ویرگول
ورودثبت نام
رضا کاکرودی
رضا کاکرودیرضا کاکرودی | روانشناس بالینی با ۱۱ سال سابقه در درمان اضطراب، تروما و الگوهای رابطه‌ایِ تکرار شونده. هماهنگی برای دریافت و رزرو نوبت: ۰۹۳۰۸۲۸۰۰۲۴
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

چرا همیشه جذب آدم‌های در دسترس‌نبودنی می‌شویم؟

الگوی پنهان اضطراب دلبستگی، تکرار تروماهای رابطه‌ای و کشش به روابط ناپایدار

مقدمه: رابطه‌هایی که از همان اول «کامل نیستند».

بعضی آدم‌ها یک الگوی تکراری در روابطشان دارند:

کسی را انتخاب می‌کنند که از همان ابتدا «کامل در دسترس» نیست.
یا سرد است، یا دو دل، یا درگیر رابطه دیگری، یا از نظر هیجانی فاصله دارد.

اما نکته مهم اینجاست:
این انتخاب‌ها معمولاً آگاهانه و منطقی نیستند.

در سطح عقل، فرد می‌داند این رابطه امن نیست.
اما در سطح عاطفی، یک کشش قوی وجود دارد.

و این سؤال شکل می‌گیرد: «چرا همیشه آدم‌هایی رو جذب می‌کنم که نمی‌تونن کامل کنارم باشن؟»


جذابیتِ دسترس‌ناپذیرها از کجا می‌آید؟

در نگاه سطحی، ممکن است این موضوع به «سلیقه عاطفی» نسبت داده شود.
اما در عمق روان، این یک الگوی یادگرفته‌شده است.

برای بسیاری از افراد با اضطراب دلبستگی، رابطه امن نه جذاب است و نه آشنا.

آنچه آشناست، رابطه‌ای است که در آن:

  • باید تلاش کرد

  • باید ثابت کرد

  • باید برای توجه جنگید

  • و همیشه یک مقدار ناامنی وجود دارد

به همین دلیل، فرد به‌طور ناخودآگاه جذب کسانی می‌شود که این الگو را دوباره فعال می‌کنند.


چرا رابطه امن گاهی «بی‌هیجان» به نظر می‌رسد؟

یکی از نکات مهم در این الگو این است:

سیستم عصبی انسان، به آنچه آشناست واکنش هیجانی قوی‌تر نشان می‌دهد، نه لزوماً به آنچه سالم‌تر است.

اگر کسی سال‌ها در روابط ناپایدار بوده باشد، بدن و ذهن او یاد گرفته‌اند:

  • نوسان = عشق

  • اضطراب = اهمیت

  • تلاش برای حفظ رابطه = ارزشمندی

در نتیجه، وقتی وارد رابطه‌ای امن می‌شود، ممکن است احساس کند:

  • هیجان کم است

  • جذابیت کمتر است

  • یا چیزی «کم دارد»

اما در واقع، آنچه کم شده هیجان نیست؛
آنچه کم شده، اضطراب است.


مثال واقعی: رابطه‌ای که از ابتدا نابرابر بود

فردی را تصور کنید که وارد رابطه‌ای می‌شود با شخصی که:

  • پاسخ‌هایش نامنظم است

  • گاهی بسیار صمیمی و گاهی کاملاً دور است

  • و در دسترس بودنش قابل پیش‌بینی نیست

در روزهای اول، این رابطه بسیار جذاب به نظر می‌رسد.
چون سیستم هیجانی درگیر «پیگیری» می‌شود.

اما به مرور:

  • انتظار برای پیام‌ها طولانی‌تر می‌شود

  • حساسیت نسبت به رفتار طرف مقابل بالا می‌رود

  • و ذهن دائماً در حال تحلیل است

در این نقطه، رابطه دیگر یک تجربه ساده نیست؛
تبدیل شده به یک پروژه هیجانی برای حفظ اتصال.


نقش اضطراب دلبستگی در انتخاب‌های عاطفی

افرادی که اضطراب دلبستگی دارند، معمولاً یک نیاز عمیق درونی را حمل می‌کنند:

«باید ثابت کنم که قابل دوست داشتن هستم.»

به همین دلیل، ناخودآگاه جذب افرادی می‌شوند که:

  • تأییدشان را سخت می‌دهند

  • فاصله عاطفی دارند

  • یا عشقشان مشروط و ناپایدار است

چون در ذهن فرد، اگر بتواند «این آدم سخت را به دست بیاورد»، یعنی ارزشمند است.

این الگو در ظاهر شبیه عشق است، اما در عمق، شبیه تلاش برای اثبات ارزشمندی است.


تروماهای رابطه‌ای و تکرار ناخودآگاه گذشته

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در این الگو، تکرار تجربه‌های قدیمی در روابط جدید است.

اگر فرد در گذشته تجربه‌هایی مثل این داشته باشد:

  • محبت ناپایدار

  • توجه شرطی

  • یا غیبت هیجانی والدین

ممکن است در بزرگسالی، به‌طور ناخودآگاه همان فضا را بازسازی کند.

نه به این دلیل که می‌خواهد آسیب ببیند،
بلکه به این دلیل که روان تلاش می‌کند تجربه ناتمام گذشته را «حل کند».

اما مشکل اینجاست: رابطه جدید، صحنه حل گذشته نیست؛
اغلب تبدیل می‌شود به تکرار آن.


چرا ترک این روابط سخت است؟

یکی از تناقض‌های مهم در این الگو این است:

حتی وقتی فرد می‌داند رابطه سالم نیست، جدا شدن سخت است.

چرا؟

چون سیستم هیجانی درگیر دو چیز همزمان است:

  • درد رابطه

  • ترس از تنهایی

و در بسیاری از موارد، ترس از تنهایی قوی‌تر از درد رابطه است.

به همین دلیل فرد ممکن است:

  • امید را نگه دارد

  • رفتارهای طرف مقابل را توجیه کند

  • و تغییرهای کوچک را بزرگ ببیند

چون ترک رابطه، فقط ترک یک فرد نیست؛
ترک یک الگوی آشناست.


مثال دوم: رابطه‌ای که همیشه «قرار بود بهتر شود»

مراجعی را تصور کنید که می‌گوید:

«در کل رابطه بد نیست… فقط بعضی وقت‌ها اذیتم می‌کنه.»

اما در ادامه مشخص می‌شود:

  • احساس امنیت پایدار ندارد

  • مدام در انتظار تغییر است

  • و بیشتر روزها با اضطراب می‌گذرد

با این حال، رابطه ادامه دارد.
چون یک امید پنهان وجود دارد:

«اگر کمی بهتر شود، همه چیز درست می‌شود.»

این امید، یکی از قوی‌ترین نگه‌دارنده‌های روابط ناپایدار است.


چگونه این الگو در ذهن تثبیت می‌شود؟

این چرخه معمولاً به شکل زیر عمل می‌کند:

  1. جذب فرد دسترس‌ناپذیر

  2. تلاش برای نزدیک شدن

  3. افزایش اضطراب

  4. لحظات کوتاه صمیمیت

  5. دوباره فاصله و سردی

  6. تلاش بیشتر برای حفظ رابطه

این چرخه باعث می‌شود سیستم عصبی، وابستگی شدیدتری ایجاد کند.
نه به خاطر عشق، بلکه به خاطر نوسان.


آیا می‌شود این الگو را تغییر داد؟

بله، اما تغییر این الگو با انتخاب یک «آدم بهتر» شروع نمی‌شود.

تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد بتواند:

  • تفاوت بین عشق و اضطراب را تشخیص دهد

  • احساس جذابیت را از احساس ناامنی جدا کند

  • و به رابطه‌ای که آرام است، اجازه معنا دادن بدهد

در بسیاری از موارد، رابطه امن در ابتدا «کم‌هیجان‌تر» احساس می‌شود، اما در طول زمان، تبدیل به پایدارترین شکل ارتباط می‌شود.


جمع‌بندی: همیشه عشق نیست، گاهی تکرار است

جذب آدم‌های دسترس‌ناپذیر، بیشتر از آنکه داستان عشق باشد، داستان یک الگوی هیجانی قدیمی است.

الگویی که در آن:

  • تلاش با عشق اشتباه گرفته می‌شود

  • اضطراب با علاقه اشتباه گرفته می‌شود

  • و ناپایداری با جذابیت یکی فرض می‌شود

اما وقتی این الگو دیده می‌شود، امکان تغییر هم به‌وجود می‌آید.

و این نقطه، آغاز خروج از تکرارهای فرسایشی در روابط عاطفی است.


سخن پایانی

اگر در روابط خودت این الگو را می‌بینی، مسئله فقط «انتخاب آدم مناسب» نیست.
مسئله این است که سیستم هیجانی هنوز به رابطه‌های ناپایدار عادت دارد.

و تغییر، از جایی شروع می‌شود که آشنایی، دیگر معیار امنیت نباشد.


رضا کاکرودی
روانشناس بالینی
متخصص اضطراب دلبستگی و روابط عاطفی

اگر این موضوع برایت آشناست، مقاله بعدی می‌تواند وارد این شود که چگونه می‌شود از وابستگی عاطفی خارج شد، بدون اینکه وارد سردی یا قطع کامل احساس شد.

احساس امنیتترک رابطهروابط عاطفیروانشناس
۴
۰
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی
رضا کاکرودی | روانشناس بالینی با ۱۱ سال سابقه در درمان اضطراب، تروما و الگوهای رابطه‌ایِ تکرار شونده. هماهنگی برای دریافت و رزرو نوبت: ۰۹۳۰۸۲۸۰۰۲۴
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید