
اگه با جیرا یا ابزار های مشابه کار کرده باشی و پروژههات رو با اسکرام یا کانبان پیش برده باشی، احتمال زیاد با سه تا اسم برخورد کردی: Epic، Story و Task. حالا سوالی که همیشه پیش میاد اینه که اینا چیان؟ چه فرقی با هم دارن؟ کِی باید از کدوم استفاده کنیم؟
فرض کن یه نفر قراره یه سیستم بزرگ طراحی کنه. اون کسی که ایده داره و میدونه چی میخواد، بهش میگن Product Owner. اما اون که قراره کد بزنه و پیاده کنه، توسعهدهندهست. این وسط باید یه جوری ارتباط برقرار شه.
اینجاست که «User Story» وارد میشه. یه جور جملهست که میگه: «به عنوان فلان نقش، میخوام فلان کار رو بکنم، تا به فلان نتیجه برسم.» همین! هیچ حرفی از کد یا دیتابیس یا تکنولوژی نیست.
ولی بعضی وقتا این داستانها خیلی بزرگ میشن. اون قدر که دیگه نمیشه گفت یه داستانه. باید بشکنیش به تیکههای کوچکتر. اون داستان بزرگ اسمش میشه Epic.
مثال بزنم: میخوای یه سایت آموزشی مثل یودمی بسازی؟ خب یه Epic میتونه «مدیریت دورهها» باشه. توی این Epic، چندین Story هست مثل ساخت دوره، ویرایشش، گذاشتن قیمت و غیره.
حالا Story هم که گفتیم، داستان کاربره. ولی وقتی میری توی برنامهریزی Sprint، تیم توسعه میاد میگه خب برای پیاده کردن این Story، باید فلان کار و فلان کار انجام شه. این کارای کوچیکتر میشن Task.
در واقع Task همون چیزیه که یه برنامهنویس یا متخصص DevOps یا QA باید انجام بده تا اون Story واقعاً کامل شه.
پس چی شد؟
مفهوم Epic: یه داستان بزرگ که از چند تا Story کوچیکتر تشکیل شده
مفهوم Story: خواستهی کاربر، بدون حرف فنی
مفهوم Task: کارای ریز و واقعی که باید انجام بشه تا اون Story به نتیجه برسه
امیدوارم از این مقاله لذت ببرید و براتون مفید باشه.
اگر دوست دارید میتونید از طریق صفحه لینکدین با من در ارتباط باشید :)
موفق باشید :)