ویرگول
ورودثبت نام
سید حسن حکیمی
سید حسن حکیمیتحلیلگر سینما، پژوهشگر رسانه و به‌شدت اهل مطالعه| شاگرد مکتب شهید فرج نژاد
سید حسن حکیمی
سید حسن حکیمی
خواندن ۴ دقیقه·۳ ماه پیش

سرود سیاه افسردگان

حرف های نگفته زیادی درباره مداحانی که به قم رفت و آمد دارند وجود دارد. از عیدانیان و رعنایی و پورکاوه و حضرتی و رحیمیان و برومند که حضورشون کم نیست گرفته تا عینی فرد و عطایی و شیرین و حائری و تحویلدار و رضایی و... که هر کدام مریدهای زیادی توی قم دارند.

می‌دانم اسم خیلی‌هاشون رو جا انداختم. کسایی که تا مراسمات و مناسبت‌های جدی توی قم شروع میشه اسمشون رو توی خیابون‌ها انقدر می‌بینم که چشم‌هایم رودل می‌کنند و حالت‌تهوع بهشان دست می‌دهد.

این‌ها به کنار... مشکل ستوده چیست؟ چطور معروف شده‌ی اکسپلور اینستاگرام با حمایت‌های حسین طاهری و دست‌های پشت پرده پدرخوانده‌های هیئات کشور بالا آمد و معروف شد تا اینکه قرار شد آقای کاشانی ایشان را زیر پر و بال خود بگیرد تا بلکه به مسیر راست هدایت شود!

می‌گویند هر مداح دوره‌ای دارد و اوایل معروف شدن‌اش از مهم‌ترین دوره‌های زندگی او به حساب می‌آید. دقیقا زمانی که مداحی‌های ستوده زیر لب خیلی‌ها خونده می‌شد، کلیدواژه «پریشونم...» برایم حساسیت‌آور شد! چرا #سبک_افسرده و #حذف_حماسه باید برای همه جذّاب باشد؟ نتیجه این سبک چه می‌شود و ریشه این فکر از کجا تغذیه می‌شود؟

یاد شیخ فضل‌الله می‌افتم... مجتهدِ شهیدی که اگر هزاران ابوالحسنی منذر و رجبی دوانی‌ از حماسه او به اندازه بزرگ‌ترین کتابخانه‌های جهان قلم بزنند، باز هم کم است تا حق فهمیدن ظلمی که به عالم بزرگ تهران شد را ادا کنند.

او از چه می‌رنجید؟ چه چیزی قیام بزرگ فقیه پایتخت ایران را به باتلاق کشاند؟ جامعه مذهبی مخصوصا رهبران فکری شان که روحانیت بودند، کجا نشسته بودند که شیخ جلیل‌القدر ما اینگونه بالای دار بردند و پس از آن بر بدن مطهر ایشان اهانت‌ها کردند!

قطعا الان خیلی‌ها از شیخ فضل‌الله به نیکی یاد می‌کنند و یاد ایشان را بزرگ می‌دارند؛ اما این روایت تاریخ است که باعث شد شیخ شهید برای ما بزرگ شمرده شود. آیا اگر هم عصر ایشان هم بودیم، در زمره یاران ایشان شمرده می شدیم یا در زمین سکولارهای لال دوران شان به حساب می آمدیم؟ چگونه می‌توان یقین کرد که اگر در آن زمان بودیم، حامی و همراه ایشان می‌شدیم؟

مبنای آیت الله شیخ فضل الله نوری بر ایستادن بود، نه نشستن. بر حماسه سرایی بود، نه افسرده‌خوانی. بر استقامت و استکبار ستیزی بود نه شکست و ضعف و عقب ماندگی. جامعه‌ای که روایت از آن می‌شود در خود ماندگی و حال بد و احساسات منفی، شبیه به المؤمن بشرهُ فی وجهه و حزنهُ فی قلبه نیست!

شعرهای این مداح از نظر محتوایی بیشتر با متن‌های فاز سنگین و تیکه کلام های غمگین و حرف های شکست عشقی خورده‌ها شباهت دارد تا ارتباط با امامان معصوم.

تفاوت دیدگاه مکتب حضرت روح‌الله با مقدس نمایان آنجا خودش را بیشتر نشان می‌داد که خمینی (ره) می‌گفت عاشورا یعنی "پیروزی" حق بر باطل؛ عاشورا زنده کننده و بیدار کننده و حماسه آفرین است. اما حجتیه‌ای‌ها و متحجرها عاشورا را یک "شکست" می‌دیدند. خروجی دیدگاه اول شد "انقلاب" و خروجی دیدگاه دوم شد "انزوا".

مسأله شخص ستوده نیست. مسأله جدال گفتمانی بین مکاتب هست. وقتی خروجی هیئت قرار است گعده‌های تا دم صبح باشد که پس از آن نماز قضا شود، واضح است این مسیر به جای خوبی ختم نخواهد شد. این سکولاریسم اخلاقی را عوامل فکری استعمارگران در مغز ملت‌های مسلمان کردند تا جوامع اخته شوند که دست به شمشیر نبرند و جلوی ظلم نایستند و جریانات عدالت طلب را خفه کنند.

بی‌کنشی در جامعه و فرهنگ رکن دیگر این جریان است. جریانی که همه اصول و فروع دین را در هیئت خلاصه می‌کند و برایشان مسجد جای خود را به حسینیه می‌دهد. از مسجد سازی به حسینیه سازی روی می‌آورند و فراموش می‌کنند که امام فرمود «مسجد سنگر است.»

مشکل ما با دوستان اهل هیئت‌مان این نیست که حرف از امام و آقا بزنند یا نه، مشکل اینجاست: شمایی که حرفش را می‌زنید چرا عمل نمی‌کنید؟ چرا مکتب امام در هیئت‌تان دیده نمی‌شود؟ چرا ابعاد تربیتی و علمی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در کارهای شما دیده نمی‌شود؟ چرا دین را محدود کردید؟

بانی‌ها و خیّرها که برای شماست. دستتان که باز است. کلی مرید و پامنبری دارید. می‌گویند برخی از مداح ها جذب شدند و به انقلاب گرویدند. پس کو اقدام انقلابی تان؟ کجای فکر و عمل تان به انقلاب و مبانی انقلاب نزدیک است؟ نکنه با اسم انقلابی بودن برخی‌ها دارند تقیه می‌کنند تا اهداف انحرافی خودشان را پیش ببرند؟

🦊 @antirobah | آ

شکست عشقیهیئت
۳
۱
سید حسن حکیمی
سید حسن حکیمی
تحلیلگر سینما، پژوهشگر رسانه و به‌شدت اهل مطالعه| شاگرد مکتب شهید فرج نژاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید