چرا باید داستان خودمان را بگوییم؟

بگذاريد اول خودم را معرفی کنم. مختصر و مفید. من یک نویسنده هستم. یا شاید هم یک خوره نوشتن. مغزم به شدت فعال است. مثل یک جغد شبها ذهنم ده برابر روز کار می کند و تازه از ساعت ۶ عصر پتانسیل های مغزی ام فعال می شوند. همین فعالیت های مغزی شبانه نیازمند یک مشرب فکری بومی سازی شده هستند. فضایی که اصلا قرار نیست درباره دنیا و فیها خالدون آن تصمیم بگیرد. دنیایی بومی سازی شده برای خودم. برای خودتان! اجازه بدهید روشن تر بگویم من کسی نیستم که بتوانم دیگران را نصیحت کنم یا برایشان توصیه ای داشته باشم و حتی اگر انسان بزرگی بودم نیز نمی توانستم نصیحتی برای کسی داشته باشم، چرا که اصولا به ترویج تجربیات زیسته به عنوان الگو آدم ها اعتقادی ندارم. در این چند کلمه هم می گویم بیایید الگو نداشته باشیم، بلکه برای خودمان یکی بسازیم و زندگی اش کنیم. برای الگو ساختن هم قرار نیست به سراغ گاندی، ماندلا، چگوارا، زرتشت، بودا، علی، مسیح، فروید، اورول و یک دوجین اسم دیگر بروید. کافیست اهل کتاب خواندن باشیم یا سریال درجه یک جهانی با موضوعات پیچیده و ذهن درگیر کن ببینیم. همین! البته فیلم ها را زیاد در دایره وارد نمی کنم، چرا که اثربخشی آنها را اندک می دانم. با یک داستان باید زندگی کنید تا بتوانید بخشی از قابلیت های الگویتان را از آن بگیرید. حال این داستان می تواند یک رمان باشد یا یک قصه تاریخی که انواع ناب اش را ذبیح الله منصوری برایمان نوشته.

رمان کلاسیک ایرانی ساده اما دلچسب و سرشار از روح زندگی است.
رمان کلاسیک ایرانی ساده اما دلچسب و سرشار از روح زندگی است.


اگر هم قلبتان برای جهان مدرن غرب می تپد بدون رودربایستی می توانید بروید سراغ سریال های آمریکایی و انگلیسی. البته باز هم پیشنهاد می کنم با کمی خلاقیت در IMDB دنبال سریال باب سلیقه تان بگردید و انتخاب هایتان را به گیم آف ترونز، فرندز و دکستر محدود نکنید.

 سریال رابطه یا خیانت محصول شبکه شوتایم
سریال رابطه یا خیانت محصول شبکه شوتایم

برای رمان خواندن نیز حسابی بگردید و مثلا چون من پیش از و من پس از تو را همه خوانده اند به عنوان اولین بدیل ممکن برنگزینید. فراموش نکنید که شما یک دنیای منحصر به فرد شخصی دارید و باید به این دنیا احترام بگذارید.

پس از کشف داستان های تازه و زندگی روزانه با آنها کم کم وقت گذاشتن برای خودتان را می آموزید و با الگو گرفتن از آدم های معمولی قصه هایی که خوانده و دیده اید، الگو حقیقی خودتان را می سازید. شما یک انسان منحصر به فرد هستید پس الگو شما نیز قطعا منحصر به خودتان خواهد بود. خود خودتان!

در آخر هم بگویم که در این مورد وقت ندارم اصلا بهانه خوبی نیست. روزی نیم ساعت را همه ما وقت داریم. از مترو و تاکسی و بی آر تی تا پیش از خواب و حتی دستشویی! پس به جای ولگردی در اینستاگرام می توان در همان گوشی و تبلت سریال دید و داستان خواند و دنیایی ساخت کاملا شخصی و خصوصی برای لذت بردن بیشتر از زندگی. پادکست ها و کتاب های صوتی هم راه حل فوق العاده ای برای آدم های سرشلوغ و پشت فرمان نشین در ترافیک شهرهای امروزی هستند. شک نکنید تنها اندکی بعد شما هم داستان زیبایی به کمک الگوهای خودتان برای عرضه خواهید داشت. پس نترس، الگو خودت را بساز، زندگی اش کن و دست آخر داستان خودت را بگو!