قرآن، کتابِ «بیم و امید» است؛ کتابی که میانِ لرزشِ از ترس و پروازِ از امید، تعادل برقرار میکند.
ادبِ قاری این است که در تلاوت، این توازن را حفظ کند و به یکی از دو سو متمایل نشود.
اگر آیاتِ مربوط به عذاب و جزا را میخواند، نباید چنان در ترس غرق شود که از رحمتِ خدا ناامید گردد.
و اگر آیاتِ مربوط به مغفرت و رحمت را میخواند، نباید چنان در امید غرق شود که از عظمتِ خدا و ضرورتِ عمل غافل گردد.
این دو قطب، دو بالِ پروازِ روحِ مؤمن در پرتوِ قرآن هستند.
قاری باید بتواند این «تعادلِ درونی» را در لحن و احساسِ خود منعکس کند.
در تلاوتِ آیاتِ انذار، صدا باید هشداردهنده و بیدارگر باشد، اما نه به گونهای که روح را در ناامیدیِ مطلق فرو ببرد.
در تلاوتِ آیاتِ بشارت، صدا باید آرامبخش و مژدهدهنده باشد، اما نه به گونهای که باعثِ غفلت و خودپسندی شود.
این توانایی، نیازمندِ درکِ عمیق از فلسفهیِ تربیتیِ قرآن است.