دستفروشان در هر جایی بساط نمی کنند

در جایی که نمیدانم کجاست، این عروسکها را می فروخت. حتما جای شلوغی بوده.
در جایی که نمیدانم کجاست، این عروسکها را می فروخت. حتما جای شلوغی بوده.

سالهاست می نویسم، هر روز هم می نویسم. چه شرح مشکلی برای مشتری، چه فرستادن ایمیلی برای قانع کردن وی، چه نوشته ای رسمی برای انتشار در جایی و چه آنها که سر از یادداشتهای روزانه در می آورند؛ به هر حال می نویسم. روز اولی که شروع به نوشتن در ویرگول کردم به خودم گفتم "برای خودت می نویسی و کاری با لایک و کامنت نداری" و از خودم قول گرفتم. کاری نداشتن به لایک و کامنت معنایش البته حساس نبودن به فضایی که نوشته ام در آن منتشر می شود، نیست. اتفاقا برای من مهم است که کجا می نویسم.

شعار ویرگول را نگاه می کنم:

جایی برای نوشتن و خواندن

آن را چندبار دیگر هم می خوانم. آیا برای نوشتن و خواندن اینجا آمده ام؟ نوشتن را که در Evernote و خواندن را که در Pocket انجام می دهم؛ پس چرا اینجایم؟

پروفایلم را مرور می کنم:

از اشتباهات و تجربیات تلخت بگو. حالا یکی هم پیدا شد و گفت عجب احمقی بودی تو، دَمش گرم. این همه ترس از قضاوت بقیه و سانسور خود؛ کل جامعه را به پنهان کاری و چند شخصیته بودن کشونده. ما خوبیم واقعا؟

قانع می شوم که برای دیده شدن و تاثیرگذاری اینجا آمده ام و نه صرفا برای نوشتن و خواندن. همچنین قانع می شوم شعار ویرگول، آنچه که عملا انجام می دهد، نیست. نمونه خارجی آن، مدیوم، شعار بهتری دارد. گویا ویرگولی ها، بزرگواری به خرج داده اند.

کی (چه کسی) قرار است بنویسد؟ من و همه آنهایی که اینجا می نویسند. پس چرا ویرگول با ما حرف نمی زند. شعارش باید این می بود: بنویسید و اثر بگذارید یا بنویسید و دیده شوید. مشخصه که اینجا یک "جا" است، چه لزومی دارد درست در پیشانی سایت بنویسیم: جایی برای...

اصلا به درک. نوشته ام برای تاثیرگذاری بر مدیران ویرگول نیست. بگذار همچنان یک کار بکنند و دم از کاری دیگر بزنند. یا قدر حضور ما را می دانند یا می رویم. با شما حرف می زنم، شما که اینجا می نویسید و در حال خواندن این نوشته اید. بیایید به جایی که در آن می نویسیم، حساس باشیم. اگر می خواهیم نوشته مان دیده شود و بر اندک مخاطبانمان اثری بگذاریم؛ بی تفاوت نباشیم. این که گفتی یعنی چه؟

به شخصه برای هر نوشته ای که حس می کنم با نیت سو استفاده در اینجا منتشر شده است، گزارش تخلف رد می کنم. چه جور پستهایی را اسپم می کنم؟

  • نوشته های پر از لینک
  • نوشته های ناقصی که مقدمه اش اینجاست و ادامه اش به جای دیگری حواله شده است.
  • نوشته هایی که حالت بیانیه دارند حالا از هر نوعش: سیاسی، مذهبی، ورزشی، ....
  • نوشته ای که صرفا یک خبر است. برای خواندن تحلیل روی خبر اینجا هستم و نه خواندن اصل خبر.
  • نوشته هایی که از جایی دیگر کپی شده است. مثلا 7 چیز برای ...، 9 دلیل که ...
  • و...

آیا هر نوشته که لینک دارد، اسپم است؟
خیر. نویسندگان در انتخاب عکس و لینک و ... آزادند و مطالب بسیاری خوبی که لینک دارند هم منتشر می شود. نوشته پر از لینک یا نوشته ای که صرفا برای لینک، در اینجا منتشر شده است به راحتی قابل تشخیص است. یعنی اگر امکان لینک گذاشتن نبود، نویسنده دلیلی برای نوشتن آن مطلب در اینجا نداشت. به این چند مورد توجه کنید:

  • در نوشته پر از لینک، لینکها معمولا به یک دومین خاص داده شده است.
  • نوشته ای که نویسنده آن تعداد مطلب کمی دارد.
  • نویسندگانی که با فاصله زمانی طولانی مطلب می گذارند.
  • نویسندگانی که از موضوعات مختلف و به ویژه تجاری مطلب می گذارد.
  • اگر در نوشته تنها یک کلمه لینک شده باشد مثلا ترجمه.

هیس! بین خودمان باشد: افرادی با نام سئوکار، دیجیتال مارکتر، متخصص سوشال نت ورکینگ، استراتژیست محتوا، لینک بیلدر و لودر 😉 بر ویرگول چمبره زده اند. قبلا درباره شان نوشته ام.)

چطور با یک نگاه متوجه این موضوع می شوم؟
حقیقتا با یک نگاه متوجه موضوع نمی شوم. همینکه شاخکهایم جنبید، این زحمت را به خودم می دهم و صفحه پروفایل نویسنده را نگاه می کنم؛ آنجا قانع می شوم که گزارش تخلف رد کنم یا نه. چون دوست دارم عضوی از نویسندگان باشم و نه عضوی از همانها که گفتم به ویژه لودر (همانا فشارآورندگان به سرور) ، لازم است کمی هم به فضایی که در آن می نویسم حساس باشم.

شما دیکتاتورید؟
نیستم اما قلع و قمع کردن همه آن نوشته هایی که فضای نوشتن و تاثیرگذاری را مسموم می کند، دیکتاتوری نیست.

با ویرگول همکاری دارید؟
خیر. سرویس های وبلاگ از دور خارج شدند اما بلاگرها همچنان هستند. ویرگول شاید بتواند جایی باشد که نسل جدیدی از بلاگرها رشد کنند. دلیل حساسیتم، این موضوع است.

آیا ویرگول به گزارشهای تخلف بها می دهد؟
نمی دانم. اگر از این موضوع اطلاع دارید لطفا کامنت بگذارید.

سخن پایانی
بیایید به این فضا احترام بگذاریم و به رشد آن کمک کنیم. ما با هر کیفیتی در نوشتن و با هر موضوع مورد علاقه؛ واژه می فروشیم. فضای ناامن و پر از ابهام و کم تردد جای خوبی برای فروش نیست. دستفروشان در جایی که هیچ رفت و آمدی ندارد، بساط پهن نمی کنند. ما هم فعلا اینجا بساط پهن کرده ایم؛ حساس نباشیم، نویسندگان خوب خواهند رفت و واژه های ما بی خریدار می مانند!