهد تا استراتژیهای مقابلهای مؤثری برای مقابله با عوامل خطر و محرکها به محض ظاهر شدن آنها ایجاد کنند. پیشگیری از عود مستلزم آن است که فرد برای اجتناب از رفتارهای تجاوز جنسی بسیار انگیزه داشته باشد، بنابراین تکنیکهای خودیاری و تقویت همدلی از طریق آموزش در مورد اثرات سوءاستفاده جنسی بر کودکان را تشویق میکند.
درمانگران مبتنی بر نقاط قوت آموزش دیدهاند تا تأثیر محیط بر توسعه هویت را درک و قدردانی کنند. درمان مبتنی بر نقاط قوت با افراد جذبشده به افراد خردسال، گفتگوهایی را در مورد انگ اجتماعی و تأثیر آن بر رفاه عاطفی و روان اجتماعی آنها تقویت میکند. در حالی که یک دیدگاه مبتنی بر نقاط قوت میتواند در اکثر انواع رواندرمانی ادغام شود، برخی از آنها بیشتر با این رویکرد سازگار هستند، مانند درمان روایی و درمان متمرکز بر همدلی.
مهارکنندههای بازجذب سروتونین انتخابی (SSRIها) اغلب برای کمک به کاهش میل جنسی، تمایلات جنسی و رفتارهای جنسی اجباری تجویز میشوند. این روش معمولاً با افرادی که مرتکب جرم جنسی شدهاند استفاده میشود و با هدف اصلی کاهش خطر تکرار جرم جنسی همسو است. افراد جذبشده به افراد خردسال ممکن است برای درمان علائم اضطراب یا افسردگی، و همچنین برای مهار تمایلات جنسی یا کاهش خطر رفتارهای پرخطر جنسی، SSRI مصرف کنند.
هرچند بحثبرانگیز است، خنثیسازی شیمیایی یکی دیگر از پاسخهای قضایی برای مدیریت موارد شدید تجاوز جنسی است. هدف آن کاهش سطح تستوسترون از طریق تجویز هورمونهای استروئیدی ضدآندروژن است.
داروها معمولاً با رفتار درمانی یا سایر انواع درمانهای رواندرمانی همراه هستند و همیشه باید توسط یک ارائه دهنده خدمات پزشکی نظارت شوند.
در حالی که پدوفیلی درمانی قطعی ندارد، افراد میتوانند با استفاده از ابزارهای مختلف، جاذبههای خود را مدیریت کرده و زندگی سالمتری داشته باشند. مقابله موثر با این چالش، به افراد کمک میکند تا عزت نفس خود را تقویت کنند، با شرایط خود کنار بیایند و روابط سالمتری برقرار کنند.
استراتژیهای مقابلهای باید به صورت شخصیسازی شده و با توجه به نیازها و ارزشهای فردی هر شخص طراحی شوند. اگرچه تکنیکهای مدیریت استرس و بحران به طور کلی مفید هستند، اما کشف نقاط قوت شخصی و توسعه مهارتهای مرتبط با آنها نیز بسیار مهم است.
شرم، اضطراب و ناامیدی اغلب بر افراد مبتلا به پدوفیلی سایه میافکنند. برای مقابله با این احساسات منفی، توصیه میشود که این افراد درگیر فعالیتهای مختلف و زندگی اجتماعی باشند تا بتوانند بر جنبههای مثبت زندگی خود تمرکز کنند.
در اینجا هشت استراتژی مقابلهای برای افراد جذبشده به افراد خردسال آورده شده است:
خودآموزی (یادگیری در مورد پدوفیلی از منابع مناسب)
پیوستن به گروههای حمایتی آنلاین همسالان
شرکت در تحقیقات، کمک به پیشرفت دانش علمی میتواند احساس موفقیت را فراهم کند.
تمرین مهارتهای ارتباطی سالم با دوستان همسن
یادداشتبرداری برای خارجی کردن احساسات شرم و سایر مشکلات عاطفی
شرکت در فعالیتها برای حفظ انگیزه
برخی افراد از مشارکت در جوامع مذهبی و ایمانی بهرهمند میشوند.
افراد مبتلا به پدوفیلی به دلیل شرم شخصی و انگ اجتماعی خود با موانع اجتماعی و بین فردی قابل توجهی مواجه هستند. این اغلب مانع دسترسی آنها به درمان میشود. صرف نظر از تخصص، متخصصان کمکرسان باید آماده باشند تا در صورت نیاز منابع مرتبط را به اشتراک بگذارند. کمک به افراد جذبشده به افراد خردسال برای حفظ تعهد آنها به یک سبک زندگی غیر مجرمانه، پیشگیری از سوءاستفاده جنسی از کودکان است. برای افراد جذبشده به افراد خردسال که به دنبال کمک هستند: تسلیم نشوید، کمک در دسترس است.
منبع: