سلام! میخوام از یه تجربه ای بگم که تو شرکت هایی که بودم و تو تیمهای مختلف دیدم: نسل Z انگار همیشه عجله داره. نه فقط یه جور شتاب مثبت برای جلو رفتن، بیشتر شبیه اینه که «باید همین الان به نتیجه برسیم و اگر نشه، برم سراغ گزینه بعدی». این مقاله کوتاه قراره فقط روی همین نکته تمرکز کنه؛ بعداً میخوام سراغ ابعاد دیگه کار با نسل Z برم و یه سری مقاله منتشر کنم.

وقتی میگم «عجله»، منظورم چند رفتار ملموسه: درخواست بازخورد آنی بهجای منتظر موندن برای ارزیابیهای ماهیانه، توقع تند رشد و ارتقا، تعویض شغل بعد از چند هفته بهخاطر نرسیدن به «سرعت وعدهداده» و تلاش برای گرفتن نتیجه سریع در پروژهها (حتی به قیمت کمتوجهی به فرایند و یادگیری طولانیمدت). این واکنشها تو تیمها گاهی باعث اصطکاک با همکاران باتجربهتر میشه که از روشهای آرامتر و تدریجیتر حمایت میکنن.
دنیای «آنی»؛ اینترنت و شبکههای اجتماعی:
نسل Z با پلتفرمهایی بزرگ شده که پاسخ و پاداش رو سریع میدن (لایک، کامنت و ... ). این مدل تقویت سریع عادت «انتظار کم» رو تقویت میکنه. همین تجربه دیجیتال باعث میشه توقع داشته باشن در محیط کار هم بازخورد و نتایج سریع باشه. (روی این مورد خیلی شک داشتم. رفتم و با خیلی از بچه های این نسل صحبت کردم که خودشون هم به این نکته توجه ویژه ای داشتند.)
نا اطمینانی اقتصادی و فشار برای پیشرفت سریع:
نسل Z ورودی بازار کار در دورههای پرنوسان (پاندمی، تورم، بازار نامطمئن) بوده بنابراین طبیعی هست بخوان سریعتر جایگاه و امنیت بگیرن و این «شتاب» را به عنوان راهی برای کاهش ریسک ببینن. من تو بررسی هایی که داشتم دیدم گزارشهای بینالمللی هم این نگرانیها رو در نظرسنجی ها ثبت کردهاند.
نیاز به بازخورد و معنا:
نسل Z بازخورد مداوم و حس معنا در کار میخواد؛ وقتی اینها نباشه، زود دلسرد میشن و دنبال فرصت بعدی میگردن. به نظرم عجله ظاهری گاهی ناشی از تلاش برای پیدا کردن محیطی است که ارزشها و سرعت پیشرفتشون همخوان باشه.
فهم متفاوت از مسیر حرفهای:
خیلیها مسیر شغلی رو خطی نمیبینن؛ ترجیح میدن تجربههای مختلف رو سریع جمع کنن تا فرض کنن «سرعت = تنوع تجربه = بهتر بودن». این طرز فکر با فرهنگ «تجربهگرا» و دسترسی به فرصتهای کوتاه مدت ترکیب شده و یک فهم متفاوت رو ایجاد کرده است.
فشار روانی و کمحوصلگی:
سطح بالای استرس، اضطراب و خستگی در میان جوانان ممکنه تحمل فرایندهای طولانی و آهسته رو کم کنه. وقتی انرژی و توجه محدود باشه، انتخابهای سریعتر (حتی ناپختهتر) جذاب میشن و در نتیجه هم چیزی که من خودم به شخصه خیلی زیاد دیدم در بین جوان ها، گرفتن تصمیم های لحظه ای و حتی بعضاً نابالغانه.
پروژهای که نیاز به تحقیق و بازخورد مکرر داره، بهخاطر فشار برای تحویل سریع، از مرحله تحلیل کافی میگذره و بعداً دوبارهکاری میخواد.
نیروهایی که بعد از چند هفته عدم «پیشرفت محسوس» درخواست انتقال یا استعفا میکنن؛ چیزی که باعث هزینه زمانی و مالی برای شرکت میشه. این ها رو از گزارش ها و تجربههای کاری شنیدم و در مقالاتی هم بهش اشاره شده که اختلاف انتظارات بین نسل ها گاهی به «مشکل سازمانی» تعبیر میشه.
تنظیم انتظارات شفاف و کوتاه مدت:
بهجای وعده «ارتقا در فلان زمان»، اهداف ۳۰/۶۰/۹۰ روزه بذارید که نشان بده مسیر پیشرفت چیه و چه بازخوردی در چه زمانهایی خواهند گرفت. (این کمک میکنه عجله تبدیل به چشمانداز ملموس بشه و خیلی هم کمک کننده است. به شخصه تجربه کردم و جواب مناسبی داده است)
بازخورد تند و ساختار یافته:
جلسات کوتاه هفتگی یا کانال های بازخورد آنی (با قواعد) میتونه نیاز به دیده شدن رو جواب بده بدون اینکه کیفیت کار قربانی بشه. این موضوع بسته به محیط شرکت باید در نظر گرفته بشه و واقعا نمیشه برای همه جا یه نسخه پیچید.
فرهنگ یادگیری «شکلدهی شده»:
پروژههای مینی مایلستون با فرصت یادگیری در طول مسیر، به جای انتظار نتیجه نهایی یکجا. این هم انگیزه میده و هم جلوی ترک زودهنگام میگیره. (در مورد این ترک کردن در بحث های بعدی بیشتر میگم)
شفافیت درباره مسیر/ اقتصاد سازمان:
اگر دلیل تأخیر در ارتقا یا منابع مشخص باشه، فهمیدن «چرا» کمک میکنه عجله نامعمول کمتر بشه. دوستان این نسل (من خیلی دوسشون دارم و میخوام پیشرفت درستی داشته باشند) خیلی نیاز دارند تا همه چیز شفاف باشه خصوصا موضوعات آینده مالی و ...
پذیرش اما نه تن دادن به تمام خواسته ها:
نسل Z موارد عادلانه و محترمانه ای میخواهد؛ شنیدن خواستهها مهم است اما شرکت ها باید بین خواسته و واقعیت توازن برقرار کنند. (در این مورد هم حتما بیشتر صحبت میکنم)
عجله نسل Z رو نمیشه تنها به تنبلی یا «ادعاها» نسبت داد. ریشه ها هم اجتماعی و تکنولوژیکاند و هم ناشی از تجربیات اقتصادی و روانی. شرکتهایی که بفهمن این عجله از کجا میاد و ابزارهایی برای پاسخ گویی ساختاری فراهم کنن، احتمالاً از این نسل بیشترین بهره را خواهند برد، بدون اینکه کیفیت و ثبات فرایند ها قربانی بشه. در پستهای بعدی میخوام عمیقتر برم سر موضوعات: مقایسه رفتار نسل Z با میلنیوم (نسل قبل زد ها)، تاثیر شبکه های اجتماعی روی سبک کار، و نمونههای عملی شرکتهایی که تجربشون رو گرفتم و میخوام به اشتراک بزارم.
بچه های نسل Z، همیشه بدرخشید. به امید موفقیت های روز افزون شما جوان های عزیز ...