"زمزمه های رقیب"
شعری ازسیدمحمدباشتنی
زمزمههای رقیبان گاه کاری میشود
روز روشن آینه تار و غباری میشود
عشق میگردد هوس شاید به معنای فریب
رنگ میبازد وفا خود حیله کاری میشود
عاشق بیچاره کاو سوزد ز سوز عاشقی
در نگاه دلبرش از فتنه خاری میشود
وسوسهها میکند خنّاس بین اهل دل
خیمه ی عشّاق خاکستر ز ناری میشود
در غُل و زنجیر منصور و سخن چین حسود
مست از آنکه عاشقی اینک به داری میشود
ما بجز دلدادگی در نامه مان چیزی نبود
گرچه برما حد جرم کفر جاری میشود
وای از آن روزی که معشوقه ز عاشق دل کَنَد
از رقیبان طعنه چون تیغ تتاری میشود
مرگ من روزی که دلبر شک بَرَد عشق مرا
عالم زیبا چو گورِ تنگ و تاری میشود
مرگ بر باد خزانی کز گلستان گل بَرَد
نغمهها خاموش در کام قناری میشود
هر غزل بغض گلوگیری برای شاعر است
واژهها وقتی ز غمها زخمِ کاری میشود