معماری Zero Trust یک محصول یا تجهیز امنیتی نیست؛ یک پارادایم طراحی امنیت است که بر اصل «هرگز اعتماد نکن، همیشه راستیآزمایی کن» بنا شده است. بسیاری از سازمانها مستقیماً سراغ ابزارهایی مانند MFA، EDR یا ZTNA میروند، اما بدون فراهم کردن پیشنیازهای معماری، این ابزارها به کنترلهای پراکنده و کماثر تبدیل میشوند. اجرای موفق Zero Trust، پیش از هر چیز نیازمند آمادهسازی لایههای بنیادین معماری سازمان است.
۱. شناخت داراییها و جریانهای داده
اولین پیشنیاز Zero Trust، قابلیت دید (Visibility) است. سازمان باید بداند چه داراییهایی دارد، دادهها کجا قرار دارند، و جریانهای ارتباطی چگونه برقرار میشوند. بدون Data Flow Mapping و Asset Inventory دقیق، تعریف Policyهای مبتنی بر هویت و زمینه (Context-Aware Policies) ممکن نیست. همچنین طبقهبندی دادهها (Data Classification) مشخص میکند کدام منابع نیازمند سختگیرانهترین کنترلها هستند.
۲. تعریف دامنههای امنیتی و مرزبندی اعتماد
Zero Trust بدون Domain Segmentation عملاً بیمعناست. باید از ابتدا مرزهای منطقی اعتماد (Trust Boundaries) تعریف شوند؛ چه در سطح شبکه (Micro-Segmentation)، چه در سطح اپلیکیشن و چه در سطح داده. اگر معماری داده و سرویسها کاملاً متمرکز و بدون تفکیک طراحی شده باشد، اعمال Least Privilege بسیار پیچیده خواهد شد. بنابراین تفکیک دامنهها پیشنیاز ساختاری Zero Trust است، نه مرحله بعدی آن.

۳. هویت بهعنوان محور معماری
در Zero Trust، هویت جایگزین «موقعیت شبکه» میشود. بنابراین سازمان باید:
IAM متمرکز و یکپارچه داشته باشد
احراز هویت چندعاملی (MFA) را پیادهسازی کرده باشد
مدیریت دسترسیهای ممتاز (PAM) را کنترل کند
نقشها و مدل RBAC/ABAC را شفاف تعریف کرده باشد
اگر هویتها پراکنده، غیرهمگام یا فاقد چرخه عمر مشخص باشند، سیاستهای Zero Trust ناپایدار و پرخطا خواهند بود.
۴. قابلیت پایش و تحلیل مستمر
Zero Trust مبتنی بر تصمیمگیری پویاست. بنابراین Continuous Monitoring یک الزام معماری است. لاگها باید تجمیع شوند، رفتارها تحلیل شوند، و انحرافها شناسایی شوند. بدون SIEM، UEBA یا حداقل Telemetry کافی، امکان ارزیابی مداوم ریسک نشستها و دسترسیها وجود ندارد. در این مدل، کنترلها ایستا نیستند؛ دسترسی میتواند بر اساس ریسک لحظهای تغییر کند.
۵. حاکمیت، سیاستگذاری و همراستایی سازمانی
Zero Trust فقط پروژه فناوری نیست؛ یک تغییر فرهنگی و حاکمیتی است. باید سیاست Least Privilege رسمی وجود داشته باشد،مسئولیت مالکیت دادهها مشخص باشد،فرآیندهای Onboarding و Offboarding استاندارد شوند ومدل پاسخ به حادثه با معماری جدید همسو شود
بدون Governance شفاف، Zero Trust به مجموعهای از تنظیمات فنی بدون انسجام تبدیل میشود.
۶. آمادگی زیرساختی و معماری مدرن
زیرساختهای قدیمی و یکپارچه (Monolithic) اجرای Micro-Segmentation و کنترلهای مبتنی بر هویت را دشوار میکنند. استفاده از معماریهای ماژولار، API-Based و مبتنی بر سرویس (Service-Oriented) اجرای Zero Trust را تسهیل میکند. همچنین استانداردسازی پروتکلها، رمزنگاری پیشفرض، و حذف اعتماد ضمنی داخلی از پیشنیازهای فنی مهم هستند.
جمعبندی
Zero Trust از ابزار شروع نمیشود؛ از معماری شروع میشود. پیشنیازهای آن شامل شناخت دقیق داراییها، تفکیک دامنهها، هویتمحوری، پایش مستمر، حاکمیت امنیتی و آمادگی زیرساختی است. اگر این بنیانها از ابتدا در طراحی لحاظ شوند، Zero Trust بهصورت طبیعی در ساختار سیستم نهادینه میشود. در غیر این صورت، سازمان وارد چرخهای از اصلاحات پرهزینه و کنترلهای پراکنده خواهد شد.