چی شد که بی‌مویی زنان امری سکسی تلقی شد؟

نوشته‌ای از [email protected]

کتاب Plucked: A History of Hair Removal نوشته خانوم Herzig پاسخ جالبی داده که بر مبنای تاریخ علم و سیاست و صنعته: داروین این ایده رو طرح کرد که کم‌مویی انسان (نسبت به عمو‌زاده‌هاش) به دلیل انتخاب جنسی بوده: کم‌مویی سکسیه

بین کتاب منشاء گونه‌ها (۱۸۵۹) تا تبار انسان (۱۸۷۱) داروین تلاش کرد تکه‌های پازل نظریه فرگشت انسان رو کشف و کنار هم بگذاره. یکی از پارادوکس‌هاش این بود: اگه موی بدن برای محافظت و بقای انسان مفیده پس چرا ما از باقی کپی‌ها (apes) کم‌موتریم؟ پاسخ داروین: کم‌مویی جاذبه‌ی سکسی داره.

در ابتدا آلفرد والاس (فرگشت‌شناس معاصر داورین) با ایده‌ی داروین مخالفت کرد ولی اندکی بعدتر این ایده داروین به سرعت بین پژوهشگران تقویت شد و رشته‌ای به نام سکسولوژی شکل گرفت تا «جاذبه‌ها و دافعه‌های سکسی» رو کشف کنند. یکی از مهمترین موضوعات سکسولوژیست‌ها: موی بدن زنان و مردان

سکسولوژیست‌های قرن ۱۹ و ابتدای ۲۰ این ایده رو داشتند که زن/مردی که «برعکس» باشه (یعنی شبیه جنس مخالف باشه) «انحراف» محسوب می‌شه و دافعه داره. برای همین خیلی تلاش کردن نشون بدن پرمویی صورت و پاهای زنان ایجاد سردرگمی و دافعه جنسی می‌کنه. ولی با وجود پژوهش‌های زیاد موفق نشدن.

در عوض پژوهشگران دیگه تلاش کردن نشون بدن بین موی بدن و دیوانگی و جنایت و خوی حیوانی رابطه وجود داره. مثلا در پژوهشی در سال ۱۸۹۳ بر روی ۲۷۲ زن سفید نتیجه گرفتند که زنان با موی صورت بیشتر، دیوانه‌تر هستند و موهایشان «کلفت‌تر و سفت‌تر» است، «شبیه آنچه در نژادهای پست‌تر دیده شده»

در نهایت در ابتدای قرن ۲۰ این ایده در سطح آکادمیک و عامه جا افتاد که موی بدن زنان اشاره به صفاتی چون غیرسکسی، غیرجذاب، دیوانه، وحشی، مردخوی، یا منحرف از نقش جنسی دارد. مثلا مخالفان جنبش مدنی برای حقوق برابر، زنان مبارزه را واژگونِ جنسی و پرمو تصویر می‌کردند.

شرکت‌های دارویی و بهداشتی و زیبایی از فرصت استفاده کردند و انواع و اقسام محصولات موبر رو تولید و به زنان فروختند. مثلا حتی از اشعه X و روش‌های برق‌دهی هم برای از بین بردن موی زنان استفاده شد. با اختراع ژیلت (تیغ بی‌خطر) صنعت موبری متحول و اقشار وسیعی از زنان به تراشیدن مشغول شدن.

پیش از این‌ها نویسنده اشاره می‌کنه که اروپایی‌هایی که به آمریکا مهاجرت و اونجا رو تسخیر کردند از دیدن بدن زنان و مردان بومی که بدون مو بود شوکه شدند. کم‌کم این ایده رو پرورش دادن که بی‌مویی نشون دهنده‌ی «توحش» و «ضعف طبیعی» و عدم توانایی در انجام کار مفیده.

در مجموع به‌نظرم کتاب بسیار جالبیه. تاریخ مو در آمریکا (و کمی در اروپا) رو با رویکرد ساخت‌گرایانه بررسی کرده. و بین تاریخ علم و پزشکی و صنعت و مد و سیاست مرتبط با مو رابطه ایجاد کرده. متن بسیار روانی داره و مجانی (غیرقانونی) هم قابل دانلوده.

یه نکته بامزه اینکه من همیشه فکر می‌کردم فقط ما تو فارسی به موی «زاید» می‌گیم «پشم». بعد از خوندن این کتاب فهمیدم اتفاقا داروین یه جایی تو کتاب تبار انسان گفته «وجود موی پشم مانند...نشان می‌دهد ما از حیواناتی...» البته تو زبان روزمره تو آمریکا تاجایی که می‌دونم بهش پشم نمی‌گن.