مقدمه
در مدیریت امنیت اطلاعات، صرفِ وجود کنترلها، فرایندها یا فناوریهای امنیتی تضمینکننده اثربخشی نیست. آنچه برای مدیران ارشد، CISO و تصمیمگیران راهبردی اهمیت دارد، بلوغ (Maturity) این کنترلها و فرایندها و میزان همسویی آنها با اهداف کسبوکار و تحمل ریسک سازمان است. در همین راستا، Capability Maturity Models (CMMs) بهعنوان ابزاری ساختیافته برای ارزیابی، مقایسه و بهبود سطح بلوغ فرایندها توسعه یافتهاند و در ادبیات CISM و ISSMP نقش مهمی در تدوین و اجرای استراتژی امنیت اطلاعات ایفا میکنند.
خاستگاه مدلهای بلوغ قابلیت
یکی از مهمترین و شناختهشدهترین مدلهای بلوغ، Capability Maturity Model Integration for Development (CMMI‑DEV) است که توسط Software Engineering Institute (SEI) در دانشگاه Carnegie Mellon توسعه داده شد. هدف اولیه این مدل، بهبود بلوغ فرایندهای توسعه نرمافزار بود، اما ساختار مفهومی آن بهسرعت به سایر حوزهها از جمله امنیت اطلاعات گسترش یافت.
در حوزه امنیت، مدلهایی مانند Systems Security Engineering Capability Maturity Model (SSE‑CMM) طراحی شدند که تمرکز آنها بر بلوغ فرایندهای مهندسی و مدیریتی امنیت است. از دید CISM و ISSMP، این مدلها ابزارهایی تحلیلی هستند، نه الگوهایی الزامآور.
سطوح بلوغ در CMMI
CMMI‑DEV پنج سطح بلوغ را برای توصیف میزان رسمیت، کنترلپذیری و اثربخشی یک فرایند تعریف میکند:
Level 1 – Initial (آغازین)
در این سطح، فرایندها Ad hoc، ناپایدار، بدون اندازهگیری و غیرقابل تکرار هستند. بسیاری از اقدامات امنیتی در این سطح، واکنشی و فردمحور بوده و وابستگی شدیدی به اشخاص کلیدی دارند. این سطح نشاندهنده ریسک سازمانیافتهنشده است.
Level 2 – Repeatable (تکرارپذیر)
فرایندها بهصورت نسبتاً پایدار و با نتایج مشابه اجرا میشوند. با این حال، مستندسازی ممکن است ناقص یا غیررسمی باشد. بسیاری از سازمانها در کنترلهایی مانند مدیریت دسترسی یا Response اولیه حوادث در این سطح قرار دارند.
Level 3 – Defined (تعریفشده)
فرایندها بهطور رسمی تعریف، مستند و ابلاغ شدهاند. نقشها، مسئولیتها و رویهها شفاف هستند. این سطح معمولاً حداقل بلوغ مطلوب برای فرایندهای حیاتی امنیت اطلاعات محسوب میشود.
Level 4 – Managed (مدیریتشده)
فرایندها بهصورت کمی اندازهگیری میشوند و شاخصهای عملکرد (Metrics/KPIs) برای ارزیابی اثربخشی وجود دارد. تصمیمگیریها مبتنی بر داده و تحلیل روندها انجام میشود.
Level 5 – Optimizing (بهینهسازیشونده)
فرایندها نهتنها اندازهگیری میشوند، بلکه تحت بهبود مستمر قرار دارند. نوآوری، خودکارسازی و یادگیری سازمانی در این سطح دیده میشود.
یکی از نکات بسیار مهم که در نگاه CISM بر آن تأکید میشود و اغلب توسط مدیران فنی نادیده گرفته میشود این است که:
سطح ۵ هدف نهایی همه سازمانها نیست. بلکه اغلب سازمانها سطح بلوغ هدف در بازه 2.5 تا 3.5 دارند.
دستیابی و نگهداری سطح ۵ معمولاً هزینهبر، پیچیده و خارج از تراز ریسک سازمان است.
تنها سازمانهایی با مأموریتهای بسیار حساس (نظامی، زیرساخت حیاتی، یا امنیت ملی) توجیه کسب سطح ۵ را دارند.

بلوغ یکنواخت یا بلوغ تفکیکی؟
یکی از اشتباهات رایج، تلاش برای اعمال یک سطح بلوغ یکسان برای همه کنترلها و فرایندها است. CISM صراحتاً این رویکرد را نادرست میداند.
از دید استراتژیک:
هر کنترل یا فرایند میتواند سطح بلوغ متفاوتی داشته باشد.
تعیین سطح بلوغ باید:Risk‑based و Threat‑based و و همسو با Risk Appetite باشد.
برای مثال:
Incident Response ممکن است نیازمند بلوغ سطح 4 باشد.
Awareness Training ممکن است سطح 3 کافی باشد.
برخی کنترلها حتی در سطح 2 نیز قابل قبول باشند، اگر ریسک متناظر پایین باشد.
کاربرد اصلی مدلهای بلوغ در CISM شامل سه گام کلیدی است:
ارزیابی وضعیت موجود (Current State Maturity) :شناسایی اینکه هر فرایند امنیتی در حال حاضر در چه سطحی قرار دارد.
تعیین وضعیت مطلوب (Target Maturity):مشخصکردن سطح بلوغ مناسب برای هر فرایند، نه بر اساس ایدهآلگرایی، بلکه بر اساس ریسک و ارزش تجاری.
تحلیل شکاف (Gap Analysis) و Roadmap:طراحی مسیر ارتقا با اولویتدهی منطقی، زمانبندی و تخصیص منابع.
ارتباط بلوغ با استراتژی امنیت اطلاعات
در CISMو ISSMP، بلوغ یک ابزار استراتژیک است، نه یک هدف مستقل. Security Strategy باید پاسخ دهد:
کدام فرایندها به بلوغ بالاتر نیاز دارند؟ چرا؟ با چه هزینهای؟و چه ارزشی برای کسبوکار ایجاد میکنند؟
بدون این نگاه، مدلهای بلوغ به تمرینهای صرفاً تشریفاتی تبدیل میشوند.
جمعبندی
مدلهای بلوغ قابلیت، از جمله CMMI ابزارهایی قدرتمند برای درک، ارزیابی و بهبود سطح بلوغ امنیت اطلاعات هستند. ارزش واقعی این مدلها در همسویی با ریسک، استراتژی و اهداف کسبوکار نهفته است، نه در دستیابی به بالاترین سطح ممکن. یک استراتژیست امنیت موفق، کسی است که بتواند سطح بلوغ مناسب برای هر فرایند را بهدرستی تعیین کرده و منابع را بهصورت هدفمند تخصیص دهد.