ویرگول
ورودثبت نام
ری را
ری را
ری را
ری را
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

روز نمیدونم چندم بیخبری

هنوز اینترنت قطع

دیروز بالاخره موفق شدم با دوست و همبازی دوران بچگیم که هروز از صبح تا شب بهم پیام میدیم و ویس میفرستیم حرف بزنم صداش حالمو بهتر میکنه اینکه یه عالم خبر دست اول داشت که هی تند و تند بهم میگفت و‌ وستاش میگف آااااا راستی اینو بگم ، لبخند میاورد رو لبم دلم برا جوجه کوچولوشم تنگ شده دلم میخواد بغلش کنم و دستای تپل و سفیدشو ببوسم

حال از خونه بیرون رفتن ندارم

حال غذا پختنم ندارم.

امرو حتی صبونه هم اماده نکردم اقای س هم سرپا دوتا لقمه نون پنیر خورد و رفت

آشپزخونه پر از ظرف نشسته

خونه بهم ریخته

منم لم دادم رو مبل ب این فک میکنم که اول کدوم و مرتب کنم

ذهن و روح بهم ریختمو یا خونه بهم ریخته رو

شایدم جفتش باهم

۰
۰
ری را
ری را
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید