ویرگول
ورودثبت نام
شاهرخ
شاهرخشهریور 1371 علاقمند به شعر، موسیقی و ادبیات
شاهرخ
شاهرخ
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

شرح فراق-یک

گاهی اوقات که نبودنت مانند امشب بی‌قرارم می‌کند، تا سرحدات جنون پیش برده و در دهلیزی از یأس و تاریکی به اسارت می‌کشد، پس از لحظاتی تشویش و دلهره، چشمانم را می‌بندم، تو را در هر نفس با تمام وجود آرزو می‌کنم و با معجزه عشقت، اندکی بعد تو را در سینه‌ام حس می‌کنم، قلبم را که دقایقی از طپش ایستاده، دوباره می‌شنوم و تو آن معجزه بودی که این کالبد تهی را، استوار کردی.

پس فقط کافی است بگویم دوستت دارم؛ آنگاه چنان قطره آبی که بر لبی تشنه می‌نشیند، چونان دمی که پس از فریادی طولانی در اعماق آب فرو خورده می‌شود و یا چونان اشکی که پس از التیام دردی سخت از گوشه چشم می‌لغزد؛ آرام خواهم گرفت، به همان سان که در آغوشت بودم.

گاه تو را آنقدر می‌خواهم که جدا بودنت از تنم آزارم می‌دهد. کاش می‌توانستم تو را همچون نفسی در سینه‌ام حبس کنم و آزادت نگذارم، تو شایسته دوست داشتنی و من تو را برای زنده ماندم، برای بودنم می‌خواهم

شاهرخ

دوست داشتنی
۰
۰
شاهرخ
شاهرخ
شهریور 1371 علاقمند به شعر، موسیقی و ادبیات
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید