خرمشهر همان سان که سید شهیدان اهل قلم میگفت "شهری در آسمان"؛ قبل از ظهور انقلاب خمینی با حقیقت بیگانه نبود؛ از دیرباز مهد فرهنگ اسلام و تشیع بوده، تا جایی که از گذشته های دور لقب نجف دوم را به آن داده بودند؛شهر حسینیه های پر شور.
از دل این حسینیه های پر شور، انسان هایی پرشور و شعور سر برآوردند تا نام خرمشهر را جاودانه سازند؛ کریم رفیعی دستجردی یکی از آنان بود. نوجوانی که درس شهادت را از محفل قرآنِی مسجد امام صادق (ع) فرا گرفته بود.
آری! آن هنگام که عرفان و حماسه را از خط اصیل آن بنوشی، آن می کنی که شهید کریم رفیعی کرد؛ در زندان ساواک آن قدر به کف پایش زدند که نمی توانست روی پایش بایستد؛ اما او روی آن پا ایستاد و روی دیوار سلولش با خون خود نوشت: «خدا می خواهد حسینش را در خون ببیند»
او اکنون به همراه سید علی جهان آرا، در محضر حضرت اباعبدالله تشرف حضور دارند. مانند او بسیارند. محمد جهان آرا، احمد شوش، پرویز عرب، تقی محسنی فر، شهناز حاجی شاه و تو بگو...
آنچه که از خرمشهر دروازه ای به آسمان گشود، جنگ بود. عرصه بروز حقیقت در جهاد اصغر، مرد ترین مردان خدا را در دل تنور فتنه الهی سپرد و اینچنین شد که خرمشهر،خونین شهر شد.
اگر مسجد امام صادق (ع) خرمشهر از شرم وجود مسجد جامع سخن نمی گوید؛ ولی جوانان آن روز نیک می دانند، کتابخانه این مسجد، محل پرورش مبارزانی شد که با هجوم دشمن بعثی به خاک مقدس، جامه رزم بر تن نهادند و مفتخر به افتخار نام مدافعان خونین شهر شدند.
سوم خرداد سال ۶۱ شمسی اما صحنه ظهور مردانی شد که اگر چه در شهر آسمانی خرمشهر چشم به دنیا نگشوده بودند؛ اما آن کس که در مکتب پیام بر اعظم (ص)، درس ایمان خوانده باشد؛ مرزها و قومیت ها برایش اصالت ندارد؛ و احمد متوسلیان اینگونه بود؛ احمد کاظمی هم، علی صیاد شیرازی، حسین خرازی و خیل نام آورانی که فاتحان خرمشهر شدند و در آسمانها مشهورترند تا در زمین.
اکنون ما مانده ایم و بار گرانی سخت؛ اینک شهر را نه با بندر و اسکله، که با مقاومت 35 روزه اش می شناسند. شهری که در سوم خرداد آزاد شد و مسئولیت آباد کردنش را بر گرده ما نهادند.
✍️سید احمد ماجدی زاده-26 اردیبهشت 1404