چرا یه صفحه زرد ساده تو اینستاگرام ۵۰۰ تا کامنت گرفت؟

تقریبا یک سال و نیم پیش که تو آژانس تبلیغات دیجیتال Digit41 کار می‌کردم، تصمیم گرفتم واسه آشنا شدن بیشتر با فضای اینستاگرام و کاربرهاش یه اکانت بسازم. با آپلود کردن طرحایی که تو وقت بیکاریم انجام میدادم شروع کردم و کم کم با مطالعه در مورد الگوریتم‌های اینستاگرام و پیدا کردن سلیقه‌ی مخاطب‌های احتمالیم فالوورهای بیشتری جذب کردم.
بعد از اینکه فالوورام به عدد قابل قبولی رسیدن، شروع کردم به آزمون خطای ایده‌های غیر مرسوم. تو آخرین تلاش، یه صفحه زرد ساده پست کردم که با کلی واکنش همراه شد.

https://www.instagram.com/p/BsQTlt7gocX/

امّا چرا:

چیزی که فقط حدود هشتاد نفر می‌دونستن این بود که قبل از انتشار این صفحه زرد، من با استفاده از قابلیت جدید اینستاگرام -کلوز فرندز- به صورت محرمانه بعد از توضیح دادن جریان، از اون هشتاد نفر خواسته بودم زیر این پست کامنت‌های مثبت بذارن، جوری که واقعی به نظر برسه.

چندتا از کامنتا:

Woooow che ideh zibaeee😍...mesle hamishe khas va perfect👏
الهام بخش ترین چیزی بود که امروز دیدم..هنر واقعی
واقعا کار محشریه😍😍 ولی بنظرم با دیدگاه راوشنبرگ تضاد داره


مرحله‌ی بعد:

حالا نوبت بقیه که در جریان نبودن بود که از این پست و کامنتاش تعجب کنن و واکنش نشون بدن.
کامنتا ترکیبی از خشم و عصبانیت بودن. واکنش‌ها بعضا از کامنت هم فراتر می ‌رفت. آمار اینستاگرام میگه تا الان ۲۴۲ نفر این پست رو به عنوان استوری به اشتراک گذاشتن یا برای کسی فرستادن.
یه سری از کامنت‌ها:

بله شما میتونی همه چیز رو ازش یک اثر هنری بسازی یا تعریفش کنی. از کاسه توالت دستشویی خونتون گرفته تا شورت بابای همسایتونو تابلوی رو دیوارتون. اما چیزی که اثر هنری رو از یک شئ معمولی و یا صرفا یک ایده ی پوچ تفکیک میکنه چند ویژگی داره. یکیشون خلاقیت و خاص بودن ویژگی های کار هست. کاری که الان شما کردی قبل اینکه من یا شما به دنیا بیایم در دوره ی دادا انجام شده. شاید کار شما اگر بعنوان اولین اثر اون زمان ارائه میشد هنر شناخته میشد و کلی سر صدا میکرد. اما الان صرفا فقط حکم یک ایده ی فکر نشده و پوچ رو داره و فقط یک رنگه نه اثر هنری. و اینکه این پست رو گذاشتید هیچ مشکلی نداره بحرحال پیج خودتونه و فضای شخصیتونه. اما خب بجای اینکه چیزی بهتون اضافه کنه بدتر داره ازتون کم میکنه.
هرچی دارم سعی میکنم چیزی ببینم هرچی دارم فکرمیکنم که چرا این عکسو گذاشتی.. هرچی کپشنو میخونم هرچی کامنتارو چک میکنم میبینم واقعا نمیفهمم دز وهله‌ی اول به فکر پارک جدید باش برای تغذیه روح و روانت در وهله‌ی دوم به من بگو که این چیه که انقد جبهه گرفتن برات ! عکسای قبلت آرت بدی نبود و الکتروی جالبی داشت الان نمیدونم چه دراگی زدی راستش
آدم با ديدن اين پست يجوري كفرش در مياد كه بايد بگم هم آرتت قينوسي بيش نيست هم همه ي اونايي كه از كارت تعريف كردن اوسكولن ،كاش نسلتون منقرض بشه ،واقعا اعصاب خورد كنه وقتي ميبيني ملت اينقدر نفهمن ،كاش امثال تو آرتيست نباشن و آرت توليد نكنن

البته همه هم انقدر مودب نبودن :)


موج سوم:

بعد از گذشت دو روز چندتا کامنت دیدم که متوجه جریان شده بودن و داشتن بهش اشاره می‌کردن

فکر کنم اولین باریه که از پست مدرنیسم خوشم اومده 👌 هنر در واقع این پست هست به همراه کامنت هاش نه اون تصویر .
حس میکنم بخش کوچیکی از هنر توی همین تصویر خلاصه میشه...یه اثر واضح مبرهن منتها با نظرات پیچیده و تعریف و تمجید و تئوری سازی بی جهت بینندگان...در واقع بینندس (در اینجا) که هنر رو میسازه...نه اثر




نتیجه:

قطعا این تجربه رو میشه از زوایای مختلف نگاه کرد. ترجیح میدم بحثای جامعه‌شناسانه رو کنار بذارم و از دید دیجیتال مارکتینگ صحبت کنم. به نظرم یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حال حاضر، تولید محتوای اینتراکتیوه. محتوای اینتراکنیو به ذات، حداقل یک اکشن از طرف مخاطب لازم داره (وگرنه که اینتراکتیو نیست) و همین یعنی انگیجمنت بیشتر. علاوه بر این، مخاطب از تولید یک چیز جدید یا شرکت داشتن در ساختنش لذت می‌بره. مثلا تجربه شرکت در یک پست اینستاگرامی (برای اون هشتاد نفر) تجربه‌ی خیلی هیجان انگیزی بود. البته برای من هم جالب بود که بتونم شرایطی بسازم که باعث چنین واکنش‌هایی بشه.

در نهایت هم خوشحال میشم تحلیل‌های شما از این اتفاق رو بدونم.