سلام دوستان
روزگارانی در میر
بانگاه من نگاهی کن به امروز ای عزیز
آسمان طالقان آبی ،آرام وتمیز
از ورای پنجره دارم نگاه تا دور دست
روی اون بالا بلندی های البز برف هست
بلبلی عاشق میان شاخه های یک درخت
بوی ایام بهاران شاد بود ومست مست
شادمانه از ته دل داشت آوازی بلند
شادو خندان ما گذشتیم از زمستان بی گزند
لکه ای از ابر در اون گوشه ها آمد پدید
شایدم باران بباردفصل بارش سررسید
دوست دارم تو بباری من نگاهت میکنم
خرمی در دشت را تقدیم راهت میکنم
دوستانه دور هم جمع می شوند همشهریان
نوبهار است زنگیتان سبز سبز ای دوستان
چهره ها آرام وخندان است از لطف خدا
عیدتان ،نوروزتان فرخنده بادا برشما
رجب کاظمیان فرد✍️
فروردین ماه 1403