ویرگول
ورودثبت نام
Saeedeh
Saeedehسال‌های سال است که به دنبال تو می‌دوم پروانه زرد، و تو از شاخه‌ی روز به شاخه‌ی شب می‌پری و همچنان... "حسین پناهی"
Saeedeh
Saeedeh
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

جهانِ موازی

جیغ
جیغ

من دنیا دیده نیستم

اصلا جهان من آن‌قدر کوچک است که واژه‌ی جهان برایش بدقواره به نظر می‌رسد.

این‌ها هیچ‌کدام بد نیست، اگر این تنگی و ضیق را نفهمیده بودم و می‌توانستم مثل خیلی‌های دیگر در دنیای حقیر خود پادشاهی کنم.

من نه پادشاهم، نه ملکه و نه از پایه، فر و شکوه و تجملات ذره‌ای در من اثرگذار است.

کاش رعیتی ساده‌دل و مفلس بودم و با کوله‌ای نچندان درخور اما در جهانی وسیع قدم‌های کوتاه برمی‌داشتم. رونده بودن شرط زنده بودن است و من در دنیای کوچک و بسته‌ی خود، دچار سکون شده‌ام و این سکون از جنس یَاس است، یَاسی که بسیار بزرگتر از گنجایش دنیایی‌ست که برای خود ساخته‌ام.

کاش هرگز "وسعت" را نمی‌فهمیدم و در دنیایی تک محور، شاد بودم. چرا که هرگز قرار نبود دوراهی‌های آزارنده‌ی جهان را کشف کنم. دنیا برایم در چارچوب معینی در جریان بود و تمام هدفم در زندگی می‌شد: همین چارچوب تعریف شده.

کاش می‌توانستم به دنیاهای موازی در جریان فکر نکنم.

کاش می‌توانستم جریان سیال ذهنم را کنترل کنم.

افسار افکارم را در دست بگیرم و به سمتی بتازانم که کمتر مرا بیازارد.

کاش می‌توانستم خود را در یک دسته، گروه، جریان، یا حتی یک خط فکری مشخص و ثابت جا بدهم.

شاید آن‌وقت این‌طور گم نمی‌شدم. گم شده‌ای که امیدی به پیدا شدن ندارد.

هر چند پیدا شدن در دنیای کوچکم کار چندان سختی نیست به شرطی که از "وسعت" بی‌خبر بودم...

"وسعت"، حقارتم را به رخم می‌کشد...

۲۳خرداد ۱۴۰۵

جهانجیغ
۱۰
۲
Saeedeh
Saeedeh
سال‌های سال است که به دنبال تو می‌دوم پروانه زرد، و تو از شاخه‌ی روز به شاخه‌ی شب می‌پری و همچنان... "حسین پناهی"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید