هشت سال گذشت؛ به‌ بهانه عکسم با گیمزآر!

مهر 1390 در 13 سالگی به صورت رسمی (!) وارد اینترنت شدم. تا قبل از این تاریخ -از هشت نه سالگی- به‌عنوان مصرف‌کننده در اینترنت حضور داشتم اما از مهرماه هشت سال پیش، اولین حضورم رو به‌عنوان تولیدکننده -محتوا- در اینترنت تجربه کردم. این یک یادداشت درمورد «گیمزآر» است.

علاقه من به اینترنت و بازی‌های ویدیویی باعث شد تصمیم بگیرم که یک وبلاگ در این مورد بازی‌ها بسازم. در اون زمان تصورم این بود که راه‌اندازی سایت کار بسیار سختی هست و نیاز به یک تیم داره، چون هر چی سایت اون موقع میدیدم خیلی نویسنده داشتن و بخش‌های مختلفی توشون بود (مثل انجمن‌ها که هر انجمن هم کلی مدیر و سردبیر و از این چیزا داشت!) و فکر می‌کردم که کلا سایت خیلی پیچیدس و نمیشه تکی.

از طرف دیگه وبلاگ‌ها که خیلی‌خیلی قالب و طرح ساده‌ای داشتن به‌نظرم برای من مناسب‌تر بودن. و فکر می‌کردم که راحت‌تر هست -که واقعا هم هست-. به‌هرحال با بلاگفا آشنا شدم و اولین وبلاگ خودم رو با عنوان گیمزآر (GamesR) ثبت کردم. تو ذهنم این بود که هم بازی توش باشه و هم رضا.. اینطوری این اسم شکل گرفت.

ساعت سه‌چهار بامداد روزی در بهمن 1390
ساعت سه‌چهار بامداد روزی در بهمن 1390

از مهرماه 90 با قالب‌های خیلی ساده بلاگفا شروع کردم و یادداشت‌هایی رو می‌نوشتم. تا اینکه یکم جلوتر که رفت با سایت‌هایی آشنا شدم که قالب‌های حرفه‌ای‌تری -به‌نسبت بلاگفا- داشتن و میشد کد قالب رو برداشت و در بلاگفا استفاده کرد. به این شکل یه علاقه ریزی به طراحی پیدا کردم.

به شکل تجربی، خیلی ساده و ابتدایی یاد گرفته بودم بخش‌های مختلف قالب رو شخصی‌سازی کنم. مثلا قالب‌های آماده‌ای که اون موقع بود یک سری تصویر پس‌زمینه توی هدر داشتن و این ثابت بود. زمانی که یاد گرفتم وارد بخش ویرایش کد قالب بشم و یک لینک دیگه جای عکس هدر قرار بدم، فکر می‌کردم کشف خیلی بزرگی رو انجام دادم!

همه کسایی که به این شکل تجربه وبلاگ‌نویسی رو دارن می‌دونن که اون موقع خیلی فضای خوبی برای فعالیت بود و خیلی همه به هم -در همون محیط بلاگفا- کمک می‌کردن. دوستان وبلاگی داشتم. کلی کامنت بود و به صورت کلی فضای خیلی خوبی بود و خیلی به این فضا -فعالیت در اینترنت- علاقه‌مند شده بودم. و دقیقا از همون موقع با اطمینان به خانواده و دوستان همیشه می‌گفتم که می‌خوام این کار من باشه -کار در اینترنت-. که البته مشخصه دیگه با بچه 13 ساله مدرسه‌ای که به بازی ویدیویی و اینترنت علاقه داره چطوری برخورد میشه :)

کمتر از یک سال روی این وبلاگ کار کردم. چون از اونجایی که دقیقا فکر می‌کردم که می‌خوام در اینترنت کار کنم، به‌دنبال گسترش کار بودم -اما متاسفانه بازم در بستر سرویس‌های وبلاگدهی-. به همین خاطر با جمعی از دوستانم یک وبلاگ‌ گروهی در موضوعات مختلف راه‌اندازی کردیم. این تقریبا 9 ماه بعد از راه‌اندازی خود گیمزآر بود. و باعث شد که دیگه کمتر روی گیمزآر کار کنم.

بازی کردن با سگا جنسیس و بازی‌های آرکیدطور قدیمی ویندوز، جز اولین تصویرها و خاطراتی هستن که از بچگی دارم و با اینکه الان خیلی از بازی‌ها فاصله گرفتم اما همیشه سعی می‌کنم زمان‌هایی رو به تجربه بازی‌ها و پیگیری اطلاعاتشون اختصاص بدم.

مسیر فعالیت کاری من از زمان ساخت وبلاگ‌ گروهی با دوستانم دیگه تغییر کرد. اما در اون زمان دوست داشتم در گیمفا مطلب بنویسم! چون سایت خیلی خوبی بود و کارش رو دوست داشتم. چند سال بعد وقتی که مشغول کار روی سایت دیگه‌ای بودم، سری به وبلاگ گیمزآر زدم و اون رو آپدیت کردم و آدرس سایتم رو اضافه کردم. وقتی وارد محیط مدیریت شدم یه حسی انگار بهم دست داد. این که باید یه کاری جدیدی توی این حوزه انجام بدی! هنوز کارت تموم نشده! و از این حرفا.

از اونجایی که میدونستم فعالیت روی وبلاگ دیگه فایده‌ای نداره، تصمیم گرفتم یه تجربه جدید داشته باشم. به گیمفا اطلاع بدم که دوست دارم توی تیم باشم. و اینطوری به‌نوعی به کار خودم در حوزه گیم پایان بدم! از نیمه دوم سال 95 وارد تیم تحریریه سایت گیمفا و ماهنامه اونا شدم. تجربه خیلی خوبی بود چون همون‌طور که گفتم از همون زمان وبلاگ‌نویسی دوست داشتم که توی گیمفا مطلب بنویسم. نزدیک دو سال هم به صورت پاره‌وقت! مشغول بودم تا اینکه شهریور 97 از تیم خارج شدم.

بعد از دیدن عکس خودم در سن 13 سالگی تصمیم گرفتم، دوباره به وبلاگ گیمزآر برم و خیلی کوتاه بنویسم که الان کجام و دارم چه‌کار می‌کنم. این عکس رو توی آرشیو عکس‌های گوگل درایو پیدا کردم. توی پرانتز هم بگم که چقدر بلاگفا امنیتش خوبه، 8 سال یه رمز ساده شامل 4 تا عدد داشتم!

مسیر کاری من به سمتی رفته که دیگه فکر نمی‌کنم ارتباط با بازی‌های ویدیویی پیدا کنه. با این حال دوست داشتم یادداشتی رو این مورد بنویسم؛ به بهانه‌ی پیدا کردن عکس قدیمی خودم با گیمزآر.