ویرگول
ورودثبت نام
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

رسم عاشق کُشی شعری از سیدمحمدباشتنی

هنرِ عشق به این است که عاشق بکُشَد

کُنج دل‌ها به کمین است که عاشق بکشد

هنرِ هر هنری زنده کند مرده ولی

هنر عشق ،نوین است که عاشق بکشد

چه شرابی ست شراب لب معشوقه ی ما

باده‌ای چله نشین است که عاشق بکشد

تیر مژگان و کمان ابروی یارم بنگر

کز یسار است و یمین است که عاشق بکشد

دل ما را به امانت بگرفته است به عشق

رسم این یارِ امین است که عاشق بکشد

تشنه‌ای را به سرِ چشمه کشیده است ولی

بر لب چشمه یقین است که عاشق بکشد

شاه شطرنج نشینم، به حصارم زده او

تازد اسبی و به زین است که عاشق بکشد

ره شده بسته و من دست به تسلیم شدم

آخرِ قصه همین است که عاشق بکشد

من فدای هنرِ عشق چه زیبا هنری ست

کُنج دل‌ها به کمین است که عاشق بکشد

۰
۰
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید