"علاقت رو دنبال کن!" ؛ خیلیا با این جمله سرکار رفتن!


مهمترین زیربنای علاقه، شناخته. اگه ما درمورد یه موضوعی، اطلاعات نداشته باشیم و اصولا ندونیم که با چی سر و کار داریم، هر صحبتی درمورد علاقه داشتن یا نداشتن بهش، کاملا غلطه.

واقعیت اینه که تا وقتی ما ندونیم قراره با چی روبرو بشیم، اصلا معلوم نیست که بهش علاقه مند میشیم یا نه و شعار قشنگ ” علاقت رو دنبال کن “، تبدیل میشه به جستجو برای پیدا کردن زیربغل مار! و البته باید اشاره کنم که اگه یه چیزی برامون جذابه، لزوما به معنای این نیست که بهش علاقه داریم.

چند وقت پیش یه مقاله توی سایت آتلانتیک میخوندم که داشت نتیجه یه تحقیق رو در مورد این مساله که میگن ” علاقت رو دنبال کن “، بررسی میکرد.

یافته های اون پژوهش نشون میداد، آدمایی که اعتقاد دارن علاقه یه چیز ثابته و فقط باید پیداش کرد، کمتر توی پیدا کردن شغل ریسک میکردن.

در حالیکه دسته دوم، یعنی اونایی که فکر میکردن علایق قابل ایجاده و هدفشون از همه چیز مهمتر بود، ریسک بیشتری میکردن و ممکن بود حتی وارد شغلی بشن که در ابتدا دوستش ندارن، تا درنهایت به جایی که دوست دارن برسن و هدفشون محقق بشه. طبق اون تحقیق، افراد این دسته در طول زمان رشد میکردن و موفقیت بدست می اوردن و همین باعث میشد که رضایت و علاقه شون بوجود بیاد و افزایش پیدا کنه.

من در مورد این قضیه، یه مقاله مفصل نوشتم و سعی کردم تا جایی که میشه، موضوع رو بررسی کنم. اگه دوست داشتید، مطلب رو در اینجا بخونید.