بهانه‌ای برای نوشتن!

بهانه‌ای برای نوشتن!
بهانه‌ای برای نوشتن!

نوشتن را می‌توان خلاصه‌ای از بهانه‌ها دانست. بدون بهانه از کجا باید نوشت؟

کلمه‌ها، واژه یا هر اسمی که دارد از برجایی، از نگاه به جایی یا شاید از درون کسی با دلیلی نهفته هویدا می‌شود و بیرون می‌آید.

شاعران از هستی و برای معشوقان زمینی و آسمانی، عارفان برای قلب‌ها و معشوق واقعی، رمان‌نویسان از تجربه‌ها و چالش‌های زندگی، روزنامه‌نگاران از جامعه و برای آگاهی و حتی معلم برای شوق و لبخند شاگردی! هر کس به بهانه‌ای و برای چیزی!

و اما این نوشته‌ها پراکنده‌ و آشفته در دنیای امروزند. روزی بر تن سنگ‌ها و بر دل غارها، زمانی بر پوست و چرم گاوها، روزی بر تکه کاغذها و بعد بر روزنامه‌ها و کتاب و تلویزیون و... و امروز در پاکتی کوچک در دست همگان، جسم و فضای کوچکی که درونش بسیار بزرگ است. با این حساب امروز هم می‌توان نوشت و همه‌ی این‌ها دلایلی برای نوشتنند. اشکال ندارد کجا نوشته شود، در کاغذهای بزرگ و یا در همین پاکت کوچک؛ نوشته‌ای بلند و طولانی باشد و یا فشرده و خلاصه؛ فقط باید خودش باشد! روح جهان در واژه‌ها هم می‌تواند خلاصه شود؛ اگر واژه‌ها به درستی و در جای خود بنشیند.

هرچند امروز روح جهان کمی تیره‌تر از دیروز است؛ و امروز جهان دیروز را هم به چالش تیرگی کشانده است. اما جهان هر چه تیره شود، روشنایی و نشاط هم از خود باقی می‌گذارد. گاه در تاریکی هم درزهایی از نور تابندگی به چشم می‌خورد. اگر در آن فراسوی ذهن تو خاموشی و تاریکی نمایان است، این نشانی خود نوری است که تو را به آن آگاه کرده‌است!

شاید جهان‌‌نویسان و تجربه‌نگاران از تیرگی بیشتر گفته‌اند و آن را پررنگ کرده‌اند؛ اما هنوز روشنایی و شادی آنقدر جان دارد که بشود از آن عصاره‌ای گرفت و بر روح‌ها نشاند؛ و گاه لبخندی خود نگارنده‌ی این زیبایی‌است. این‌ها را نمی‌گویم که جملات انگیزشی باشد؛ این‌ها را می‌گویم تا بهانه‌ای برای نوشتن پیدا شود...



من گه‌گاهی روی کاغذ می‌نویسم؛ سالنامه‌ی کوچکی دارم که هر زمان حوصله‌‌ای بود حرف‌هایم را روی آن خالی می‌کنم. نوشته‌ی بالا هم یکی از یادداشت‌هایی است که خیلی وقت پیش و به آدرسی دقیق‌تر صفحه‌های اول این سالنامه‌ی کوچک نوشتم. داشتم نوشته‌هایم را مرور می‌کردم که به این متن برخوردم و پیش خودم گفتم شاید آن موقع ذهنم فقط در حال و هوای نوشتن بوده که این متن و نوشتم و البته در تصمیمی یهویی خواستم که نوشته‌هام و به اشتراک بزارم که اینجارو پیدا کردم و ...

اینم اون سالنامه‌ی کوچیک که داخلش می‌نویسم
اینم اون سالنامه‌ی کوچیک که داخلش می‌نویسم