ویرگول
ورودثبت نام
روزبه نوروزی
روزبه نوروزی
روزبه نوروزی
روزبه نوروزی
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

انتخاب C2 در سازمان‌های دارای EDR و SIEM بالغ: نبرد ابزارها یا نبرد معماری و OPSEC؟



در سال‌های اخیر، با بلوغ سامانه‌های دفاعی سازمانی مانند EDR، SIEM، NDR و پلتفرم‌های XDR، پرسش مهمی برای تیم‌های Red Team و متخصصان شبیه‌سازی مهاجم (Adversary Simulation) مطرح شده است: در یک محیط Enterprise که لایه‌های متعددی از نظارت و تحلیل رفتاری فعال هستند، بهترین انتخاب C2 چیست؟ آیا ابزارهایی مانند Cobalt Strike، Sliver، Metasploit یا Havoc تفاوت تعیین‌کننده ایجاد می‌کنند، یا مسئله عمیق‌تر از نام ابزار است؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بپذیریم که در محیط‌های بالغ امنیتی، شناسایی صرفاً مبتنی بر امضای باینری نیست. EDRهای مدرن با تحلیل رفتاری، نظارت بر Parent-Child Process، بررسی Memory Injection، API Call Patterns، Token Manipulation و حتی تحلیل ارتباطات رمزگذاری‌شده، فعالیت‌های C2 را شناسایی می‌کنند. از سوی دیگر، SIEM با همبستگی لاگ‌های Endpoint، شبکه، Active Directory و Proxy می‌تواند رفتارهای مشکوک را در سطح سازمانی به هم متصل کند. بنابراین انتخاب C2 صرفاً یک انتخاب فنی نیست، بلکه تصمیمی استراتژیک در حوزه OPSEC و معماری عملیات است.



Cobalt Strike سال‌ها استاندارد طلایی در عملیات Red Team بوده است. بلوغ، پایداری، قابلیت توسعه Beacon، و انعطاف‌پذیری آن باعث شده در بسیاری از سازمان‌ها استفاده شود. اما همین محبوبیت، آن را به هدف اصلی Detection Engineering تبدیل کرده است. بسیاری از EDRها الگوهای رفتاری Beacon، Sleep Patternها، Artifactهای حافظه و حتی Profileهای ارتباطی آن را به‌خوبی می‌شناسند. در محیطی با EDR بالغ، استفاده از نسخه‌های پیش‌فرض یا بدون سفارشی‌سازی عمیق، احتمال کشف را به‌شدت افزایش می‌دهد. بنابراین Cobalt Strike همچنان قدرتمند است، اما تنها در صورتی که تیم قرمز توانایی تغییر زیرساخت، Malleable Profile، Artifact Kit و رفتار اجرایی را داشته باشد.

Metasploit بیشتر یک چارچوب اکسپلویت و آموزش است تا یک پلتفرم کامل Adversary Simulation در مقیاس Enterprise. اگرچه برای سناریوهای اولیه و آزمایش سریع بسیار مفید است، اما از نظر OPSEC و پیچیدگی عملیات طولانی‌مدت، محدودیت‌هایی دارد. در محیط‌هایی که رفتارهای Post-Exploitation به‌دقت مانیتور می‌شود، Metasploit به‌تنهایی انتخاب ایده‌آلی محسوب نمی‌شود.

Havoc به‌عنوان یک C2 مدرن‌تر تلاش کرده است قابلیت‌های پیشرفته را با انعطاف‌پذیری بالا ترکیب کند. معماری ماژولار و طراحی جدید آن باعث شده در برخی سناریوها جذاب باشد. اما مسئله بلوغ اکوسیستم، پشتیبانی، و میزان بررسی امنیتی انجام‌شده روی کد آن همچنان موضوع بحث است. در سازمان‌های بسیار بزرگ که عملیات Red Team در مقیاس گسترده انجام می‌شود، پایداری و ثبات اهمیت حیاتی دارد.

Sliver که با زبان Go توسعه یافته، به‌دلیل ساختار باینری متفاوت و انعطاف در تولید Implantهای سفارشی، در سال‌های اخیر محبوب شده است. Go بودن آن باعث تفاوت در Artifactها و رفتار اجرایی نسبت به ابزارهای کلاسیک مبتنی بر C/C++ می‌شود. همچنین متن‌باز بودن آن به تیم قرمز امکان می‌دهد رفتارها را مطابق نیاز تغییر دهند. با این حال، متن‌باز بودن به این معناست که تیم‌های دفاعی نیز دسترسی کامل برای تحلیل آن دارند. بنابراین مزیت آن بیشتر در قابلیت سفارشی‌سازی است تا «نامرئی بودن ذاتی».

اما واقعیت عمیق‌تر این است که در محیط Enterprise بالغ، نبرد میان ابزارها نیست؛ نبرد میان معماری عملیاتی و توان Detection Engineering است. تیم قرمز حرفه‌ای، پیش از انتخاب C2، موارد زیر را تحلیل می‌کند: سطح بلوغ SOC، توانایی تیم آبی در تحلیل رفتار، وجود TLS Inspection، میزان Logging در Active Directory، نحوه مانیتورینگ PowerShell و WMI، و حتی فرهنگ پاسخ به حادثه سازمان. انتخاب C2 باید بر اساس این ارزیابی انجام شود.

از منظر دفاعی نیز نگاه متفاوت است. یک Blue Team بالغ به‌جای تمرکز بر امضای ابزار، به رفتار توجه می‌کند: چرا یک پردازش Word ناگهان به LSASS دسترسی می‌گیرد؟ چرا یک سرویس جدید با دسترسی بالا ایجاد می‌شود؟ چرا یک میزبان داخلی ارتباط دوره‌ای با دامنه‌ای کم‌سابقه برقرار می‌کند؟ در این سطح، مهم نیست Sliver استفاده شده یا Cobalt Strike؛ مهم الگوی رفتاری مهاجم است.

بنابراین پاسخ حرفه‌ای به پرسش «کدام C2 را انتخاب می‌کنید؟» این است: ابزاری که با سناریوی شبیه‌سازی، هدف ارزیابی و سطح بلوغ دفاعی سازمان همخوانی داشته باشد و به‌صورت عمیق سفارشی‌سازی شده باشد. استفاده از C2 پیش‌فرض، بدون تغییر زیرساخت، بدون تنوع در Infrastructure، بدون Domain Fronting یا Traffic Shaping، در محیط‌های EDR-heavy تقریباً به معنای کشف سریع است.

در نهایت، Adversary Simulation موفق بیش از آنکه به ابزار وابسته باشد، به درک عمیق از رفتار انسانی، فرآیندهای سازمانی و معماری شبکه وابسته است. تیم قرمز باید همان‌قدر که ابزار را می‌شناسد، دفاع را نیز بشناسد. از سوی دیگر، تیم آبی نیز باید از تمرکز صرف بر Signature فاصله بگیرد و به سمت تحلیل رفتاری، Threat Hunting و شبیه‌سازی مستمر حرکت کند.

در محیط‌های امروزی، C2 فقط یک وسیله است. آنچه تعیین‌کننده است، معماری عملیات، سطح OPSEC، و تعامل میان تیم‌های قرمز و آبی برای ارتقای واقعی امنیت سازمان است.

معماری
۳
۱
روزبه نوروزی
روزبه نوروزی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید