ویرگول
ورودثبت نام
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

*دهان خوشبو*

شعراز سیدمحمدباشتنی

امشب وضو با شبنم گل‌های شب بو می‌کنم 

با یاس می‌خوانم دعا یاهو و یاهو می‌کنم 

سجاده ام سبز چمن تسبیح ذکرم اشک من 

هرجا که مهتابم بُوَد من سجده آن سو می‌کنم 

باچشمه جاری می‌شوم تا حوض کاشیکاری اش 

گیسو چو می‌شوید به آب من عطر او بو می‌کنم 

یارم ز من پوشیده رو چون ماه رفته در محاق 

تا رخ نماید صد غزل نذر پری رو می‌کنم 

آیینه‌ها صف در صف اند تا خوش تماشایش کنند 

در کوی خسته از سکوت آید هیاهو می‌کنم 

بی او زمستانی شده هر کوچه باغی دیده ام 

در مقدمش این کوچه‌ها از برف پارو می‌کنم 

با دست‌های کوچک هر بیت از اشعار خود 

گل‌های احساس قشنگ فرش ره او می‌کنم 

من سوختم در عشق او خاکستری در گوشه‌ای 

این مانده از من،هدیه ی آن خال هندو می‌کنم 

روزی که می‌میرم به لب نام گلم را می‌برم 

آری دهان هنگام مرگ اینگونه خوشبو می‌کنم

۳
۱
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید