ویرگول
ورودثبت نام
سید علی روح الامین
سید علی روح الامیندانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر / طلبه درس‌خارج حوزه‌علمیه‌قم
سید علی روح الامین
سید علی روح الامین
خواندن ۸ دقیقه·۲ روز پیش

کتاب غرب‌زدگی و امکان آینده (جستاری در نسبت ما و جهان مدرن) منتشر شد

کتاب «غرب‌زدگی و امکان آینده (جستاری در نسبت ما و جهان مدرن)» از سوی انتشارات حکمت فراز منتشر و روانه بازار نشر شد.

این اثر با تمرکز بر نسبت انسان معاصر با غرب و جهان مدرن، به بررسی وضعیت هویتی و فکری ما در عصری می‌پردازد که پرسش و فهم، دشوارتر از همیشه شده است. نویسنده در این کتاب نشان می‌دهد که انبوه اطلاعات، فناوری‌ها و مفاهیم مدرن، انسان را در وضعیت «بی‌خانمانی فکری» قرار داده است؛ وضعیتی که در آن، دانستن و داشتن فراوان است، اما فهم و بصیرت، به شدت آسیب دیده است.

از نکات برجسته این اثر، یادداشت سید رسول فاطمی، پژوهشگر و مدرس فلسفه غرب، است. وی در این یادداشت، کتاب را نشانه‌ای از زبان پرسش، دعوت به تفکر و همراهی خوانده و بر ارزش ترویج اندیشه شنوا و برآمده از گفتگو تأکید کرده است. فاطمی، شوق به تفکر را نقطه قوت کتاب دانسته و آن را اثری امیدبخش برای بازماندن راه تفکر در عصر حاضر ارزیابی کرده است.

کتاب بر پنج بخش اصلی استوار است: بخش نخست به روش‌شناسی و نقد تاریخی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه زبان و مفاهیم غالب، جهان را به ابزاری برای محاسبه و کارایی تقلیل داده‌اند. بخش دوم، سرچشمه‌های فکری مدرنیته را از کانت و نیچه بررسی می‌کند و ریشه‌های فلسفی غرب و مدرنیته را واکاوی می‌نماید. در بخش سوم، رابطه فلسفه و تکنولوژی با زندگی روزمره و نهادهای مدرن (مدرسه، بیمارستان، زندان) تحلیل می‌شود و نشان داده می‌شود که چگونه تکنیک، انسان را به «نیروی کار» و جهان را به «منبع» تبدیل کرده است. بخش چهارم، وضعیت ما و مفهوم غرب‌زدگی در ایران و جهان معاصر را به نقد می‌کشد و بخش پنجم، با رجوع به سنت فکری و تجربه تاریخی ما، از جمله انقلاب اسلامی، افقی برای عبور از بن‌بست مدرنیته ارائه می‌دهد.

این اثر در ۱۲۰ صفحه، قطع رقعی و با کاغذ بالک روسی منتشر شده و هم‌اکنون در دسترس علاقه‌مندان حوزه‌های فلسفه، فرهنگ، حکمت معاصر و مطالعات اجتماعی قرار دارد.

یادداشت سید رسول فاطمی (پژوهشگر و مدرس فلسفه غرب):
دوست عزیز و هم‌سخنم سید علی روح‌الامین که دو سال پیش ناگاه در عصرگاهی از روزهای سخت زندگی به نشان لطف خدا با جانی تشنه و طالب فکر و دانایی از راه رسید و مرا به سفره گفتگو و تذکر دعوت کرد، امروز با همتی که من در خودم سراغ ندارم تحفۀ چشمگیر و گرانقدری از آن سفره را برگرفته و از سر لطف و مهر و ادبی که همگان به وجودش در جان سید عزیزمان اذعان می‌کنند از من در خواست کرده چند کلمه‌ای به عنوان مقدمه بنویسم. نمی‌توانم شوق و حسرتم را از نگارش و انتشار این کتاب مخفی کنم. شوق بابت شکوفایی زبان و تفکری شنوا و برآمده از گفتگو و داعی به آن و حسرت و دریغ از بابت دست‌های خالی و پر مدعای خودم؛ با این همه، اشتیاق و خوشحالی من از این حادثه و لطف سرشار ایشان امید به باز ماندن راه تفکر و تذکر را در دلم زنده تر کرده است.
این کتاب بیش از هر چیز برای من یک نشانه است. نشانه‌ای که هر چند هیاهوی جهل و بی‌خردی، چشم‌ها و گوش‌های بسیاری را کر کرده اما هنوز گوش‌های شنوایی هستند که قدر تفکر را بدانند و حرمتش را پاس بدارند.
این کتاب علاوه بر درس‌های بسیار، این حسن بسیار بسیار بزرگ را دارد که زبانش، زبان پرسش و دعوت و همراهی است نه زبان پاسخ‌های دندان شکن و جدلی.
بار دیگر از ایشان بابت محبت‌ها و همدلی‌شان تشکر می‌کنم و امید وارم این کتاب بتواند شیفتگی و شوق نویسنده‌اش را به تفکر و دانایی به جان خوانندگانش انتقال دهد.


مقدمه کتاب:

در جستجویِ خانه‌ای در باد؛ چرا باید دوباره بیاندیشیم؟
ما در زمانه‌ای زیست می‌کنیم که «پرسیدن»، دشوارترین کارِ جهان شده است. نه به آن خاطر که پاسخی وجود ندارد، بلکه بدین سبب که هیاهویِ پاسخ‌هایِ آماده، مجالِ طرحِ پرسشِ اصیل را از ما ستانده است. انسانِ معاصر، در محاصره‌ی سیل‌آسایِ اطلاعات، اخبار، تصاویر و داده‌هاست. ما هر روز با انبوهی از ابزارها و تکنولوژی‌ها سر و کار داریم، از مفاهیمِ مدرنِ سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کنیم و در شهرهایی قدم می‌زنیم که معماری‌شان بر اساسِ منطقِ جهانِ جدید بنا شده است. اما در میانِ این‌همه «دانستن» و «داشتن»، جایِ یک چیز خالی است: «فهمیدن». ما می‌دانیم چگونه با گوشیِ هوشمند کار کنیم، اما نمی‌فهمیم که این ابزار با نحوه‌ی بودنِ ما چه می‌کند. ما می‌دانیم دموکراسی چیست، اما نمی‌پرسیم که این شیوه از سیاست، بر کدامین مبنایِ فلسفی استوار شده است. ما در خانه‌ای سکونت داریم که نه نقشه‌ی آن را کشیده‌ایم و نه ستون‌هایش را می‌شناسیم؛ و این، یعنی «بی‌خانمانی» در عینِ سکونت.
کتابی که پیشِ رویِ شماست، تلاشی است برایِ غلبه بر این بی‌خانمانی. این اثر، دعوتی است به یک سفرِ فکری؛ سفری که از سطحِ ظاهریِ پدیده‌ها آغاز می‌شود و تا عمیق‌ترین لایه‌هایِ تاریخ و متافیزیک ادامه می‌یابد. هدفِ ما در این صفحات، دادنِ اطلاعاتِ جدید نیست؛ کتابخانه‌ها پر از اطلاعات است. هدف، تغییرِ «نحوه‌ی نگاه» است. ما می‌خواهیم یاد بگیریم که چگونه می‌توان از روزمرگی فاصله گرفت و به «تاریخ» نگریست. می‌خواهیم بدانیم که «ما» (به عنوانِ ایرانیان و مسلمانان) در کجایِ این نقشه‌ی پیچیده‌ی جهانی ایستاده‌ایم. آیا ما فقط تماشاگرانِ بازیِ غرب هستیم؟ یا بازیگرانی که نقشِ خود را فراموش کرده‌اند؟
برایِ پاسخ به این پرسش‌ها، ناگزیر بودیم که ساختارِ کتاب را بر پنج ستونِ اصلی بنا کنیم؛ پنج گامی که ما را از انتزاعی‌ترین مفاهیم به ملموس‌ترین واقعیت‌هایِ زندگی‌مان می‌رساند:
در بخشِ نخست، ما سنگِ بنایِ روش‌شناختیِ خود را می‌گذاریم. سخن از «نقد» و «تاریخ» است. اما نه نقد به معنایِ ایرادگیری و نه تاریخ به معنایِ قصه‌گویی. ما نشان می‌دهیم که انسان، موجودی است که در زمان و زبان محصور است. برخلافِ تصورِ رایج که زبان را ابزاری برایِ ارتباط می‌داند، ما با تکیه بر اندیشه‌هایِ متفکرانِ بزرگ، استدلال می‌کنیم که «زبان، خانه‌ی هستی است». ما جهان را آن‌گونه می‌بینیم که زبانمان به ما اجازه می‌دهد. و چون زبانِ غالبِ امروز، زبانِ تکنیک و عدد است، لاجرم جهان را نیز به صورتِ منبعِ انرژی و کالا می‌بینیم. فهمِ این نکته، کلیدِ ورود به بحث‌هایِ بعدی است.
در بخشِ دوم، به سراغِ سرچشمه می‌رویم. اگر جهانِ امروز، جهانِ «سوژه‌ی خودبنیاد» است، این سوژه کی و کجا متولد شد؟ انگشتِ اشاره‌ی ما به سمتِ ایمانوئل کانت می‌رود. او بود که با «انقلابِ کوپرنیکی» خود در فلسفه، انسان را در مرکزِ عالم نشاند و اشیاء را مجبور کرد تا خود را با ذهنِ انسان تطبیق دهند. ما نشان می‌دهیم که چگونه پروژه‌ی «روشنگری» که وعده‌ی آزادی و بلوغ می‌داد، در ادامه‌ی مسیرِ خود توسطِ فریدریش نیچه به چالش کشیده شد. نیچه پرده از چهره‌ی مدرنیته برداشت و نشان داد که در پسِ شعارهایِ زیبایِ عقلانیت، «اراده‌ی معطوف به قدرت» و هیولایِ «نهیلیسم» خفته است. خواندنِ این بخش برایِ هر کسی که می‌خواهد غرب را بشناسد، واجب است؛ زیرا غرب، جغرافیایی در آن‌سویِ مرزها نیست، غرب «تاریخی» است که اکنون همه‌ی ما در آن تنفس می‌کنیم.
