جلوگیری از شکست استارتاپ‌ها و تلاش برای بقا

جلوگیری از شکست استارتاپ‌ها
جلوگیری از شکست استارتاپ‌ها

موفقیت و شکست استارتاپ‌ها دو روی یه سکه هستند. احتمالا شنیدین که می‌گن، «آدمی به امید زندست». این عبارت در عین سادگی مفهوم خیلی بزرگ‌تری تو دلش داره. امید به آینده و تلاش برای ساختن آینده‌ی بهتر چه توی زندگی شخصی و چه تو کسب‌وکار، مهمه. امید به آینده به فکر و بازوهای ما قدرت می‌ده تا با تمام وجود برای پیاده‌سازی ایده‌ها و برنامه‌هامون تلاش کنیم.

اهمیت این موضوع به غیر از زندگی شخصی، برای کسب‌وکارها هم انکار نشدنیه. کسب‌وکاری که امید به آینده و فردای خودش نداشته باشه، به طور حتم مسیر شکست رو تجربه می‌کنه. در مقابل کسب‌وکاری که امید به آینده داره، همه جوره تلاش می‌کنه که فردای بهتری رو بسازه. این استارتاپ به احتمال بالاتری طعم شیرین موفقیت رو می‌چشه.

تجربه واقعی از یک استارتاپ‌ در معرض شکست

اوایل سال ۱۳۹۶ روی کسب‌وکاری سرمایه‌گذاری کردیم که علاوه بر داشتن ایده جذاب، تیم سازی مطلوب و مناسبی هم انجام داده بود. اعضای این استارتاپ تصمیم داشتن که با کمک همدیگه ایده تازه متولدشون رو بزرگ کنن. بعد از گذشت نزدیک به دو سال از شروع سرمایه‌گذاری، در کنار تلاش همه جوره تیم کارآفرین، متاسفانه نشد که بشه و مسیر رشد و پیشرفت این استارتاپ هموار نشد.

اوضاع استارتاپ قصه ما اصلا تعریفی نبود و جو ناامیدی حاکم بر فضا، کم‌کم باعث جدایی اعضای تیم می‌شد. از اون جمع اولیه، تقریبا فقط بنیان‌گذارها و ما در نقش سرمایه‌گذارباقی مونده بودیم! یادم میاد یکی از روزهای تابستون سال ۱۳۹۸ با مدیرعامل کسب‌وکاری که بهش اشاره کردم، جلسه داشتیم. موضوع جلسه هم تصمیم‌گیری برای ادامه روند کسب‌وکار بود. حقیقتش اوضاع خیلی بد بود. از یه طرف شرکت هیچ پولی نداشت، از طرف دیگه هیچ سرمایه‌گذار جدیدی راضی نمی‌شد که روی این استارتاپ سرمایه‌گذاری کنه. برخلاف همه تلاش‌های ما، به نظر می‌رسید که تا شکست این استارتاپ چیزی باقی نمونده.

گروه تحلیل گران رتیبا؛ برندی قابل اعتماد در بین سرمایه گذارها و سرمایه پذیرها (ثبت درخواست مشاوره جذب سرمایه)

رتیبا؛ برند مورد اعتماد در بین سرمایه گذار ها و سرمایه پذیرها (مشاهده پورتفولیو رتیبا)
رتیبا؛ برند مورد اعتماد در بین سرمایه گذار ها و سرمایه پذیرها (مشاهده پورتفولیو رتیبا)


راه نجاتی برای استارتاپ تقریبا شکست خورده

اون روز مدیرعامل استارتاپ قصه ما با یه ایده کاملا جدید بحث رو شروع کرد. به ما گفت که مدتیه روی این ایده داره فکر می‌کنه و به نظرش می‌تونه بترکونه! ایده رو برای ما توضیح داد و ازمون درخواست کرد که یه بار دیگه هم همراهیش کنیم و جزئی از پلن افزایش سرمایه‌ای که مدنظر داره، باشیم.

الان که دارم این داستان رو برای شما تعریف می‌کنم، خیلی واضح یادمه که به فاندر استارتاپ گوشزد کردیم که تامین نقدینگی سهم خودش هم براش سخته. ما ازش پرسیدیم که از کجا می‌خواد سرمایه سهم خودش رو بیاره؟ که بهمون جواب داد می‌رم از دوستام قرض می‌کنم و هر جوری شده سهم خودم رو میارم! بعد هم ازمون قول گرفت که اگه تونست سهم خودش رو بیاره، ما هم سهم خودمون رو پرداخت کنیم تا بتونه پیوت (Pivot) کنه. (یه توضیح کوچیک در مورد پیوت یا چرخش کسب‌وکار بدم که یعنی تغییر اساسی در مورد رویه و برنامه یه کسب‌وکار.)

خلاصه بعد از گذشت چندین روز تونست سهم خودش رو جور کنه و ما هم که دیدم انقدر مشتاقانه حاضر شده زیر بار قرض بره، سهم خودمون رو پرداخت کردیم و وارد مسیر جدید شدیم. بعد از گذشت چندین ماه هم شرایط نه خیلی بد بود و نه خیلی خوب. ایده جدید یه جونی گرفته بود و تازه داشت یه سر و شکلی پیدا می‌کرد که متاسفانه و از شانس بد خوردیم به همه‌گیری ویروس کرونا!

اوضاع اکوسیستم استارتاپی کشور در زمان همه‌گیری ویروس کرونا

همه آدم‌ها یه جوری تحت تاثیر ویروس کرونا قرار گرفتن و خیلی از استارتاپ‌ها هم متاسفانه تو همین شرایط بحرانی شکست خورده و تعطیل شدن. استارتاپ تلاش‌گر ما هم متاثر از همین بحران چند بار تا مرز پذیرش شکست رفت اما دوباره برگشت و احیا شد. روزای بحرانی اومدن و رفتن. اوضاع یه روز خوب بود، یه روز بد. یه روز سراسر از امید بود و یه روز پر از ناامیدی…

این روند برای کسب‌وکارها ادامه داشت تا اینکه اوایل سال ۱۴۰۰ یکم شرایط همه‌گیری بهتر شد و خبر خوشی که همه ما رو خوشحال‌تر از قبل کرد. اونم اینکه استارتاپ نوپای ما تونسته بود با یه سرمایه‌گذار جدید مذاکره بشه و قرارداد سرمایه‌گذاری امضا کنه.

الان که دارم این یادداشت رو تنظیم می‌کنم، حال عمومی استارتاپ در آستانه شکست ما، با ورود سرمایه‌گذار جدید خیلی بهتره و روند رشد مطلوبی داشته. رشدی که مدیون صبر و تحمل چند ساله شرکا و تلاش و امیدی که همگی توی این راه داشتیم، بوده.

مرور تجربه دیگران، راهی برای تجربه کردن

هدف من از مرور و یادآوری این خاطرات اینه که بگم همه فعالان اکوسیستم از سختی‌ها و چالش‌های توسعه‌ی یه کسب‌وکار خبر دارن و می‌دونن که مدیریت و رهبری چقدر سخته. در واقع در شرایط مختلف شکست استارتاپ‌ها از رگ گردن به ما نزدیک‌تره و فقط عنصر امیده که باعث تلاش بیشتر می‌شه. داشتن پشتکار و روحیه جنگنده و خستگی‌ناپذیر برای یه تیم کارآفرین ارزشمند و حیاتیه.

منبع:

  • retiba.ir