ویرگول
ورودثبت نام
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

*واژه ها رنگ خداست* شعری از سیدمحمد باشتنی

یک دهن باید به پهنای فلک

 تا بخواند شعرهایم با مَلَک

 واژه‌های شعر من رنگ خداست

 شعرِ بی‌رنگِ خدا خار و خَسَک

من غزل می‌گویم از اوصاف عشق

 وصف عشق است درغزل‌هاچون نمک 

زخم‌هایی خورده ام از دست عشق 

تا که عشقم را شناسند از مَحَک 

گریه‌ها کردم ز سوز عاشقی

 چون سحر گردیده شامِ مَردُمَک 

درد و غم سهم دلم شد، جرم بود

 تا زدم پیرانه عشقی ناخُنَک 

من در این ره دیده‌ام صد ماجرا 

از رقیب و از رفیق و هم نمک 

گو که یعقوبی نشیند در بَرَم 

یوسفی داریم و دردی مشترک 

تیشه‌ای دارم ز فرهادی غریب

 تا کنم نقشِ رُخی بر سینه حک 

جام مِی ،دارد قداست نزد ما 

خود مباد اُفتد ز کف گیرد تَرَک 

ساقی میخانه‌ای دارم ، به ناز 

برده از من هوش و از چرخ فلک

۱
۱
سید محمد باشتنی
سید محمد باشتنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید