عملیات نظامی روسیه در اوکراین: تجاوز یا دفاع؟


نوشتهٔ روزبه فیض
بازنشر (این مطلب در ۱۵ اسفند ۱۴۰۰، ۶ مارس ۲۰۲۲، در کانال من در تلگرام منتشر شده است).

جنگ روسیه-اوکراین ادامهٔ آزمون افرادی است که هم می‌خواهند مناسبت‌های واقعی جهان را بدون افتادن به دام دروغ و خرافه درک کنند، هم منتقد تکبر و زورگویی کشورهای غربی به رهبری آمریکا هستند، و هم می‌خواهند از دایرهٔ انصاف و توازن خارج نشوند. این کار ساده‌ای نیست و نمی‌توان صرفاً به دنبال کردن اخبار (چه داخلی و چه خارجی، چه رسمی و چه غیررسمی) اکتفا کرد، چون بدون داشتن روی‌کرد ذهنی مناسب، به راحتی می‌توان فریب جریان‌های عظیم «زر و زور و تزویر» در سیاست و رسانه را خورد. باید کنجکاو و حساس بود و در همه حال و در حد درک و توان جانب حقیقت و انصاف را گرفت.

کرملین می‌گوید به خاطر دفاع در برابر ناتو، جلوگیری از نازیسم مسلحانه و رو به گسترش در اوکراین، و جلوگیری از نسل‌کشی روس‌‌تبارها در شرق اوکراین مجبور به انجام «عملیات ویژهٔ نظامی» در این کشور شده است. این موضع روسیه قابل فهم است و چه بسا قابل پذیرش باشد. از آن طرف، اوکراینی‌ها، غربی‌ها و اکثر کشورهای جهان می‌گویند اقدام روسیه تجاوز نظامی به یک کشور دیگر است. این موضع نیز قابل فهم و احتمالاً قابل پذیرش است. اما این دو روایت کاملاً با هم در تضاد هستند. کدام‌یک از آن‌ها درست است؟

در این‌جا ما با یک پدیدهٔ ترکیبی مواجه هستیم که در هیچ روایت ساده‌ای جا نمی‌گیرد. کسانی که سال‌هاست منتقد اقدامات زورگویانه و سلطه‌جویانهٔ آمریکا و متحدانش بوده‌اند به راحتی می‌توانند جنبهٔ تجاوزکارانهٔ اقدام روسیه در اوکراین را ناچیز بیانگارند و بر عکس، کسانی که سال‌هاست نسبت به سلطه‌جویی آمریکا و متحدانش در نقاط مختلف جهان از جمله تجاوز نظامی به کشورهایی مانند عراق، افغانستان، لیبی و یمن نگاه غیرانتقادی داشته‌اند خواهند توانست نقش آمریکا و غرب را در تبدیل کردن اوکراین به تهدیدی علیه روسیه (از طریق تغییر غیرقانونی دولت در سال ۲۰۱۴، گسترش ناتو به سوی شرق و عضویت دی‌فاکتوی اوکراین در آن، تقویت ملی‌گرایان افراطی، شامل گروه‌های نئونازی که روی‌کرد خصمانه‌ای نسبت به روس‌تبارهای اوکراینی دارند، و اخیراً مطرح شدن احتمال حرکت اوکراین به سوی توسعه یا میزبانی سلاح‌های اتمی) را کم اهمیت بشمارند. اما هیچ‌کدام از این دو روی‌کرد درست نیست. یکی متمایل به خوار شمردن قوانین بین‌المللی است (بر فرض که ادعای دخالت بشردوستانه رد شود) و دیگری واقعیت‌های ژئوپولیتیکی در روابط بین کشورها—به ویژه در همسایگی قدرت‌های بزرگ—را نادیده می‌گیرد. به عبارت دیگر نه می‌توانیم سابقهٔ عملکرد غرب در قبال روسیه و جنگ داخلی در اوکراین علیه روس‌تباران استان‌های شرقی این کشور را نادیده بگیریم و نه این واقعیت را نادیده بگیریم که دخالت نظامی روسیه در اوکراین می‌تواند مصداق حملهٔ متجاوزانه باشد.

این موضوع ترکیبی و چند وجهی و چند لایه است و هر روایتی می‌تواند وجهی از آن را نشان دهد ولی ما را از وجه دیگری از آن دور می‌کند. متأسفانه بیشتر افراد توانایی پیش بردن همزمان چند روایت مختلف را ندارند و فقط به یکی که به نظرشان درست‌تر است می‌چسبند. برای آن‌ها درک این که روسیه می‌تواند در حال دفاع مشروع از چیزی باشد و در عین حال به شکل نامشروعی به چیز دیگری حمله (تجاوز) می‌کند قابل هضم نیست.

این نگاه تک‌روایتی منحصر به این مورد خاص نمی‌شود. بیشتر افراد برای فهم موضوعات سیاسی و اجتماعی علاقه‌مند به کلاف‌های تافته‌شدهٔ تک‌رنگ هستند و فرشی که ده‌ها نخ رنگارنگ در تار و پود آن تنیده شده را نمی‌پسندند. به همین خاطر است که فروشندگان روایت‌های تک‌رنگ بیشتر طرفدار دارند. این را در رویکرد نسبت به جمهوری اسلامی هم می‌بینیم و می‌بینیم که گفتمان‌های تک‌رنگ برای توصیف آن شکل می‌گیرند: «جمهوری اسلامی ظالم است» یا «جمهوری اسلامی مظلوم است». اما جمهوری اسلامی می‌تواند همزمان هر دوی این‌ها باشد؛ مثلاً به بخش بزرگی از شهروندان ایرانی ظلم کند و در عین حال در سطح منطقه‌ای در کنار مظلومان بایستد.

دربارهٔ ابعاد و زمینه‌ها و عواقب حملهٔ روسیه به اوکراین بسیار می‌شود نوشت که اگر فرصت کنم چنین نیز خواهم کرد. اما مهم این است که بپذیریم روسیه همزمان در حال دفاع از چیزی و تجاوز به چیز دیگری است. بسته به زاویهٔ دید ممکن است روایت دفاع یا تجاوز را پررنگ‌تر و مهم‌تر ببینیم. اما نمی‌توانیم فقط یکی را ببینیم و دیگری را به کلی نادیده بگیریم. در ضمن پذیرش تجاوزکار بودن روسیه به معنای نادیده گرفتن این واقعیت نیست که امپراطوری آمریکایی-انگلیسی-صهیونیستی که تقریباً همهٔ جهان را حیاط خلوت اختصاصی خود تعریف کرده بزرگ‌ترین تجاوزکار و سوءاستفاده‌کننده از قدرت در دنیای معاصر بوده و هست و سهم مهمی نیز در برافروختن آتش جنگ در اوکراین دارد.