این اِلِمان های زندگین که آدم و از درون سرد و گرم می کنن...

📷



تابستون و زمستون و درجه ی هوا همیشه ی خدا بهونن
این اِلِمان های زندگین که آدم و از درون
سرد و گرم می کنن

وقتی صبح ها دلیلی واسه بیدار شدن نداری
وقتی انگیزه ای واسه رسیدن به هدف نداری
وقتی دستی واسه گرم شدن دل نداری
فصل ،فصل زمستونه
حالا اضافه کن
رنگ و وارنگ های زرد و قرمز و نارنجی هم باشن
درختای عریان و نم نم بارون های دم دمی مزاج هم باشن
یا اون شال گردنای محبوب زمستونی هم
بخاری که صدای آدم ها رو تو خودش میپیچه هم باشه
دیگه بدتر
 اون موقع است که گرم شدن هنر می خواد نه بخاری نه شعله نه حتی شومینه خونه باغ

عاشقم به شب کار های خارجی و ضبط تو سرما
سرمایی که کابل برق های که واسه نور کشیدن و از انعطاف میندازه
اون لحظه ای که چایی رو تو لیوان شیشه ای میدن دستت
میگیریشو
چایی چیه
دنیا رو تو لیوان شیشه ای میدن دستت
بخت یارتِ اگه اون لحظه
بزرگترین دلیل و واسه بیدار شدن های سر صبحی داشته باشی و مهمترین هدف رو واسه رسیدن
محکم ترین دست و واسه دل گرم بودن
دیگه هیچی جلو دارت نیست
خواستن و ساختن و رسیدن
سپر بلا میشه و کاور زد گلوله ی امنیتی واسه روزات
تلاش ها خسته گی نمی یارن و
مهربونی میشه اخلاق غالبت
انرژیت کائنات و به بازی میگیره و نتیجه مارسیه که تو می کنی
چه برد شور انگیزی
چه پائیز های قشنگی تو راهن
چه تابستونای خنکی تو راهن
چه قدر دلم واسه شب کاری های خارجی تنگ شده
سوز و سرما بهونست
دل باید از درون گرم باشه
دلت گرم رفیق
دلت گرم شاه نشین چشم من...

رویا خاوندی