ویرگول
ورودثبت نام
یه آدم
یه آدمFrom Eowyn to Sentinel
یه آدم
یه آدم
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

حق من این نبود(چرت نویسی اما از ته قلب نویس)

این روزا حال خوشی ندارم. البته که این حال ناخوش همیشه همراهم بوده اما مدلش فرق می‌کرده. یه روزی جیغ تو حنجره ام شد ، یه روزایی درد روی قلبم و اشک هایی که نمیذاشتند زندگی کنم و این روزها قلب شکسته دختر جوانی که همش فریاد میزنه حق من این نبود .

خونی نبود که از چشمانم سرازیر نشه بخاطر اعتماد به بقیه و آسیب هایی که خوردم و حالا در آستانه شروع دهه جدید زندگیم تنهام... تنهایی از نوع بی عشقی ....نمی‌دونم دارم چی می‌نویسم .حالم خوش نیست و از درون انگار شکستم و به دنبال درمان رفتن هم بیشتر زخمی ام کرده.

هیچ کسی تاحالا درکم نکرده چه آسیب هایی از درمان خوردم . تو تنهایی اشک میریزم .... این دنیا قشنگ نیست برای زندگی . خستم کرده....داغونم .قشنگ له شدم

ننمی‌دونم

۰
۳
یه آدم
یه آدم
From Eowyn to Sentinel
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید