تجربه اولین استفاده از بی‌دود

نمایشگاه الکامپ بود که بی‌دود از دوچرخه های خوش رنگ و لعابش رو نمایی کرد و گفته شد برای تجربه کردنش چند روزی باید صبر کنید .. بار بعد گفتن اول شهریور .. خلاصه صبر کردیم و صبر کردیم و صبر کردیم ولی بالاخره انتظار ها به سر اومد و  اپلیکیشن بی‌دود آپدیت شد و پارکینگ های خالی‌اش رو در یکی ۲ نقطه از شهر دیدیم :)

روزی که اپلیکیشن آپدیت شد وارد شدم و انتظار داشتم با اکانت قبلیم login بشم که خب موفق نشدم و اکانت ها جدید شده بودن.

این بار لازم بود کپی کارت ملی و کلی اطلاعات وارد کنی و در آخر هم ۳۰ هزار تومن هزینه بیمه + ۱۶۰ هزار تومان بابت ودیعه بپردازی (بماند که اول فکر کردم جمعا ۱۹ هزار تومن میشه و پرداخت کردم و پشیمون شدم :) )

از این به بعد هرروز اپلیکیشن رو باز می کردم به امید اینکه یه دوچرخه اطرافم ببینم ولی محل دوچرخه ها (و پارکینگ ها) به سعادت آباد و شهرک غرب و میرزای شیرازی و .. محدود می‌شد.

بالاخره یه بار عزمم رو جزم کردم و رفتم سعادت آباد، بلوار دریا به امید اینکه یه دوچرخه ببینم! حداقل

۳−۴ تا دوچرخه روی نقشه بودن و به محل‌شون سر زدم ولی خبری از دوچرخه نبود، با توجه به اینکه سابقه طولانی در پیدا نکردن اجسامی که جلوی چشمم هستن دارم خطا رو گذاشتم پای خودم ولی الان حس می‌کنم واقعا اونجا نبودن ..

چند روز بعد از اولین تجربه ناموفقم در پیدا کردن دوچرخه باهام تماس گرفتن که سه‌شنبه بیا فلان پارک جشن افتتاح داریم و ازت ممنونیم قبل از عرضه عمومی پول دادی و ثبت نام کردی.. واکنش من :‌ مگه عرضه عمومی نشده ؟؟ پس دوچرخه ها نیستن کلا ؟‌

خلاصه گذشت تا ۱۵ دی(امروز) که اقوام و اشناها بهم خبر دادن که بالاخره دوچرخه تو پارکینگ موجود شده. ( بله، بدونید که با پرداخت ۱۹۰ هزار تومان به جای ۱۹ هزارتومان شهره خاص و عام شدم:) )

رفتم سراغ اولین دوچرخه توی نقشه که نزدیک پل مدیریت پارک بود، البته در نظر داشتم که اگر این بار هم پیداش نکردم سراغ پارکنیگ برم و یکی از اونجا بردارم که خداروشکر اینبار دوچرخه واقعا سر جاش بود.

باز کردن دوچرخه ساده بود، فقط لازم بود که qr-code روی دوچرخه رو با برنامه bdood اسکن کنم و لحظاتی بعد دوچرخه باز میشود و آماده استفاده!

خیلی توصیه کرده بودند که ترمز‌ها و فرمان چک شود و زین هم مناسب قدتون تنظیم کنید.

همه چیز خوب بود و سوارش شدم، چیزی که اول توجهم رو جلب کرد سنگینی دوچرخه بود (که شاید با استحکامش قابل توجیه باشه)، دوم نداشتن دنده است که با توجه بالا رفتن قیمت تمام‌شده و هزینه تعمیر و نگهداری شاید منطقی به نظر بیاد ولی موقع استفاده واقعا کار رو برای سرنشین(کاربر؟) سخت می کنه.

وقتی چند متری باهاش رفتم احساس می کردم که پیوندی ناگسستنی با مولکول‌های آسفالت دارم، با تک‌تک سلول های بدنم آسفالت رو حس می‌کردم ، بعله هیچ گونه فنر و کمک‌فنری در این دوچرخه وجود نداره. (حداقل من که ندیدم :)

در مورد زین باید بگم با تنظیم روی بالاترین درجه (برای قد ۱۸۰) تقریبا خوب‌بود و مشکلی بابت کوچک بودن دوچرخه نبود  (البته طبیعتا به اندازه دوچرخه شخصیتون راحت نخواهد بود ولی داریم در مورد دوچرخه اشتراکی صحبت می کنیم)، ضمنا این طور که روی خود دوچرخه درج شده سایز فریمش ۲۴ هست.

از سختی دوچرخه سواری در تهران که بگذریم (هم شیب و هم پستی بلندی و پله و .. ) بی‌دود عزیز هم با وزن (جرم ضربدر شتاب جاذبه زمین) زیادش کار رو برای بلند کردن از روی ناهمواری‌ها سخت‌تر کرده ولی غیر قابل استفاده نیست.

نرخی که برای استفاده تعیین شده هر نیم ساعت ۱٫۵۰۰ تومان است که البته به بالا گرد می‌شود (شاید در مواردی پرتاب میشود:) مثلا اگر ۳۱ دقیقه استفاده کنید به اندازه ۱ ساعت کامل از شما هزینه اخذ می‌شود (۳ هزار تومان) در مورد تناسب هزینه هر ساعت استفاده نظری ندارم ولی مانند هر هزینه دیگری اگر کم‌تر بود قطعا بهتر بود.

بالاخره بعد از ۲۷ دقیقه چرخ زدن در شهرک غرب، بیدود رو به نزدیک ترین پارکنیگ بردم (تا مسیر برگشتم رو پیاده برم :) و خوشبختانه پر از دوچرخه بود و من به زحمت جا دادمش. مکانیسم قفل کردن به این صورت است که قفل رو دستی می بندید و منتظر می‌شوید تا اپلیکیشن تایمر رو متوقف کند و به عنوان پایان سفر در نظر گرفته شود. پس نگرانی از بابت اینکه با هک سیستم یا هر عیب و ایرادی قفل دوچرخه هنگام حرکت شما بسته شود وجود ندارد.

پ.ن۱ :‌روی دوچرخه بر خلاف اپلیکیشن نوشته شده بود BDOD ، در تمام جا های دیگر عبارت BDOOD به چشم می خورد.

پ.ن۲: نگاه عابرانی که به دوچرخه دوخته می‌شد جالب بود. (البته شاید برای بعضی آزار دهنده باشد که احتمالا به مرور همه به دیدنشان عادت می‌کنیم :)

پ.ن۳‌:در محل اهرم تعویض دنده، بوق به چشم می‌خورد که البته من برای استفاده ازش کمی مشکل داشتم.

این بود تجربه من از دوچرخه اشتراکی بی‌دود.