مهاجرت کاری به استرالیا یا درس خواندن در آلمان؛ هدف مشترک است

مهاجرت کاری به استرالیا یکی از اهداف برخی از جوانان کشورمان شده است. استرالیا با دارا بودن جمعیتی کم و وسعتی زیاد از مهاجر پذیر ترین کشورهای دنیا است و می توان گفت در کنار کانادا، بهشت مهاجران است. در حال حاضر روابط کانادا با کشورمان مساعد نیست و بهترین گزینه برای ایرانیانی که قصد کار در خارج از کشور را دارند استرالیا به حساب می آید.

مهاجرت به استرالیا برای کار بسیار جذاب است. رفاه بالای استرالیا با درآمدها خوب و فرصت های شغلی زیاد موجب شده است خیلی از ایرانیان استرالیا را برای مهاجرت کاری انتخاب کنند. اما برخی هم هنوز فکر کار نیستند. آنها می خواهند درس بخوانند. برخلاف دسته قبلی که به فکر پیدا کردن کار و ایجاد درآمد برای تعیین هدف مهاجرتی خود هستند، دانشجویان به فکر کیفیت دانشگاه و هزینه تحصیلند. برخی هم به بورسیه فکر می کنند.

هرچقدر استرالیا برای افراد جویای کار مناسب است، آلمان هم برای دانشجویان و جویندگان تحصیل خوب است. اما نیتم از این نوشته تشریح مزیت های مهاجرت یا کشور استرالیا و آلمان نیست، دنبال چیز دیگری هستم. میلیون ها نفر در ایران قصد مهاجرت دارند و بسیاری از آنها اقدامات خود را برای مهاجرت آغاز کرده اند. مهاجرت کاری، مهاجرت تحصیلی، مهاجرت سرمایه گذاری و متاسفانه برخی پناهندگی!

بخش بزرگی از این افراد را جوانان تشکیل می دهند که به امید زندگی بهتر تصمیم به مهاجرت گرفته اند. من به عنوان یک معلم موافق مهاجرت نبودم و نیستم. اما سوالی که در ذهن دارم این است که چرا این همه آدم در کشوری که جنگ زده نیست به فکر مهاجرت افتاده اند. آیا شرایط اقتصادی موجب شده است؟ شرایط فرهنگی؟ سیاسی؟ اجتماعی؟ همه با هم؟ شاید هر کدام یا همه. دوست دارم دلایل این رخداد نا مبارک را از دیدگا خودم بیان کنم. به نظرم دو عامل یا به عبارت بهتر دو دلیل برای تمایل شدید ایرانیان به مهاجرت را باید مورد توجه قرار داد:

  • از دست رفتن امید: شاید مهم ترین عامل تمایل به مهاجرت، از دست رفتن امید باشد. متاسفانه بسیاری از جوانان ایران به آینده امید ندارند. آنها احساس می کنند ماندن در ایران برای آنها آینده مناسبی را رقم نخواهد زد. وضعیت بد بازار کار در کنار تورم شاید یکی از دلایل مهم این رخداد باشد.
  • ساختن بت از غرب: بدون تردید دیدن تصاویر و فیلم های جذاب هالیوودی، خواندن کتاب های امریکایی، مشاهده اخبار امیدبخش از دنیای غرب، شندیدن و دیدن آمار خوشبختی و رفاه اروپائیان امریکایی ها و ... موجب شده اروپا و امریکا در نظر بسیاری از مردم ما تبدیل به یک بهشت شود. متاسفانه ما از غرب یک بت در ذهن ساختیم.

حتما باید تلاش کنیم امید را به جوانان بازگردانیم و تصویر صادقانه و واقعی از ایران و غرب ارائه دهیم. موضوع مهاجرت جوانان (و نه فقط نخبگان) را باید بسیار جدی گرفت. فقط یک لحظه فکر کنید همه کشورهای دنیا تصمیم بگیرند ایرانیان متقاضی را به عنوان مهاجر بپذیرند، آن روز است که ایران از نیروی کار تهی خواهد شد. باید تلاش کنیم میل به ماندن در ایران افزایش پیدا کند.