شعر از سیدمحمدباشتنی
بامدادان میرسد از جایگاهت عطر سیب
گوییا هرجا که باشی بارگاهت عطر سیب
میچکد از پیکر سیمین تو یاقوت سرخ
میشودیاقوت، سیب و در پناهت عطر سیب
میتراود از صدایت از دعا و ذکر تو
از وجودت از لب سرخ و نگاهت عطر سیب
سر فرود آرد به تعظیم قدومت باغ گل
هر سحر آرد صبا در پیشگاهت عطر سیب
با تو پُر میگردد از عطر بهارانه فضا
لحظهها با طعم تو، شام و پگاهت عطر سیب
از نفسهای شیاطین خسته اند گلهای سرخ
بشکن این باد خزانی با سپاهت عطر سیب
قرنها شاید بیاید پُر کند هر کوچه باز
هر کجا بودی و از آرامگاهت عطر سیب
باز برگرد در جهان مرده از شادی گل
تا که مستی مان دهد از مو سیاهت عطر سیب