دردسر شیرین؛ داستان خودآموز زبان کره ای

یک روزی، یک جایی از بیست و چند سالگی، مشغول خوندن داستان سی ساله ها بودم. اینکه آدم ها از رسیدن به سی سالگی، چه حسی دارند؟ سی سالگی، برای خیلی ها وقت جمع بندیه، جمع بندی اینکه تا الان چه کردم و نکردم. و من از خودم پرسیدم، "من می خوام تا سی سالگی چکار کنم؟" و جوابی دادم که خودم هم شگفت زده شدم: تسلط به پنج زبان خارجی!

و در کمال تعجب، این هدف گذاری با من باقی موند. شاید چون این هدف، برای خودِ خودم بود، برای پرانرژی باقی موندن و با اشتیاق کار کردن، تا روز ملاقات با سی سالگی.

چرخش روزگار و سر رسیدن مهمان ناخوانده ای به اسم کرونا، من رو وادار کرد برای رسیدن به این هدف، مسیر جدیدی رو در پیش بگیرم. یادگیری خودخوان زبان.

چی شد که دلم برای زبان کره ای رفت؟ اول از همه، موسیقی زیبایی کره ای، که با مفاهیم قشنگش، در روزهایی که دلگیرتر از بقیه روزهای زندگی ام بود، بهم آرامش داد.

اما فکر می کنم لحظه ای که کاملا عاشق شدم، لحظه ای بود که الفبای کره ای رو دیدم... " So… This is Love" ( با لحن کارتون خاطره انگیز سیندرلا بخونید!)

همه ی ما کم و بیش می دونیم برای یادگیری زبان باید چه کارهایی انجام بدیم. اما همه ی اطلاعات ما، به یادگیری زبان هایی بر می گرده که دانشی اولیه در مورد شون داریم. حالا اگر بخوایم زبانی کاملا ناآشنا و جدید، اون هم بدون کلاس و معلم شروع کنیم، قدم های اول چی هستند؟ از اونجا که قدم های اول همیشه سخت ترین قدم ها بنظر می رسند، من در این مقاله می خوام در مورد اولین قدم های یادگیری خودخوان صحبت کنم که در ادامه با هم مرور می کنیم.

قدم اول، یادگیری الفبا

قدم اول هر زبان جدید، یادگیری الفبای اون زبان هست. دسته بندی ای وجود داره، که زبان های مختلف رو به لحاظ سختی و آسانی، به چهار بخش طبقه بندی میکنه. و زبان کره ای در دسته ی شماره ی چهار، یعنی سخت ترین ها قرار می گیره. اما دقت کنید این دسته بندی برای کسایی هست که زبان مادری شون، انگلیسیه. پس برای یادگیری زبان جدید، از این دسته بندی ها نترسید و بدانید و آگاه باشید که زبان مادری شما، یعنی زبان فارسی هم در رده های سخت (شماره سه) هست! پس اگر یکی از زبان های سخت دنیا رو به راحتی صحبت می کنید، چرا بقیه رو نتونید؟

با جستجویی ساده متوجه می شید که بهترین سایت برای شروع یادگیری الفبا، سایت 90daykorean هست. آموزش الفبا در این سایت کاملا رایگان، و با شیوه ای جذاب و ماندگار در ذهن هست.

قدم دوم، تلفظ صحیح

اگر بخواهید روزی رو تصور کنید که به یک زبان جدید مسلط شدید، اون روز چه شکلیه؟ برای هر کسی یه تصویر منحصربه فرد وجود داره، اما سکانس مشترک تصورات همه، سکانسی هست که شما در اون، مشغول "صحبت کردن" با فردی هستید که زبان مادری اش، همون زبانیه که شما مسلط هستید، و از این صحبت کردن روان و راحت، در حال لذت بردن هستید.

مقصد نهایی همه ی زبان آموزان، صحبت کردن روان و آسان هست. پس وقتی که دارید برای سفر طولانی زبان آموزی، وسایل کوله پشتی تون رو جمع می کنید، مطمئن بشید که "دهان" تون، عضوی که قراره رویای شما رو محقق کنه، جا نگذارید!

دهان مثل تمام عضلات بدن، بدون تمرین، تقویت نمیشه. بدون تمرین کردن با دهان تون، هیچ وقت یاد نمی گیرید به زبان جدید "صحبت" کنید. شاید نوشتن، خواندن یا حتی گوش دادن رو یاد بگیرید و مسلط بشید، اما صحبت کردن رو فقط با صحبت کردن یاد می گیرید.

پس مطمئن بشید که صامت ها و مصوت های زبان جدید رو به درستی تلفظ می کنید، و حنجره، زبان و لب هاتون هنگام تلفظ، در موقعیت صحیحی قرار می گیرند.

این روش یه راز کوچولو هم داره؛ و اون اینکه وقتی از تلفظ شروع به یادگیری می کنید، متوجه می شدید که همه ی مهارت های دیگه تون خیلی سریع تقویت میشن. چون مغز شما، شاید کلمه ای که حفظ کردید رو فراموش کنه؛ اما حافظه ی ماهیچه ای که هنگام تمرین دادن دهان تون می سازید رو، به ناخودآگاه می بره، و ناخودآگاه به این سادگی چیزی رو فراموش نمی کنه.

برای یادگیری تلفظ حروف، به کانال یوتیوب Your Korean Saem مراجعه کنید و مجموعه ویدیو های آموزشی اش رو در مورد تلفظ صحیح حروف ببینید؛ وقتی تلفظ صحیح رو یاد گرفتید، متوجه می شید که تسلط تون به الفبای کره ای هم، به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده.

قدم سوم، منبع لذت بخش!

مسیر یادگیری زبان جدید، مسیر بسیار طولانی ای هست. مثل کوهنوردی به قله ای بزرگ، که با نگاه اول، دست نیافتنی به نظر می رسه. اما چی میشه که بعضی ها به سرعت سفر طولانی رو رها می کنند، اما بعضی ها تا رسیدن به قله، ثابت قدم هستند؟

جواب یک کلمه است: هدف. یادتون نره برای چی زبان رو شروع کردید، چرا دارید ادامه میدید و چی شد که سر از این زبان درآوردید.

هدف چیزیه که شما رو از روزهای سخت زبان آموزی، روزهایی که با خودتون می گید چی شد که من تصمیم گرفتم این زبان که یک کلمه از گرامر لعنتی اش رو متوجه نمیشم، عبور میده.

اما اگر هدف قله است و مسیر طولانی و پرپیچ و خم، چطور این مسیر رو طی کنیم؟

باید کاری کنی که بهت خوش بگذره. ما انسانها، ماشین هایی هستیم که عقل و احساس مون اون رو جلو می برن؛ اما یادمون نره که این احساسه که پشت فرمون نشسته و عقل فقط داره آدرس درست رو پیدا می کنه؛ پس اگر هدف درستی داری ولی نمیتونی منظم زبان بخونی، به خودت نگو من بی اراده ام، به خودت بگو چه راهی پیدا کنم که بهم خوش بگذره؟

اگر آشپزی دوست داری، از دستورالعمل آشپزی به زبان جدیدی که داری یاد می گیری شروع کن. اگر طوری عاشق سریال فرندز و کتابهای هری پاتر هستی که کلمه به کلمه شون رو حفظی، یه دور هم با زبان جدید سراغ شون برو. هر کاری می کنی، مطمئن شو که حداقل 70 درصد اوقات بهت خوش بگذره. ( 70 درصد رو میگم که بدونی اون 30 درصد روزهای اعصاب خردکن، برای همه پیش میاد و اجتناب ناپذیره، و راه عبور ازشون اینه که صبوری پیشه کنی و با خودت مهربون باشی).

پس از بین همه ی منابع خوبی که برای زبان کره ای وجود داره، مثل کتاب های سجونگ، کتاب های ویتامین، اپلیکیشن لینگودیر، سایت TTMIK، و خیلی از منابع دیگه، با اون منبعی که بیشتر ازش لذت می بری شروع کن. همه ی این منابع نقاط ضعف و قوت دارند ولی یادت باشه که لذت بردن خودت رو در اولویت بگذاری.

می تونی ویدیوی TED خانم ماچوا، که به هفت زبان زنده ی دنیا مسلط هستند و در مورد رمز و راز یادگیری زبان جدید صحبت می کنند رو از اینجا ببینی و مطالب خوبی در مورد اهمیت لذت بردن از زبان آموزی، یاد بگیری.

توصیه ی آخر، فوت کوزه گری!

این فوت کوزه گری شاید عجیب بنظر بیاد، اما میخوام توصیه ای کنم که شاید خلاف تمام چیزایی باشه که شنیدی: لیست لغت حفظ نکن، از گرامر شروع نکن!

وقتی ما زبان مادری مون رو یاد گرفتیم، هیچ کس به ما لیست لغت برای حفظ کردن نداد، و نکات گرامری هم نگفت. ما با تقلید مداوم از بزرگتر ها، پرسش های مکرر این چیه، اون چیه، و قرار دادن مغز مون در معرض محیطی که از اون زبان پر هست، اجازه دادیم که خودآگاه و ناخودآگاه ما، نقش شون رو برای یادگیری زبان مادری، به خوبی انجام بدهند.

حتما زمانی می رسه که هر زبان آموزی نیاز پیدا می کنه که نکات گرامری رو بخونه و یاد بگیره. اما برای ماه های اول، اینقدر که مهمه گوش ات به آواهای زبان جدید آشنا بشه و درونش غرق بشه، انتخاب کتاب مرجع مهم نیست. اینقدر که مهمه به اطرافت نگاه کنی و اسم هر شی ای که می بینی رو به زبان جدید بنویسی و با برگه های کوچک بهش بچسبونی، حفظ لغت مهم نیست. اینقدری که مهمه از جمله های کاربردی اون زبان شروع کنی و جمله های ساده رو با صدای بلند تقلید و تکرار کنی، دونستن گرامر اون جمله ها مهم نیست.

یاد گرفتن هر چیز جدیدی توی زندگی، سخته. چون اگر آسون بود، به رشد و بزرگ شدن ما کمکی نمیکرد. اما مهمه بدونی این سختی رو چطور تحمل کنی. اگر مسیر رو برای خودت به قدم های کوچک و لذت بخش تقسیم کنی، با هر قدم جدید، یک کم سختی می کشی، اما این سختی و سردرگمی، شبیه یه دردسر شیرین می شه؛ شاید اذیت بشی اما لذت بخش هم هست. اما اگر یادت بره قدم هات رو کوچک و پیوسته کنی، یا یادت بره کاری کنی که بهت خوش بگذره، هیچ وقت نمی تونی طولانی مدت ادامه بدی.

پس به خودت اعتماد کن، روش منحصر به فرد خودت رو خلق کن و مطمئن شو که از مسیر لذت می بری. یادت باشه زبان یاد گرفتن انتها نداره، پس زبانی رو انتخاب کن که دلت میخواد تا انتهای عمر، از معاشرت باهاش کیف کنی و بابت رها نکردنش، به خودت افتخار کنی.