در پایانِ این مسیر، روشن میشود که تلاوتِ قرآن، صرفاً خواندنِ چند آیه نیست، بلکه آیینی برای پیوندِ دل با وحی است.
قاریِ آگاه میداند که هر قرائت، فرصتی تازه برای بازگشت به خویشتن و بازخوانیِ حقیقت است.
او در پایانِ تلاوت، باید لحظهای درنگ کند و اثرِ آیات را بر جانِ خود بسنجد.
آیا این آیات، او را آرامتر کردهاند؟
آیا دلش را روشنتر ساختهاند؟
آیا او را به تقوا، حلم، صدق و تواضع نزدیکتر نمودهاند؟
این پرسشها، پایانِ حقیقیِ تلاوت را میسازند.
زیرا قرائتِ قرآن، با بسته شدنِ مصحف پایان نمییابد؛
بلکه در رفتار، گفتار و نگاهِ انسان ادامه پیدا میکند.
قاریِ راستین، پس از تلاوت نیز باید حاملِ نورِ همان آیات باشد.
او میداند که قرآن، اگر در زبان بماند و به جان نرسد، هنوز راهِ خود را کامل نکرده است.
پس آیینِ پایان، در حقیقت آغازِ مسئولیت است.
آغازِ مسئولیتِ عمل به آنچه خوانده شد،
آغازِ مسئولیتِ پاسداری از حرمتِ کلامِ الهی،
و آغازِ مسئولیتِ تبدیلِ آیات به اخلاق و رفتار.
در این جمعبندی، همهی آدابی که در بخشهای پیشین آمد، در یک نقطه به هم میرسند:
نیتِ پاک، طهارت، احترام، تدبر، تجوید، حضور قلب، تواضع و عمل.
همهی اینها، رشتههاییاند که قاری را به حقیقتِ قرآن متصل میکنند.
و هرچه این اتصال عمیقتر شود، تلاوت از صوتی زیبا به نوری هدایتگر بدل میگردد.
پس پایانِ تلاوت، پایانِ راه نیست؛
بلکه لحظهای است برای عهدِ دوباره با قرآن،
عهدی برای زیستن با آیات،
و عهدی برای آنکه کلامِ خدا در جان بماند و در رفتار آشکار شود.