3 استراتژی که روزتون رو به عنوان یک آزادکار پیروز می‌کنه!

این مطلب نوشته‌ی جاستین کلی از وبسایت فریلنسرز یونینه که با (کمی) تلخیص ترجمه شده است.

هی! تاحالا شده:

  • به پایان روز رسیده باشید و از خودتون بپرسید امروز رو چی‌کار کردین و دستاورد امروزتون چی بوده؟
  • موقع شروع‌ها، آهسته و کند بودید و هرگز روزتان رو اونطور که باید سپری نکرده باشید؟
  • پشت میزتون بشینید و به خودتون بگید "خب! حالا چی؟"

دوست من تو تنها نیستی. شما در قبال خودتون مسئولید و این بزرگترین مسئولیت زندگی شماست.

منم حسش کردم.

وقتی من اولین بیزنس خودم رو با عنوان آژانس خلاقیت در سال 2006 شروع کردم، تنها در خانه‌ای زندگی و کار می‌کردم و کاملا وحشت‌زده بودم. وحشت‌ از اینکه ممکنه ایدم کار نکنه. وحشت اینکه نتونم از استعداد و توانایی که دارم درست استفاده کنم. ترس از منزوی شدن و اینکه فقط خودمم و خودم. از همه اینا میترسیدم.

از اونجا که نمی‌تونستم نتیجه رو کنترل کنم (با اینکه خیلی دوست داشتم اینجور باشه)، می‌دونستم که میشه روزم رو ساختاردهی کنم، بنابراین برای خودم چندتا قانون ایجاد کردم:

  1. با لباس منزل کار نکن
  2. در طول کار تلویزیون رو ممنوع کن
  3. به خودت زمان‌های کوتاهی برای آنتراک در خارج از منزل بده (شامل قدم زدن برای خرید کافی در صبح خروسخون تا این حس رو بهم بده که در دنیای واقعی هستم).
  4. کارِت رو با خروج فیزیکی از منزل برای دیدن دوستات یا رفتن به باچگاه برای تمرین به پایان برسون. و وقتی برگشتی خونه دیگه سراغ محل کارت نرو.

و این چندتا نکته واقعا کار کرد!

در سال اول بیزنسم تونستم بیشتر از زمانی که یک کار فول-تایم داشتم پول دربیارم، و در سال دوم آماده بودم تا یک دفتر برای خودم تو شهر اجاره کنم. دوازده سال طول کشید، یه بیزینس جدید رو شروع کردم و بعدش دوتا بچه پس انداختم! و من هنوز روی قوانین روتینم اصلاحاتی انجام میدم:

  • کار بیشتری رو تو زمان کم انجام بده
  • برای کارهای مهمترت زمان ایجاد کن
  • زمان بیشتری رو به خودت و زندگیت برس
  • روز کاریتو تموم کن تا صبح روز بعد (زیاد) بهش فکر نکن!

اگه یه بدگمانی ریزی هم داشته باشید نمی‌تونید اون طور که واقعا استحقاقش رو دارید تو کارتون موفق باشید. اینجا سه تا استراتژی رو بهتون پیشنهاد میدم تا بتونید روزتون رو بسازید.

یه روال روزانه داشته باشید

حالا من یکی از اون آدمای لج دراری هستم که صبح خروسخون از خواب بیدار میشه و از این مزیت بینهایت قدردانم و پُزِش رو به درو همسایه با خوندن آهنگ "یه صبح دیگه یه صدایی تو گوشم میگه" تو وان حموم خونمون میدم، اما شما هم می‌تونید این طور باشید حتی اگه سحرخیز نیستید. لازم نیست خودتونو بُکُشید تا ساعت 5:30 صبح بعد از قوقولی قوقوی خروس همسایه از خواب بیدار شید، فقط کافیه به یه ثبات تو بیدار شدنتون برسید و اونو تو کل روز رعایت کنید. اینجا چند تا چیز رو معرفی می‌کنم تا تضمین کنید که روزتون پربار میشه:

خودتونو تکون بدیدن: در طول سال روتین منم تغییر می‌کنه. در حال حاضر چندبار تو هفته میرم به استخر محلمون و آببازی می‌کنم. تو بهار، پاییز و زمستون این زمان به یکی دوبار تو هفته کاهش پیدا میکنه. آره اولش سخته و آدم تنبلیش می‌شه آمده بشه و بره تمرین کنه، اما یه چیزی فهمیدم که می‌تونه ایده رو به عمل تبدیل کنه، تصمیمات رو شب قبل اینکه عملیشون کنی بگیر، پیچ و مهره وجودتو برای ورزش آماده کن و هر موقع از تخت بلند شدی انجامش بده.

ساز وجودتو برای اونچه که میخوای انجام بدی ردیف کن: تختتو مرتب کن. اون لباستو بپوش که این حس رو بهت میده که امروز قرار پیروز باشی. به چیزای کوچیکی که باعث میشه کاردرست نشون داده بشی توجه کن. یادت نره جزئیات همیشه مهمن.

یک چیزی که میخوای تو طول روز بهش برسی رو مشخص کن: همیشه خودتو با یه طومار چند متری از to-do لیست گرفتار میبینی؟ منم همینجورم! اما خواننده عزیزم، اون کارش همینه! قبل اینکه گرفتار درست کردن لیست بشی به این فکر کن که کدوم یکی از اینا می‌تونه بیزنست رو یه قدم رو به جلو ببره. شاید اون کدنویسی یه قطعه برای وبسایتت باشه یا ایجاد یه صفحه برای معرفی خدماتت. یه چیز رو تو اولویتت بزار و بقیه چیزارو به حاشیه ببر.

برای زمانتون برنامه داشته باشید

روزای اولیه کسب و کارم مشتریام پدرم رو درآورده بودن. هر دقیقه از روز و 7 روز هفته رو مجبور بودم جوابگوی مشتریام باشم، کارای مدیریتیم رو انجام بدم و برنامه‌هایی رو که در طول جلسات باید آماده می‌شد رو به سرانجام برسونم. اما یه نکته وجود داره، مخ ما نیاز داره که به یه موضوع وارد بشه و بعدش اونو از ذهنش دور کنه، پس چند وظیفه‌ای واقعا کارآمد نیست. من جلسات با مشتریام رو تو روزهای دوشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه میزارم و جمعه و شنبه رو برای بازاریابی و مدیریت و کار روی تجارتم صرف می‌کنم.

کم کار کن، بیشتر بدست بیار

معلومه که همه‌ی کارآفرینا دوست دارن بیزنسشون رو رشد بدن. با این وجود کارکردن بیش از حد توانتون راه‌حل جذابی‌ نیست، تا اونجا که می‌تونید کارها رو از سرتون وا کنید.

حالا من تو جایگاهی هستم که می‌تونم برای خودم چند نمایندگی داشته باشم که اونا بتونن بهم در جهت رشد بیزنسم کمک کنند. اما نماینده بودنم خودش راه خوبی برای شروعه. چه کاریو انجام می‌دین که به راحتی از یکی دیگه هم ساختس؟ هر چی کارای بیشتری رو به گردن این و اون بندازین وقت بیشتری برای خودتون صرفه‌جویی میشه، خخخخ!

نظر شما چیه؟ بنظرتون چه راه‌کارای دیگه‌ای هست که میتونیم روز رو به بهترین شکل ممکنش به پایان برسونیم؟ خوشحال می‌شم نظر شمارو هم بدونم. شاد و موفق باشید 😉.