امروز 17 دی ماه هست. یادم نبود چه روزیه حتی هاله ای از اینکه چه اتفاقی افتاد هم تو ذهنم نبود. اتفاقی ویدیویی دیدم از تو.
« بابا حکم ها رو به ما دادن حکم من اعدامه »
لرزیدم. باور نمیکردم که انقدر راحت فراموشت کردم. از خودم عصبانی شدم و هی فکر کردم و فکر کردم که به یاد بیارم. زدم زیر گریه. چطوری تو رو فراموش کردیم؟ فقط سنگینی اون روز ها رو یادمه. قسم های تو رو؛ التماس های بابا و وحشت مامان.
الان که برات مینویسم اشک هام یکی بعد دیگری سرازیر میشن. حتی نمیدونم چی بهت بگم احساس شرم تنها چیزیه که به سراغم میاد.
حرفی ندارم. از فحش دادن به بالا و پایین اینا خسته شدم. شرمنده و دلتنگتیم.

برای تو زنده یاد زنده نام محمد مهدی کرمی
جوانی که به دست پینه بسته پدر قسم خورد که کاری نکرد اما جمهوری اسلامی اون رو به دار آویخت.