
ایران از دهه ۱۹۷۰ عضو پیمان عدم اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) است و برنامه هستهای خود را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیش برده است. این عضویت به ایران اجازه میدهد از حقوق قانونی برای توسعه انرژی هستهای صلحآمیز بهرهمند شود و فعالیتهای خود را در چارچوب بینالمللی توجیه کند.
مزیت بزرگ این مسیر، پشتوانه حقوقی و دیپلماتیک است. ایران همچنان میتواند با تکیه بر مقررات بینالمللی، در برابر تحریمها و تهدیدات نظامی، ادعای مشروعیت کند و مانع از توجیه قانونی حملات مستقیم شود.
با وجود پایبندی به NPT، ایران هماکنون تحت شدیدترین فشارهای بینالمللی است:
۱. تحریمهای نفتی و بانکی که اقتصاد کشور را فلج کردهاند.
۲. مشکلات جدی در تأمین دارو، تجهیزات پزشکی و انرژی.
۳. تهدیدات نظامی و خرابکاریهای سایبری علیه تأسیسات هستهای، از جمله حملاتی که اخیراً به فردو، نطنز و اصفهان انجام شد.
ین واقعیت نشان میدهد که حتی در چارچوب NPT، ایران با محدودیتها و فشارهای بسیار شدید مواجه است.
برخی تحلیلگران معتقدند ایران میتواند با خروج از NPT وارد دوره ابهام هستهای شود، وضعیتی که دیگران نمیدانند ایران تا چه حد به توانایی ساخت سلاح هستهای نزدیک شده است.
مزایای این مسیر شامل افزایش قدرت بازدارندگی و فشار سیاسی بر غرب است، اما ریسکهای آن بسیار بالاست:
۱. مشروعیت حقوقی فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران از بین میرود.
۲. تحریمها و انزوای دیپلماتیک شدیدتر میشود.
۳. احتمال تشدید تنشها و درگیریهای نظامی در منطقه افزایش مییابد.
در حقیقت، خروج از NPT میتواند ایران را به مرحلهای برساند که فشارهایی که اکنون تجربه میکند، شدت و گستره بسیار بیشتری پیدا کنند.
در مجموع میتوان گفت ایران هماکنون تحت شرایطی مشابه سناریوی خروج از NPT قرار دارد تحریمها، فشار سیاسی، تهدید نظامی و مشکلات اقتصادی. با این حال، ماندن در NPT به ایران ابزارهای دفاعی و حقوقی مهمی میدهد تا در برابر فشارها از خود محافظت کند و از انزوای کامل بینالمللی جلوگیری نماید.استراتژی منطقی میتواند فشار متوازن و ابهام محدود باشد: ایران حقوق هستهای صلحآمیز خود را حفظ میکند و همزمان غرب و منطقه را مجبور به تعامل مینماید، بدون اینکه وارد مسیر پرخطر خروج از NPT شود.