اما فلسفه در آسمان نمی‌ماند؛ فلسفه به زمین می‌آید و تبدیل به آهن و سیمان می‌شود. بخشِ سوم، حکایتِ این هبوط است. در اینجا ما با ماهیتِ «علم و تکنولوژی» گلاویز می‌شویم. بر خلافِ تصورِ ساده‌لوحانه‌ای که تکنولوژی را ابزاری بی‌طرف و در خدمتِ رفاه می‌داند، ما با کمکِ هایدگر و فوکو نشان می‌دهیم که تکنولوژی، «گشتل» یا قالب‌بندیِ هستی است. تکنیک، جهان را به «منبع» تبدیل می‌کند و انسان را به «نیرویِ کار». در این بخش، خواننده درمی‌یابد که چگونه نهادهایِ مدرن (مدرسه، بیمارستان، زندان)، نه برایِ خدمت، بلکه برایِ «نرمال‌سازی» و تولیدِ بدن‌هایِ مطیع طراحی شده‌اند. این بخش، تکان‌دهنده‌ترین تصویر از اسارتِ انسانِ مدرن در چنبره‌ی ابزارهایی است که خود ساخته است.
پس از شناختِ غرب و تکنیک، نوبت به دردناک‌ترین بخشِ ماجرا می‌رسد: «ما». در بخشِ چهارم، آینه را به سمتِ خودمان می‌چرخانیم. وضعیتِ ما چیست؟ ما که نه کاملاً مدرن شده‌ایم و نه توانسته‌ایم سنتِ خود را به تمامی حفظ کنیم. ما مفهومِ «غرب‌زدگی» را بازخوانی می‌کنیم؛ نه به عنوانِ یک برچسبِ سیاسی، بلکه به عنوانِ یک وضعیتِ وجودی که در آن، «عقلِ تاریخی» تعطیل شده است. ما از دردِ «توسعه‌نیافتگی» سخن می‌گوییم و نشان می‌دهیم که چرا با وجودِ صد سال تلاش و وارداتِ تکنولوژی، هنوز در برزخِ آشفتگی و ناکارآمدی دست و پا می‌زنیم. این بخش، آسیب‌شناسیِ «امتناعِ تفکر» در جامعه‌ای است که می‌خواهد بدونِ پرسش‌هایِ بنیادین، فقط با تقلید از پوسته‌ی تمدنِ غرب، راهِ میان‌بر را طی کند.
و سرانجام، آیا راهی برایِ امید هست؟ آیا ما محکوم به این سرگردانیِ ابدی هستیم؟ بخشِ پنجم، تلاشی است برایِ گشودنِ افق. ما معتقدیم که سنتِ فکریِ ما (از فارابی تا ملاصدرا) و تجربه‌ی زیسته‌ی ما (به‌ویژه انقلاب اسلامی)، پتانسیل‌هایِ عظیمی برایِ عبور از بن‌بستِ مدرنیته دارند. اما این عبور، با بازگشتِ کورکورانه به گذشته تفاوت دارد. ما باید بتوانیم حکمتِ صدرایی را به زبانِ امروز ترجمه کنیم. باید بتوانیم معنایِ «سیاستِ دینی» و «عزت» را در برابرِ سیاستِ ماکیاولیستیِ قدرت‌محور، احیا کنیم. انقلاب اسلامی، رخدادی بود که نشان داد می‌توان در عصرِ پایانِ تاریخ، طرحی نو درانداخت. هرچند که راه ناهموار است و ما هنوز تا ساختنِ تمدنِ مطلوب فاصله داریم، اما همین «اراده‌ی تغییر» و «خودآگاهیِ تاریخی»، گوهری است که نباید گم شود.
این کتاب، ادعایِ حلِ تمامِ مشکلات را ندارد. نویسنده نیز خود سالکی در این راهِ دشوار است. اما باورِ ما این است که نخستین گامِ درمان، «تشخیصِ درد» است. تا ندانیم که در چه عالمی زندگی می‌کنیم، تا ندانیم که موبایل و اینترنت با روحِ ما چه می‌کنند، و تا ندانیم که جایگاهِ تاریخیِ ما کجاست، هیچ نسخه و برنامه‌ی توسعه‌ای کارگر نخواهد افتاد. این سطور را با امید به «بیداری» و «تفکر» نوشته‌ام. امید به نسلی که مرعوبِ هیاهویِ تکنیک نمی‌شود و جرأتِ آن را دارد که بپرسد: «حقیقت چیست؟» و «ما چگونه باید زندگی کنیم؟». بیایید با هم، این سفرِ پرمخاطره اما شکوهمند را آغاز کنیم.

جهت تهیه این کتاب به سایت وارستگی مراجعه نمائید

همچنین نسخه الکترونیکی این کتاب در نرم افزار طاقچه منتشر شده است.

فلسفه غربغربزدگیغرب زدگیغربزدگی
۰
۰
سید علی روح الامین
سید علی روح الامین
دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر / طلبه درس‌خارج حوزه‌علمیه‌قم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید